Etwas das man machen muss

تکلیف
کارهایت را فراموش نکن!
Eine Beschreibung oder Erklärung, wie man etwas macht

راهنما, راهنمای استفاده، کتاب راهنما
من به یک راهنما برای برنامه نیاز دارم.
Eine Aussage, die etwas klar macht oder erklärt

توضیح
او درخواست یک توضیح واضح کرد.
Eine Aufgabe zum Lernen oder Trainieren

تمرین
تمرین مهارتهای زبانی شما را بهبود میبخشد.
Etwas von einem anderen Text oder Bild kopieren

رونویسی کردن, مشابه نوشتن
او نامه را به اشتباه کپی کرد.
Etwas hinzufügen, um es vollständig zu machen

تکمیل کردن, اضافه کردن، کامل کردن، پر کردن
ویتامین D رژیم غذایی را تکمیل میکند.
Fehler erkennen und richtigstellen

تصحیح کردن, درست کردن، اصلاح کردن
نرمافزار به طور خودکار اشتباهات تایپی را تصحیح میکند.
Etwas mit einer Linie darunter markieren

زیر (چیزی) خط کشیدن, تاکید کردن
او اهمیت موضوع را تأکید کرد.
Wichtige Punkte kurz und klar darstellen

جمعبندی کردن, خلاصه کردن
در پایان جلسه، همه چیز را خلاصه کردند.
Etwas systematisch untersuchen, um seine Bestandteile, Struktur oder Funktionsweise zu verstehen

تحلیل کردن, بررسی کردن
مربی تحلیل کرد اشتباهات تیم را.
Nachdenken, um eine Entscheidung zu treffen

فکر کردن, تصمیم گرفتن
ما در حال فکر کردن به یک برنامه هستیم.
Die volle Aufmerksamkeit auf etwas richten

تمرکز کردن
تمرکز کن بر روی نکات اصلی !
etwas einer Person oder einer Gruppe zeigen, erklären oder vorführen

ارائه کردن, معرفی کردن
Jemandem Wissen oder Fähigkeiten beibringen

درس دادن, آموزش دادن، تدریس کردن
استاد تدریس میکند پزشکی.
Person, die etwas lernt

یادگیرنده, آموزنده
یادگیرندگان با گذشت زمان بهبود مییابند.
Eine Person, die an der Universität lernt

دانشجو
دانشجو برای پایاننامهاش یاد میگیرد.
Etwas im Kopf haben oder kennen

دانستن, شناختن
او نمیداند که آن چیست.
Systematisches Wissen über die Welt

علم, دانش
علم فناوریهای جدید را توسعه میدهد.
Eine Organisation, die sich auf Forschung, Bildung oder spezielle Aufgaben konzentriert

بنیاد, موسسه، انستیتو
این مؤسسه از پروژههای اجتماعی در سراسر جهان حمایت میکند.
Kurs mit viel Lernen in kurzer Zeit

دوره فشرده
بسیاری از دانشآموزان یک دوره فشرده را قبل از امتحان انتخاب میکنند.
Halbjahr im Studium

نیمسال, ترم
در برنامه ترم تمام تاریخهای مهم ذکر شدهاند.
Letzte Prüfung am Gymnasium

امتحان نهایی, امتحان نهایی دوره متوسطه
آبیتور برای آینده بسیار مهم است.
Das Beenden einer Ausbildung oder eines Studiums

فارغ التحصیلی, اتمام تحصیل
بسیاری به فارغالتحصیلی خود افتخار میکنند.
durch eine Ausbildung für einen Beruf oder eine bestimmte Tätigkeit vorbereitet

آموزش دیده, مهارت دیده
Eine praktische Berufsausbildung im dualen System

کارآموزی, شاگردی، کارورزی
بسیاری از صنعتگران با یک کارآموزی شروع میکنند.
eine Stelle in einem Betrieb, bei der man einen Beruf praktisch lernt

موقعیت کارآموزی, محل کارآموزی
eine Weiterbildung, durch die man berufliche Kenntnisse oder Fähigkeiten verbessert

آموزش تکمیلی, آموزش پیشرفته
Fortsetzung der Ausbildung nach Berufseintritt zur Wissenserweiterung oder Spezialisierung

تحصیلات عالی, ادامه تحصیل
من گواهی خود را به طور ایمن نگه میدارم.
