سطح اولیه - سلامتی و بدن
اینجا شما کلمات مربوط به سلامتی و بدن مانند قلب، درد، آنفولانزا و سالم را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح A2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Der vordere Teil vom Kopf

صورت, چهره
او چهرهاش را نشان میدهد.
Ein Zustand ohne Krankheit

تندرستی, سلامتی
حرکت برای سلامت خوب است.
Eine ansteckende Krankheit mit Fieber und Husten

آنفولانزا
بسیاری از مردم در زمستان آنفولانزا میگیرند.
Ein Organ, das Blut pumpt

قلب
من تو را با تمام قلبم دوست دارم.
Flüssigkeit im Körper, die Leben gibt

خون
خون از زخم جاری میشود.
Das ganze Fleisch und die Knochen eines Menschen oder Tieres

بدن
بدن عضلات زیادی دارد.
Ein Organ im Körper für die Verdauung

شکم, معده
او یک معده بیمار دارد.
Der hintere Teil vom Körper

کمر
کمر برای وضعیت مهم است.
Ein unangenehmes Gefühl im Körper

درد
درد میتواند بسیار ناخوشایند باشد.
Viel Nasenschleim, der aus der Nase läuft

آبریزش بینی
او هنگام سرماخوردگی از دستمال استفاده میکند.
Hartes Teil im Mund zum Kauen

دندان
کودکان دندانهای اول خود را از دست میدهند.
Wenn Blut aus dem Körper kommt

خون ریزی کردن, خون از دست دادن
او به او کمک میکند چون او خونریزی میکند.
Eine leichte Krankheit mit Husten, Schnupfen oder Halsschmerzen haben

سرما خوردن, سرماخوردگی داشتن
Luft laut aus dem Hals stoßen

سرفه کردن
او در یک دستمال سرفه میکند.
Sich wehtun oder den Körper beschädigen

صدمه دیدن, آسیب دیدن
ما نباید به خودمان آسیب برسانیم.
In guter körperlicher Verfassung

تندرست, خوشاندام
مادربزرگ من هنوز در 80 سالگی سالم است.
Körperlich und geistig fit

تندرست, سالم، سرحال
او میوه میخورد تا سالم بماند.
Eine Firma, die bei Krankheit die Kosten zahlt

بیمه درمانی
او در یک شرکت بیمه سلامت کار میکند.
Etwas, das hilft, wenn man krank ist

دارو
دارو در داروخانه است.
Ein Zettel vom Arzt für Medizin

نسخه, نسخه دارو
بدون نسخه، دارویی وجود ندارد.
Eine Prüfung durch den Arzt

معاینه
معاینه هیچ بیماری را نشان نمیدهد.
Ein Teil der Hand zum Greifen

انگشت, انگشت دست
انگشتان من سرد هستند.
Körperteil zwischen Hals und Arm

شانه, کتف
پزشک شانهی من را معاینه کرد.
Vorderer Teil des Körpers zwischen Hals und Bauch

سینه
او یک آسیب در سینه دارد.
Gelenk zwischen Oberschenkel und Unterschenkel

زانو
او بر روی زانو زانو زد تا دعا کند.
Ein lebenswichtiges Organ im Brustkorb, das für die Atmung verantwortlich ist und den Körper mit Sauerstoff versorgt

شش, ریه
پس از عمل، او توانست دوباره آزادانه نفس بکشد – ریههایش بهبود یافته بودند.
Eine kleine feste Arzneiform zum Einnehmen

قرص
این قرص بسیار قوی است.
Ein Stoff, der Krankheiten heilt oder lindert

دارو, دوا
این دارو طعم تلخی دارد.
Genau ansehen, ob jemand krank ist

معاینه کردن
لطفاً معاینه کنید پشتم را.