واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - Education

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آموزش، مانند "gpa"، "alumnus"، "dropout" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
اجرا کردن

نمره معدل

Ex: Students may have their grade point averages recalculated if they repeat courses to improve their grades .

اگر دانش‌آموزان برای بهبود نمرات خود دوره‌ها را تکرار کنند، ممکن است میانگین نمرات آن‌ها مجدداً محاسبه شود.

اجرا کردن

مدرک معادل دیپلم

Ex: He was determined to get his General Equivalency Diploma to improve his career prospects .

او مصمم بود که دیپلم معادل عمومی خود را برای بهبود چشم‌اندازهای شغلی خود به دست آورد.

اجرا کردن

کارشناسی رشته‌های علوم انسانی

Ex: She was excited to receive her Bachelor of Arts diploma during the graduation ceremony .

او از دریافت مدرک Bachelor of Arts خود در مراسم فارغ‌التحصیلی هیجان‌زده بود.

اجرا کردن

کارشناسی رشته‌های علوم پایه و مهندسی

Ex: He decided to pursue a Bachelor of Science in Physics because he has always been fascinated by how things work .

او تصمیم گرفت که یک Bachelor of Science در فیزیک دنبال کند زیرا همیشه مجذوب این بوده که چیزها چگونه کار می‌کنند.

alumna [اسم]
اجرا کردن

فارغ التحصیل (زن)

Ex:

مجله دانشگاه شامل مصاحبه‌هایی با فارغ‌التحصیلان زن است که سهم قابل توجهی در حرفه‌های خود داشته‌اند.

alumnus [اسم]
اجرا کردن

فارغ‌التحصیل (معمولاً مرد)

Ex: After graduation , he became a successful entrepreneur , making his alma mater proud of their accomplished alumnus .

پس از فارغ‌التحصیلی، او یک کارآفرین موفق شد و دانشگاهش را به داشتن چنین فارغ‌التحصیل موفقی مفتخر کرد.

alma mater [اسم]
اجرا کردن

مدرسه یا دانشگاه سابق

Ex: They visited their alma mater to tour the renovated library .

آن‌ها از alma mater خود دیدن کردند تا از کتابخانه بازسازی شده بازدید کنند.

cum laude [قید]
اجرا کردن

به‌عنوان شاگرد سوم

Ex: He earned his degree cum laude after years of dedication and study .

او پس از سال‌ها فداکاری و مطالعه، مدرک خود را با عنوان cum laude کسب کرد.

freshman [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال اولی

Ex: Mark made new friends during his first week as a freshman in high school .

مارک در اولین هفته‌اش به عنوان دانشجوی سال اول در دبیرستان دوستان جدیدی پیدا کرد.

dropout [اسم]
اجرا کردن

فرد ترک‌تحصیل‌کرده

Ex: The dropout was determined to prove that he could achieve his dreams without a traditional education .

ترک‌تحصیل‌کرده مصمم بود ثابت کند که می‌تواند بدون آموزش سنتی به رویاهایش برسد.

اجرا کردن

یادگیری تلفیقی

Ex: Many schools are incorporating blended learning to help students stay engaged and improve their technology skills .

بسیاری از مدارس یادگیری ترکیبی را برای کمک به دانش‌آموزان در حفظ مشارکت و بهبود مهارت‌های فناوری خود به کار می‌گیرند.

اجرا کردن

مدرسه‌ عالی دوساله

Ex: The community college near my house has excellent evening courses for working adults .

کالج جامعه نزدیک خانه من دوره های عالی شبانه برای بزرگسالان شاغل دارد.

اجرا کردن

آموزش و پرورش مختلط

Ex: Co-education helps students learn how to work and collaborate with people of the opposite gender .

آموزش مختلط به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا یاد بگیرند چگونه با افراد جنس مخالف کار و همکاری کنند.

اجرا کردن

دوره بزرگسالان

Ex: The company encouraged employees to pursue continuing education to enhance their expertise .

شرکت کارمندان را تشویق کرد تا آموزش مداوم را دنبال کنند تا تخصص خود را افزایش دهند.

اجرا کردن

آموزش کودکان استثنایی

Ex: The conference focused on new technologies used in special education to assist students with hearing impairments .

کنفرانس بر روی فناوری‌های جدید مورد استفاده در آموزش ویژه برای کمک به دانش‌آموزان با اختلالات شنوایی تمرکز داشت.

collegiate [صفت]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: The collegiate housing complex provided amenities for students .

مجتمع مسکونی دانشگاهی امکاناتی برای دانشجویان فراهم کرد.

absentee [اسم]
اجرا کردن

غایب

Ex: The school called parents of frequent absentees to discuss the issue .

مدرسه والدین غایبان مکرر را برای بحث در مورد این موضوع فراخواند.

colloquium [اسم]
اجرا کردن

سمینار

Ex: The keynote speaker delivered a compelling address at the colloquium , highlighting emerging challenges and opportunities in the field .

سخنران اصلی در همایش یک سخنرانی قانع‌کننده ارائه داد و چالش‌ها و فرصت‌های نوظهور در این زمینه را برجسته کرد.

اجرا کردن

هنرستان هنرهای زیبا

Ex: Graduates of the conservatory went on to achieve success in their respective fields , landing leading roles on Broadway , performing with top orchestras , and exhibiting their artwork in galleries worldwide .

فارغ‌التحصیلان هنرستان در زمینه‌های مربوطه خود به موفقیت ادامه دادند، نقش‌های اصلی در برادوی به دست آوردند، با ارکسترهای برتر اجرا کردند و آثار هنری خود را در گالری‌های سراسر جهان به نمایش گذاشتند.

curricular [صفت]
اجرا کردن

مربوط به برنامه تحصیلی

Ex: The college offers a broad range of extracurricular and curricular programs .

کالج طیف گسترده‌ای از برنامه‌های درسی و فوق‌برنامه ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

فوق‌برنامه (فعالیت)

Ex: Students are encouraged to explore extracurricular opportunities to pursue their interests outside of the classroom .

از دانش‌آموزان تشویق می‌شود تا فرصت‌های فوق برنامه را برای پیگیری علایق خود خارج از کلاس کشف کنند.

credit [اسم]
اجرا کردن

واحد درسی

Ex: The program grants credit for laboratory work .
custodian [اسم]
اجرا کردن

سرایدار

Ex: A diligent custodian keeps the office clean and organized .
dean [اسم]
اجرا کردن

مدیرگروه (دانشگاهی)

Ex:

به عنوان رئیس دانشکده، پروفسور جانسون متعهد به ترویج تنوع و شمول در دانشکده است.

faculty [اسم]
اجرا کردن

هیئت علمی

Ex: He joined the faculty after completing his postdoctoral research .

او پس از اتمام تحقیقات پسادکتری خود به هیئت علمی پیوست.

chair [اسم]
اجرا کردن

جایگاه استادی (دانشگاه)

Ex: The university is currently seeking a new chair for the business school to lead its strategic initiatives and academic programs .

دانشگاه در حال حاضر به دنبال یک رئیس کرسی جدید برای دانشکده کسب و کار است تا ابتکارات استراتژیک و برنامه‌های آکادمیک آن را رهبری کند.

اجرا کردن

استادتمام

Ex: Full professors have the responsibility to shape the curriculum and guide departmental policies .

استادان تمام‌وقت مسئولیت شکل‌دهی به برنامه درسی و راهنمایی سیاست‌های بخش را دارند.

اجرا کردن

مشاور تحصیلی

Ex: A meeting with the guidance counselor was arranged to discuss options after graduation .

جلسه‌ای با مشاور راهنمایی ترتیب داده شد تا گزینه‌های پس از فارغ‌التحصیلی مورد بحث قرار گیرد.

scholar [اسم]
اجرا کردن

محقق

Ex: The scholar spent years studying historical texts to uncover new insights about the period .

دانشمند سال‌ها را صرف مطالعه متون تاریخی کرد تا بینش‌های جدیدی درباره آن دوره کشف کند.

detention [اسم]
اجرا کردن

تنبیه (در مدرسه)

Ex: The teacher stayed after school to supervise detention for students who needed to make up missed work .

معلم بعد از مدرسه ماند تا بر تنبیه دانش‌آموزانی که نیاز به جبران کارهای از دست رفته داشتند نظارت کند.

to suspend [فعل]
اجرا کردن

موقت اخراج کردن

Ex: Due to his behavior , the school decided to suspend him for the rest of the week .

به دلیل رفتارش، مدرسه تصمیم گرفت او را برای بقیه هفته تعلیق کند.

expulsion [اسم]
اجرا کردن

اخراج

Ex: Her expulsion from the team came as a result of repeated tardiness .

اخراج او از تیم در نتیجه تاخیرهای مکرر بود.

to enroll [فعل]
اجرا کردن

ثبت‌نام کردن

Ex:

پس از تصمیم به تغییر شغل، او به سرعت در یک برنامه توسعه حرفه‌ای ثبت نام کرد.

extension [اسم]
اجرا کردن

دوره پاره‌وقت

Ex: Extension students have access to some campus facilities .
fraternity [اسم]
اجرا کردن

انجمن دانشگاهی (مختص پسران)

Ex: The fraternity held regular social events , including parties and barbecues .

انجمن برادری به طور منظم رویدادهای اجتماعی از جمله مهمانی‌ها و باربیکیو برگزار می‌کرد.

sorority [اسم]
اجرا کردن

انجمن دانشگاهی (مختص دختران)

Ex: Sorority houses serve as hubs for social gatherings and group activities , fostering a sense of belonging among members .

خانه‌های انجمن خواهری به عنوان مراکزی برای گردهمایی‌های اجتماعی و فعالیت‌های گروهی عمل می‌کنند و حس تعلق را در بین اعضا تقویت می‌کنند.

SAT [اسم]
اجرا کردن

آزمون اس‌اِی‌تی

Ex: Many colleges and universities require applicants to submit SAT scores as part of the admissions process .

بسیاری از کالج‌ها و دانشگاه‌ها از متقاضیان می‌خواهند که نمرات SAT را به عنوان بخشی از فرآیند پذیرش ارائه دهند.