واژگان ضروری برای TOEFL - ویژگی های شخصی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی های شخصی، مانند "مغرور"، "سرسخت"، "جسور" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
easy-going [صفت]
اجرا کردن

بی‌خیال

Ex: Our boss is easy-going as long as we meet our deadlines .

رئیس ما آسان‌گیر است تا زمانی که به مهلت‌های خود پایبند باشیم.

arrogant [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She came across as arrogant when she dismissed their suggestions .

وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.

courageous [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The courageous act of confronting her fears enabled Emily to overcome her phobia of public speaking .

عمل شجاعانه روبرو شدن با ترس‌هایش به امیلی اجازه داد تا بر هراسش از سخنرانی در جمع غلبه کند.

dishonest [صفت]
اجرا کردن

ناصادق

Ex: Cheating on exams is a dishonest practice that undermines academic integrity .

تقلب در امتحانات یک عمل نادرست است که یکپارچگی علمی را تضعیف می‌کند.

caring [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex:

در زمان‌های بحران، جوامع اغلب گرد هم می‌آیند و روحیه مهربان خود را نشان می‌دهند.

charitable [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Her charitable nature made her beloved in the neighborhood .

طبیعت نیکوکارانه او باعث شد که در محله محبوب شود.

genuine [صفت]
اجرا کردن

صادق

Ex: She faced a genuine moral conflict in her decision .

او با یک تعارض اخلاقی واقعی در تصمیم خود روبرو شد.

immoral [صفت]
اجرا کردن

غیراخلاقی

Ex: Discrimination based on race , gender , or religion is widely recognized as immoral behavior .

تبعیض بر اساس نژاد، جنسیت یا مذهب به طور گسترده‌ای به عنوان رفتاری غیراخلاقی شناخته می‌شود.

thoughtful [صفت]
اجرا کردن

متفکر

Ex: She went for a long walk in the woods , seeking a thoughtful perspective on recent challenges .

او برای پیاده‌روی طولانی در جنگل رفت، به دنبال دیدگاه اندیشمندانه در مورد چالش‌های اخیر بود.

patient [صفت]
اجرا کردن

صبور

Ex: The teacher was patient with the struggling student , providing extra help until they understood the concept .

معلم با دانش‌آموزی که در حال تقلا بود صبور بود و تا زمانی که مفهوم را درک کرد کمک اضافی ارائه داد.

stubborn [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex: His stubborn insistence on doing things his own way often caused delays in the project .

اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه می‌شد.

extrovert [صفت]
اجرا کردن

برون‌گرا

Ex: The team hired an extrovert presenter to engage the audience .

تیم یک مجری برون‌گرا استخدام کرد تا مخاطبان را درگیر کند.

introvert [صفت]
اجرا کردن

درون‌گرا

Ex:

مری یک نویسنده درونگرا است که از فرآیند درون‌نگری داستان‌گویی لذت می‌برد.

optimistic [صفت]
اجرا کردن

خوشبین

Ex: Even in the face of adversity , he maintained an optimistic outlook , focusing on potential solutions rather than dwelling on problems .

حتی در مواجهه با سختی‌ها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راه‌حل‌های بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.

pessimistic [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: The pessimistic outlook of the team members dampened morale and productivity .

چشم‌انداز بدبینانه اعضای تیم روحیه و بهره‌وری را کاهش داد.

اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: She walked into the room with a self-confident smile .

او با لبخندی با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.

اجرا کردن

مهربان

Ex: The elderly couple held hands as they walked down the street , their affectionate bond evident to all who passed by .

زوج سالخورده در حالی که در خیابان راه می‌رفتند دست یکدیگر را گرفتند، پیوند محبت‌آمیز آنها برای همه کسانی که از کنارشان گذشتند آشکار بود.

attentive [صفت]
اجرا کردن

بادقت

Ex: Attentive observation is crucial in scientific research .
cautious [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: She gave him a cautious smile , unsure of his intentions .

او به او یک لبخند محتاطانه داد، از نیاتش مطمئن نبود.

clumsy [صفت]
اجرا کردن

دست‌وپاچلفتی

Ex: The new employee 's clumsy handling of fragile items resulted in several broken dishes .

برخورد دست و پا چلفتی کارمند جدید با وسایل شکننده منجر به شکستن چندین ظرف شد.

daring [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The daring explorer ventured deep into the jungle , facing unknown dangers .

کاشف نترس به اعماق جنگل رفت و با خطرات ناشناخته روبرو شد.

eccentric [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: The eccentric billionaire spent his fortune on bizarre inventions .

میلیاردر عجیب و غریب ثروت خود را صرف اختراعات عجیب و غریب کرد.

اجرا کردن

مشتاق

Ex: Her enthusiastic applause showed her genuine appreciation for the performance .

تشویق پرشور او قدردانی واقعی او از اجرا را نشان داد.

dependable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اطمینان

Ex: The dependable car never lets its owner down , reliably getting them to their destination .

ماشین قابل اعتماد هرگز صاحب خود را ناامید نمی‌کند و با اطمینان آن‌ها را به مقصد می‌رساند.

greedy [صفت]
اجرا کردن

حریص

Ex: Greedy corporations prioritize profits over environmental conservation , leading to ecological destruction .

شرکت‌های حریص سود را بر حفظ محیط زیست ترجیح می‌دهند که منجر به تخریب زیست‌محیطی می‌شود.

immature [صفت]
اجرا کردن

نابالغ

Ex: The teenager 's immature decision-making caused concern among their parents .

تصمیم‌گیری نابالغ نوجوان باعث نگرانی والدینش شد.

اجرا کردن

خوش‌طینت

Ex: Even in the face of criticism , he responded with a good-natured laugh , diffusing the tension .

حتی در مواجهه با انتقاد، او با خنده‌ای خوش‌قلب پاسخ داد و تنش را کاهش داد.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Despite their differences , they were always sympathetic to each other 's feelings .

علیرغم تفاوت‌هایشان، آن‌ها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.

tolerant [صفت]
اجرا کردن

روادار

Ex: In a multicultural society , being tolerant of different customs and traditions is essential for promoting harmony and understanding .

در یک جامعه چندفرهنگی، مدارا با آداب و رسوم مختلف برای ترویج هماهنگی و درک ضروری است.

irritable [صفت]
اجرا کردن

تندمزاج

Ex: He becomes irritable when he has n't had enough sleep .
honorable [صفت]
اجرا کردن

محترم

Ex: The soldier received an award for his honorable service .

سرباز به خاطر خدمت شرافتمندانه‌اش جایزه دریافت کرد.

committed [صفت]
اجرا کردن

متعهد

Ex: The committed volunteer spends weekends helping at the local shelter , driven by a desire to make a difference in the lives of others .

داوطلب متعهد آخر هفته‌ها را در پناهگاه محلی کمک می‌کند، با انگیزه‌ای برای ایجاد تغییر در زندگی دیگران.