واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - اخبار و روزنامه نگاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اخبار و روزنامه نگاری، مانند "blaze"، "carry"، "organ" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
اجرا کردن

اتوکیو

Ex: The teleprompter malfunctioned halfway through the broadcast , leaving the news anchor to improvise until it was fixed .

تلپرمپتر در میانه پخش از کار افتاد و مجری خبر را مجبور به بداهه‌گویی کرد تا زمانی که تعمیر شد.

teletext [اسم]
اجرا کردن

پیام‌نما

Ex: The decline of teletext began with the rise of the internet and digital broadcasting technologies .

افول تل تکست با ظهور اینترنت و فناوری‌های پخش دیجیتال آغاز شد.

tell-all [صفت]
اجرا کردن

افشاگرانه

Ex: The memoir provided a tell-all account of the author 's experiences growing up in a famous family .

خاطرات یک روایت همه‌چیز را گفتن از تجربیات نویسنده در بزرگ شدن در یک خانواده مشهور ارائه داد.

to blaze [فعل]
اجرا کردن

خبری را پخش کردن

Ex: The magazine blazed the feature article on the latest scientific breakthrough , shedding light on groundbreaking research .

مجله مقاله ویژه درباره آخرین پیشرفت علمی را برجسته کرد، که روشنگری تحقیقات پیشگامانه بود.

to carry [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن

Ex: The sports network will carry the live broadcast of the championship game .

شبکه ورزشی پخش زنده بازی قهرمانی را بر عهده خواهد داشت.

back issue [اسم]
اجرا کردن

نسخه قدیمی (روزنامه و مجله)

Ex: The newspaper website offers digital access to back issues dating back several decades .

وبسایت روزنامه دسترسی دیجیتالی به شماره‌های قدیمی که به چندین دهه قبل برمی‌گردد را ارائه می‌دهد.

backstory [اسم]
اجرا کردن

پیشینه خبر

Ex: Reporters often supply the backstory to clarify complex events .
lead story [اسم]
اجرا کردن

خبر اصلی (روزنامه و غیره)

Ex: The lead story on the website garnered the most views and comments from readers .

داستان اصلی در وب سایت بیشترین بازدید و نظرات را از خوانندگان به دست آورد.

broadsheet [اسم]
اجرا کردن

روزنامه قطع بزرگ

Ex: The broadsheet 's arts section reviewed the latest exhibitions and cultural events in the city .

بخش هنری روزنامه جدی آخرین نمایشگاه‌ها و رویدادهای فرهنگی شهر را مرور کرد.

gazette [اسم]
اجرا کردن

مجله رسمی

Ex: The historical society maintains archives of old gazettes , providing valuable insights into the past .

انجمن تاریخی آرشیو روزنامه‌های رسمی قدیمی را حفظ می‌کند که بینش ارزشمندی از گذشته ارائه می‌دهد.

organ [اسم]
اجرا کردن

نشریه یک حزب یا سازمان

Ex: The environmental group 's organ advocates for conservation efforts , environmental policies , and sustainable practices .

ارگان گروه محیط زیست از تلاش‌های حفاظتی، سیاست‌های محیط زیستی و شیوه‌های پایدار دفاع می‌کند.

advertorial [اسم]
اجرا کردن

رپرتاژ آگهی

Ex: The advertorial on healthy eating included tips and recipes , while also promoting a new line of organic food products .

مقاله تبلیغاتی درباره تغذیه سالم شامل نکات و دستورالعمل‌ها بود، در حالی که یک خط جدید از محصولات غذایی ارگانیک را نیز تبلیغ می‌کرد.

byline [اسم]
اجرا کردن

کادر نام نویسنده

Ex: The editor decided to remove the byline from the article to maintain the publication 's editorial voice .

ویرایشگر تصمیم گرفت نام نویسنده را از مقاله حذف کند تا صدای تحریریه انتشار را حفظ کند.

canard [اسم]
اجرا کردن

خبر یا داستان دروغین

Ex: Social media platforms are often used to spread canards and misinformation , leading to confusion and distrust .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی اغلب برای انتشار شایعات بی‌اساس و اطلاعات نادرست استفاده می‌شوند که منجر به سردرگمی و بی‌اعتمادی می‌شود.

censorship [اسم]
اجرا کردن

سانسور

Ex: The filmmaker criticized censorship as limiting artistic expression .

فیلمساز سانسور را به عنوان محدودکننده بیان هنری مورد انتقاد قرار داد.

write-up [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: The software company received a negative write-up in a tech blog , highlighting flaws in their latest product release .

شرکت نرم‌افزاری یک نوشته منفی در یک وبلاگ فناوری دریافت کرد که نقص‌های آخرین انتشار محصولشان را برجسته می‌کرد.

اجرا کردن

روزنامه‌نگاری زرد

Ex: The editorials exposed the dangers of yellow journalism in shaping public opinion .

مقاله‌های سرمقاله خطرات روزنامه‌نگاری زرد را در شکل‌دهی به افکار عمومی آشکار کردند.

supplement [اسم]
اجرا کردن

پیوست

Ex: The sports supplement is popular among readers who enjoy in-depth coverage of games , matches , and athlete profiles .

ضمیمه ورزشی در بین خوانندگانی که از پوشش عمیق بازی‌ها، مسابقات و پروفایل ورزشکاران لذت می‌برند محبوب است.

stringer [اسم]
اجرا کردن

خبرنگار نیمه‌وقت

Ex: The stringer 's role is crucial in providing coverage of events that may not be covered by full-time staff reporters .

نقش خبرنگار آزاد در پوشش رویدادهایی که ممکن است توسط گزارشگران تمام وقت پوشش داده نشوند، حیاتی است.

stop press [اسم]
اجرا کردن

خبر فوری

Ex: The newspaper 's website posted a stop press alert , directing readers to the latest updates on the developing story .

وبسایت روزنامه یک هشدار stop press منتشر کرد، خوانندگان را به آخرین به‌روزرسانی‌ها در مورد داستان در حال توسعه هدایت می‌کند.

sidebar [اسم]
اجرا کردن

ستون فرعی

Ex: The sidebar highlighted key statistics and data relevant to the main story , providing readers with a quick overview .

نوار کناری آمار و داده‌های کلیدی مرتبط با داستان اصلی را برجسته کرد و به خوانندگان یک نمای کلی سریع ارائه داد.

scoop [اسم]
اجرا کردن

خبر دست‌اول

Ex: The editor praised the reporter for her scoop on the local election results , which was picked up by national news outlets .

ویراستار از خبرنگار به خاطر اکتشاف او در مورد نتایج انتخابات محلی تقدیر کرد، که توسط رسانه‌های ملی پوشش داده شد.

roundup [اسم]
اجرا کردن

سرخط خبرها

Ex: The radio station airs a roundup of sports news every evening , covering scores , highlights , and upcoming events .

ایستگاه رادیویی هر شب خلاصه‌ای از اخبار ورزشی را پخش می‌کند که شامل نتایج، نکات برجسته و رویدادهای آینده می‌شود.

rave [اسم]
اجرا کردن

مقاله تمجیدآمیز

Ex: The online review of the new art exhibition was a rave , praising the artists ' creativity and talent .

بررسی آنلاین نمایشگاه هنری جدید یک ستایش مشتاقانه بود که خلاقیت و استعداد هنرمندان را ستایش می‌کرد.

lede [اسم]
اجرا کردن

مقدمه خبر

Ex: The editor suggested reworking the lede to make it more attention-grabbing and informative .

ویراستار پیشنهاد کرد که لید بازنویسی شود تا جذاب‌تر و информаativeتر شود.

op-ed [اسم]
اجرا کردن

بخش نظرات روزنامه

Ex: The op-ed argued for the need to address climate change through bold policy initiatives and collective action .

مقاله نظر برای نیاز به مقابله با تغییرات آب و هوایی از طریق ابتکارات سیاستی جسورانه و اقدام جمعی استدلال کرد.

offprint [اسم]
اجرا کردن

چاپ مجزا

Ex: The professor shared offprints of his latest research findings with students interested in the topic .

پروفسور پرینت‌های جداگانه از آخرین یافته‌های تحقیقاتی خود را با دانشجویان علاقه‌مند به موضوع به اشتراک گذاشت.

obituary [اسم]
اجرا کردن

آگهی تسلیت

Ex: The obituary included details about the funeral arrangements and memorial service for those wishing to pay their respects .

اطلاعیه درگذشت شامل جزئیاتی درباره ترتیب‌های تدفین و مراسم یادبود برای کسانی بود که مایل به ادای احترام بودند.

hit piece [اسم]
اجرا کردن

(مقاله، مستند و غیره) سیاه‌نمایی

Ex: Despite the controversy , the publication stood by its decision to publish the hit piece , claiming it was in the public interest .

علیرغم جنجال، انتشار از تصمیم خود برای چاپ مقاله تخریبی دفاع کرد و ادعا کرد که این کار به نفع عموم بوده است.

mouthpiece [اسم]
اجرا کردن

سخنگو

Ex: The company hired a public relations firm to serve as its mouthpiece , managing its communication with stakeholders and the media .

شرکت یک شرکت روابط عمومی را به عنوان ناطق استخدام کرد تا ارتباط آن با ذینفعان و رسانه‌ها را مدیریت کند.

masthead [اسم]
اجرا کردن

سرصفحه ثابت (روزنامه یا مجله)

Ex: The masthead also included the publication 's contact information , website URL , and social media handles .

سربرگ همچنین شامل اطلاعات تماس نشریه، آدرس وب سایت و شناسه‌های شبکه‌های اجتماعی بود.