سطح فوق متوسط - عشق و ازدواج
واژگان را برای صحبت درباره عشق، روابط عاشقانه و ازدواج به زبان فرانسوی بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
célébration du 25ème anniversaire de mariage

سالگرد ازدواج پس از 25 سال زندگی
آنها برای عروسی نقرهای خود یک مهمانی بزرگ ترتیب دادند.
célébration du 50ème anniversaire de mariage

سالگرد ازدواج پس از 50 سال زندگی
آنها در حال آمادهسازی یک پذیرایی بزرگ برای عروسی طلایی خود هستند.
union légalement reconnue par l'État, distincte de la cérémonie religieuse

ازدواج غیر شرعی, ازدواج مدنی
ازدواج مدنی حقوق قانونی را برای زوجها تضمین میکند.
fête ou cérémonie organisée pour célébrer un mariage

جشن عروسی, عروسی
آنها تمام دوستانشان را به عروسی دعوت کردند.
période pendant laquelle deux personnes sont promises l'une à l'autre avant le mariage

نامزدی, دوران نامزدی
نامزدی اغلب چند ماه طول میکشد.
bague portée pour symboliser le mariage ou l'union d'un couple

حلقه ازدواج
حلقه ازدواج او بر انگشت عروس میدرخشد.
promettre officiellement de se marier avec quelqu'un

نامزد شدن (زناشویی)
او قرار است این آخر هفته با دوست پسرش نامزد کند.
unir légalement ou religieusement sa vie à celle de quelqu'un

ازدواج کردن, با هم ازدواج کردن
او در ماه ژوئن با دوستش ازدواج خواهد کرد.
une relation de couple où deux personnes vivent ensemble comme mari et femme sans être légalement mariées

زناشویی (غیر رسمی), رابطه زناشویی بدون ازدواج
همزیستی همان حقوق ازدواج را اعطا نمیکند.
conclure un PACS (Pacte civil de solidarité), une union légale entre deux personnes pour organiser leur vie commune sans être mariées

باهم مشترکا زندگی کردن (توسط قانون پکس)
بسیاری از زوجها ترجیح میدهند برای آزادی بیشتر PACS ببندند.
qualité d'une relation agréable et amicale entre les personnes

روابط دوستانه, روابط صمیمانه
آنها از صمیمیت محلهشان قدردانی میکنند.
prendre un engagement ou une responsabilité

متعهد شدن, تعهد دادن
او در یک انجمن خیریه مشغول میشود.
qui concerne le mariage et la vie des époux

زناشویی, (مربوط به) زن و شوهر
زندگی زوجی ممکن است در ابتدا دشوار باشد.
promesse officielle de se marier, étape avant le mariage

نامزدی
نامزدی یک گام مهم قبل از ازدواج است.
action de se remettre d'accord ou de réparer une relation après un conflit

آشتی, مصالحه، سازش
آشتی دو کشور توسط همه مورد استقبال قرار گرفت.
relation sentimentale ou sexuelle sans engagement sérieux

رابطه (عاشقانه)
آنها در تعطیلات تابستانی یک رابطهی گذرا داشتند.
attirer quelqu'un par son charme, son apparence ou sa personnalité

مجذوب کردن, شیفته کردن
او به راحتی با لبخندش فریب میدهد.
qui respecte ses engagements et reste fidèle

وفادار, با وفا
او در رابطه عاشقانهاش وفادار و وفادار است.
qui concerne les sentiments ou les émotions

عاطفی, احساسی
او دلبستگی عاطفی خود را به خانوادهاش بیان میکند.
période de vacances ou de bonheur passée par les jeunes mariés après leur mariage

ماه عسل, سفر ماه عسل
ماه عسل معمولاً یک تا دو هفته طول میکشد.
