فهرست واژگان سطح C1 - ریاضیات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ریاضیات، مانند "عامل"، "شعاع"، "بی نهایت" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
diameter [اسم]
اجرا کردن

قطر (دایره)

Ex: In astronomy , the diameter of celestial bodies such as planets and stars provides crucial information about their size .

در نجوم، قطر اجرام آسمانی مانند سیارات و ستارگان اطلاعات حیاتی در مورد اندازه آنها ارائه می‌دهد.

radius [اسم]
اجرا کردن

طول شعاع (دایره)

Ex:

در هندسه، مساحت یک دایره را می‌توان با استفاده از فرمول π × شعاع به توان دو محاسبه کرد.

ratio [اسم]
اجرا کردن

نسبت

Ex: The researcher analyzed the ratio of males to females in the study population to ensure demographic balance .

محقق نسبت مردان به زنان در جمعیت مطالعه را برای اطمینان از تعادل جمعیتی تحلیل کرد.

decimal [اسم]
اجرا کردن

دهگان (ریاضی)

Ex:

دانشمندان از نماد اعشاری برای بیان مقادیر بسیار کوچک، مانند اندازه‌گیری در نانومتر استفاده می‌کنند.

equation [اسم]
اجرا کردن

معادله

Ex: Engineers use equations to model and predict the behavior of structures under different conditions .

مهندسان از معادلات برای مدلسازی و پیش‌بینی رفتار سازه‌ها در شرایط مختلف استفاده می‌کنند.

subtraction [اسم]
اجرا کردن

تفریق

Ex: In subtraction , 15 minus 7 equals 8 .

در تفریق، 15 منهای 7 برابر با 8 است.

formula [اسم]
اجرا کردن

فرمول (ریاضی)

Ex: The formula for calculating compound interest involves principal , interest rate , and time .

فرمول محاسبه بهره مرکب شامل اصل سرمایه، نرخ بهره و زمان می‌شود.

function [اسم]
اجرا کردن

تابع (ریاضی)

Ex: The function y = 2x + 3 describes a linear relationship where y changes with respect to changes in x.

تابع y = 2x + 3 یک رابطه خطی را توصیف می‌کند که در آن y نسبت به تغییرات x تغییر می‌کند.

factor [اسم]
اجرا کردن

فاکتور (ریاضی)

Ex: Engineers consider various factors such as stress , load , and environmental conditions when designing structures .

مهندسان هنگام طراحی سازه‌ها عوامل مختلفی مانند استرس، بار و شرایط محیطی را در نظر می‌گیرند.

dividend [اسم]
اجرا کردن

مقسوم (ریاضی)

Ex: Understanding the relationship between the dividend , divisor , quotient , and remainder is crucial in mastering division .

درک رابطه بین مقسوم، مقسوم علیه، خارج قسمت و باقیمانده برای تسلط بر تقسیم ضروری است.

divisor [اسم]
اجرا کردن

مقسوم‌علیه

Ex: Understanding divisors helps in simplifying fractions and solving problems in number theory .

درک مقسوم‌علیه‌ها به ساده‌سازی کسرها و حل مسائل در نظریه اعداد کمک می‌کند.

اجرا کردن

ریاضیاتی

Ex: Mathematical algorithms power computer programs , enabling various computations and simulations .

الگوریتم‌های ریاضی برنامه‌های کامپیوتری را قدرت می‌بخشند، محاسبات و شبیه‌سازی‌های مختلف را امکان‌پذیر می‌کنند.

minimal [صفت]
اجرا کردن

حداقل

Ex: The family struggled to maintain a minimal standard of living on their limited income .

خانواده برای حفظ استاندارد زندگی حداقلی با درآمد محدود خود تلاش کردند.

numerical [صفت]
اجرا کردن

عددی

Ex: The numerical keypad on the keyboard allows users to input numbers quickly .

صفحه کلید عددی روی صفحه کلید به کاربران اجازه می‌دهد تا به سرعت اعداد را وارد کنند.

countless [صفت]
اجرا کردن

بی‌شمار

Ex: The night sky was filled with countless stars .

آسمان شب پر از ستارگان بی‌شمار بود.

endless [صفت]
اجرا کردن

بی‌پایان

Ex: The endless debates among politicians often lead to stalemates .

بحث‌های بی‌پایان میان سیاستمداران اغلب به بن‌بست می‌انجامد.

infinite [صفت]
اجرا کردن

بی‌شمار

Ex: The decimal representation of irrational numbers , such as pi ( π ) , is infinite and non-repeating .

نمایش اعشاری اعداد گنگ، مانند پی (π)، بی‌نهایت و غیرتکرارشونده است.

ordinal [اسم]
اجرا کردن

عدد ترتیبی

Ex:

ترتیبی "دوم" نشان‌دهنده جایگاه فردی است که پس از نفر اول در یک رقابت یا رتبه‌بندی به پایان می‌رسد.

bracket [اسم]
اجرا کردن

کروشه

Ex: Programmers use curly brackets { } and square brackets [ ] in coding to define blocks and arrays , respectively .

برنامه‌نویسان از آکولاد { } و براکت [ ] در کدنویسی برای تعریف بلوک‌ها و آرایه‌ها استفاده می‌کنند.

segment [اسم]
اجرا کردن

قطعه دایره

Ex: Architects often incorporate circular segments into designs for windows and archways .

معماران اغلب قطعات دایره‌ای را در طراحی پنجره‌ها و طاق‌ها به کار می‌برند.

solid [اسم]
اجرا کردن

شکل سه‌بعدی

Ex:

حجم یک جامد با ضرب طول، عرض و ارتفاع آن محاسبه می‌شود.

to express [فعل]
اجرا کردن

نشان دادن

Ex: To find the area of the triangle , we must express the lengths of the sides using the appropriate units and formulas .

برای یافتن مساحت مثلث، باید طول اضلاع را با استفاده از واحدها و فرمول‌های مناسب بیان کنیم.

to total [فعل]
اجرا کردن

جمع کردن

Ex: At the end of the month , the accountant will total the sales figures to assess the company 's performance .

در پایان ماه، حسابدار ارقام فروش را جمع می‌کند تا عملکرد شرکت را ارزیابی کند.

اجرا کردن

واحد اندازه‌گیری متریک

Ex: The adoption of the metric system promotes global standardization and facilitates easier communication of measurements across borders .

تصویب سیستم متریک استانداردسازی جهانی را ترویج می‌دهد و ارتباط آسان‌تر اندازه‌گیری‌ها را در سراسر مرزها تسهیل می‌کند.

barrel [اسم]
اجرا کردن

به‌اندازه یک بشکه

Ex:
hectare [اسم]
اجرا کردن

هکتار

Ex: In urban planning , the development project spans several hectares of land .

در برنامه‌ریزی شهری، پروژه توسعه چندین هکتار زمین را در بر می‌گیرد.

horsepower [اسم]
اجرا کردن

اسب بخار

Ex: Automobile engines are often rated in horsepower to indicate their performance capabilities .

موتورهای خودرو اغلب بر حسب اسب بخار رتبه‌بندی می‌شوند تا قابلیت‌های عملکردی آنها را نشان دهند.

pace [اسم]
اجرا کردن

گام (واحد اندازه‌گیری مسافت)

Ex: In ancient Rome , a double pace , or " passus , " was used as a unit of measure , equivalent to approximately 5 Roman feet .

در روم باستان، یک گام دوتایی، یا "passus"، به عنوان واحد اندازه‌گیری استفاده می‌شد، معادل حدود 5 پا رومی.

pint [اسم]
اجرا کردن

پاینت (واحد اندازه‌گیری حجم)

Ex: He poured himself a pint of water before heading out for a run .

او قبل از رفتن به دویدن برای خودش یک پینت آب ریخت.

proof [اسم]
اجرا کردن

مقیاس خلوص الکل

Ex: Bartenders and consumers often use the term " proof " informally to refer to the strength or potency of alcoholic drinks .

بارتندرها و مصرف‌کنندگان اغلب از اصطلاح « درجه الکل » به صورت غیررسمی برای اشاره به قدرت یا اثر نوشیدنی‌های الکلی استفاده می‌کنند.

quart [اسم]
اجرا کردن

کوارت (واحد اندازه‌گیری)

Ex: When converting quarts to liters , one quart is approximately equal to 0.946 liters .

هنگام تبدیل کوارت به لیتر، یک کوارت تقریباً معادل 0.946 لیتر است.

score [اسم]
اجرا کردن

دسته یا گروه بیست‌تایی

Ex: The chef needed a score of eggs to prepare the breakfast buffet .

سرآشپز به یک score تخم‌مرغ برای آماده کردن بوفه صبحانه نیاز داشت.

اجرا کردن

مایل در ساعت

Ex: Cars , airplanes , and other vehicles typically measure their speed in miles per hour .

خودروها، هواپیماها و سایر وسایل نقلیه معمولاً سرعت خود را با مایل در ساعت اندازه‌گیری می‌کنند.

value [اسم]
اجرا کردن

مقدار

Ex: A constant is a specific value that remains unchanged throughout a mathematical expression or equation .

یک ثابت یک مقدار مشخص است که در طول یک عبارت یا معادله ریاضی بدون تغییر باقی می‌ماند.

variable [اسم]
اجرا کردن

متغیر (ریاضی)

Ex: The value of a variable in an equation can be solved for using techniques like substitution or elimination .

مقدار یک متغیر در یک معادله می‌تواند با استفاده از تکنیک‌هایی مانند جایگزینی یا حذف حل شود.