واژگان برای آموزش و یادگیری به زبان آلمانی

اینجا کلمات مربوط به آموزش و یادگیری مانند دانشگاه، آموزش، امتحان و یادگیری را یاد می‌گیری که برای زبان‌آموزان سطح A2 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح اولیه
اجرا کردن

کارآموزی

Ex: Die Ausbildung dauert drei Jahre.

آموزش سه سال طول می‌کشد.

اجرا کردن

مشاوره

Ex: Die Bank bietet kostenlose Beratungen an.

بانک مشاوره‌های رایگان ارائه می‌دهد.

der Inhalt [اسم]
اجرا کردن

محتوا

Ex: Der Inhalt dieses Buches ist sehr interessant.

محتوا این کتاب بسیار جالب است.

اجرا کردن

دانش

Ex: Ohne Kenntnis der Sprache ist es schwer.

بدون دانش زبان، دشوار است.

اجرا کردن

دانشگاه

Ex: Die Universität bietet viele Studiengänge an.

دانشگاه برنامه‌های تحصیلی زیادی ارائه می‌دهد.

die Notiz [اسم]
اجرا کردن

یادداشت

Ex: Sie hinterließ eine Notiz auf dem Tisch.

او یک یادداشت روی میز گذاشت.

die Note [اسم]
اجرا کردن

نمره

Ex: Seine Noten sind diesmal besser.

نمره‌هایش این بار بهتر است.

das Zeugnis [اسم]
اجرا کردن

گواهی

Ex: Das Arbeitszeugnis bestätigt seine Leistungen.

گواهی کار عملکرد او را تأیید می‌کند.

denken [فعل]
اجرا کردن

فکر کردن

Ex: Ich denke über das Problem nach.

من در مورد مشکل فکر می‌کنم.

اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: Dieses Wörterbuch hat auch Beispielsätze.

این فرهنگ لغت همچنین جملات مثال دارد.

das Abitur [اسم]
اجرا کردن

امتحان نهایی

Ex: Sie hat das Abitur mit guten Noten bestanden.

او آزمون نهایی دبیرستان را با نمرات خوب گذراند.

die Lösung [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل

Ex: Überprüfe deine Lösung.

راه‌حل خود را بررسی کن.

اجرا کردن

کلاس

Ex: Der Mathematik-Unterricht ist schwer.

درس ریاضی سخت است.

der Test [اسم]
اجرا کردن

آزمون

Ex: Der Test war einfach.

آزمون آسان بود.

das Thema [اسم]
اجرا کردن

موضوع

Ex: Das ist ein interessantes Thema.

این یک موضوع جالب است.

اجرا کردن

نام‌نویسی کردن

Ex: Wo kann ich mein Kind anmelden?

کجا می‌توانم فرزندم را ثبت نام کنم؟

اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: Schüler gehen von 8 bis 13 Uhr zur Schule.

دانش‌آموزان از ساعت 8 تا 13 به مدرسه می‌روند.

wiederholen [فعل]
اجرا کردن

تکرار کردن

Ex: Ich wiederhole die Wörter laut.

من تکرار می‌کنم کلمات را با صدای بلند.

die Lehre [اسم]
اجرا کردن

کارآموزی

Ex: Die Lehre dauert dreieinhalb Jahre.

آموزش سه سال و نیم طول می‌کشد.

der Zettel [اسم]
اجرا کردن

برگه یادداشت

Ex: Er klebte einen Zettel an den Kühlschrank.

او یادداشتی را روی یخچال چسباند.

der Prüfer [اسم]
اجرا کردن

ممتحن

Ex: Die Prüferin war sehr freundlich.

آزمون‌گیر بسیار دوستانه بود.

notieren [فعل]
اجرا کردن

یادداشت کردن

Ex: Sie notierte die Telefonnummer.

او شماره تلفن را یادداشت کرد.

bestehen [فعل]
اجرا کردن

موفق شدن

Ex: Ich hoffe, ich bestehe den Test.

امیدوارم که آزمون را پاس کنم.

korrigieren [فعل]
اجرا کردن

تصحیح کردن

Ex: Kannst du meine Aussprache korrigieren?

می‌توانی تلفظ من را تصحیح کنی ؟

اجرا کردن

برنامه کلاسی

Ex: Ich habe den Stundenplan verloren.

من برنامه زمانی را گم کردم.

lösen [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: Sie löst das Rätsel.

او معما را حل می‌کند.