واژگان ضروری برای TOEFL - ویژگیهای شخصی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی های شخصی، مانند "مغرور"، "سرسخت"، "جسور" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
calm and not easily worried or annoyed

بیخیال, آسانگیر
او آنقدر آرام است که حتی وقتی برنامهها تغییر میکنند، فقط با جریان پیش میرود.
showing a proud, unpleasant attitude toward others and having an exaggerated sense of self-importance

مغرور, متکبر
مدیرعامل شرکت به دلیل رفتار مغرورانه خود شناخته شده بود که محیط کاری سمی ایجاد کرد.
expressing no fear when faced with danger or difficulty

شجاع, باشهامت
سگ نجات نشان داد یک تلاش شجاعانه در نجات جانها در طول مأموریت پاسخ به فاجعه.
not truthful or trustworthy, often engaging in immoral behavior

ناصادق, فریبکار
او به دلیل رفتار ناصادقانه دوستش احساس خیانت کرد، که شامل پخش شایعات پشت سر او میشد.
showing concern for the well-being of others and being kind and supportive in one's actions and interactions

مهربان, دلسوز
نگرش دلسوزانه معلم باعث شد دانشآموزان با مشکلات خود به راحتی به او مراجعه کنند.
willing to give money, time, or resources to help others, especially those less fortunate

دلسوز, مهربان
اهداکنندگان خیریه بال جدید بیمارستان کودکان را تأمین مالی کردند.
having an original and authentic nature

صادق, بیغلوغش
بحث یک تفاوت واقعی در دیدگاهها را برجسته کرد.
acting in a way that goes against accepted moral standards or principles

غیراخلاقی
آسیب رساندن عمدی به موجودات بیگناه به طور جهانی به عنوان رفتاری غیراخلاقی محکوم میشود.
thinking deeply about oneself and one's experiences, often resulting in new understandings or realizations

متفکر
او در نقاشی آرامش یافت، فرآیندی اندیشمندانه که به او اجازه میداد احساساتش را بیان کند.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
او در یادگیری یک زبان جدید صبر نشان داد، به طور منظم تمرین کرد تا روان شد.
unwilling to change one's attitude or opinion despite good reasons to do so

لجباز, کلهشق، یکدنده
علیرغم تلاشهای متعدد برای متقاعد کردن او به غیر این، او در تصمیم خود برای ترک شغل سرسخت باقی ماند.
enjoying interaction with others

برونگرا
کارمندان برونگرا تمایل دارند از پروژههای مشارکتی بیشتر از پروژههای انفرادی لذت ببرند.
quiet and shy and wanting to spend time with oneself instead of with others

درونگرا
تام یک کوهنورد درونگرا است که زیبایی طبیعت را در انزوا و آرامش کشف میکند.
having a hopeful and positive outlook on life, expecting good things to happen

خوشبین, مثبتاندیش
سرمایهگذاران خوشبین علیرغم ریسکها به تزریق پول به استارتاپ ادامه دادند.
having or showing a negative view of the future and always waiting for something bad to happen

بدبین
تن بدبینانه نوشتههایش منعکسکننده دیدگاه تاریک نویسنده نسبت به زندگی بود.
(of a person) having trust in one's abilities and qualities

بااعتمادبهنفس
رهبر با اعتماد به نفس با جهتدهی روشن خود اعتماد و احترام را در میان اعضای تیم الهام بخشید.
expressing love and care

مهربان, پرمهرومحبت
آنها نگاههای محبتآمیز را در سراسر اتاق رد و بدل کردند، عشقشان به یکدیگر در چشمانشان آشکار بود.
focusing with interest or concentration

بادقت, حواسجمع
تماشاگران در طول اجرا متمرکز بودند.
(of a person) careful to avoid danger or mistakes

محتاط, مراقب
کارآگاه با خوشبینی محتاطانه پیش رفت، به امید کشف سرنخهای جدید در پرونده.
doing things or moving in a way that lacks control and care, usually causing accidents

دستوپاچلفتی, سربههوا
او از دست و پا چلفتی خود در مقابل همکلاسیهایش خجالت کشید.
brave enough to take risks and do dangerous things

شجاع, بیپروا
روزنامهنگار نترس حقیقت پشت طرحهای سیاستمدار فاسد را فاش کرد.
slightly strange in behavior, appearance, or ideas

غیر عادی, عجیب و غریب
پروفسور عجیب و غریب اغلب کلاس را در پارک برگزار میکرد.
having or showing intense excitement, eagerness, or passion for something

مشتاق
طرفداران پرشور برای گروه مورد علاقهشان با صدای بلند تشویق کردند.
able to be relied on to do what is needed or asked of

قابلاطمینان
معلم قابل اعتماد حمایت و راهنمایی مداوم را به دانشآموزان ارائه میدهد.
having an excessive and intense desire for something, especially wealth, possessions, or power

حریص, طمعکار
سیاستمدار حریص در ازای قوانین مساعد، رشوه قبول کرد و اعتماد عمومی را خیانت کرد.
not fully developed mentally or emotionally, often resulting in behaviors or reactions that are childish

نابالغ
او متوجه شد که واکنشش نابالغ بود و به خاطر طغیانش عذرخواهی کرد.
displaying kindness and patience when interacting with others

خوشطینت, مهربان
غریبه خوشقلب به پیرزن کمک کرد تا از خیابان شلوغ عبور کند.
showing care and understanding toward other people, especially when they are not feeling good

دلسوز, مهربان
درمانگر یک محیط همدلانه برای مراجعان خود فراهم کرد تا احساسات خود را به اشتراک بگذارند.
showing respect to what other people say or do even when one disagrees with them

روادار, مداراگر
والد مداراگر فرزندان خود را تشویق کرد تا باورها و ارزشهای خود را کاوش کنند، حتی اگر با باورها و ارزشهای خودش متفاوت بودند از آنها حمایت کرد.
prone to annoyance or frustration

تندمزاج
هوای گرم همه را در دفتر تحریکپذیر و بدخلق کرد.
morally good and deserving respect

محترم, شریف
willing to give one's energy and time to something because one believes in it

متعهد
علیرغم مشکلات، کارآفرین متعهد با اشتیاق و عزم به دنبال ایده کسب و کار خود میرود.
