کلمات انگلیسی برای "تغییرات و تأثیرات" | واژگان C1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد تغییرات و تأثیرات، مانند "شتاب دادن"، "قدردانی کردن"، "تبدیل کردن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
fa flag

افزایش یافتن

Ex: The company implemented strategic marketing initiatives that caused its sales to accelerate rapidly .

شرابت اقدامات بازاریابی استراتژیک را اجرا کرد که باعث افزایش سریع فروش آن شد.

fa flag

انباشتن

Ex: Over the semester , students accumulate knowledge and skills in their classes .

در طول ترم، دانش‌آموزان دانش و مهارت‌ها را در کلاس‌های خود جمع‌آوری می‌کنند.

fa flag

افزایش یافتن (بهای چیزی)

Ex: Investors are confident that the stock will appreciate due to the company 's strong performance .

سرمایه‌گذاران اطمینان دارند که سهام به دلیل عملکرد قوی شرکت قدردانی خواهد شد.

fa flag

باعث چیزی شدن

Ex: Positive leadership brought about a cultural shift in the company .

رهبری مثبت موجب تغییر فرهنگی در شرکت شد.

to convert [فعل]
fa flag

تبدیل شدن

Ex: The seed converts into a sprout when provided with the right conditions for growth.

دانه وقتی شرایط مناسب برای رشد فراهم شود به جوانه تبدیل می‌شود.

fa flag

بدتر شدن

Ex: Neglecting regular maintenance can cause a car 's performance to deteriorate .

غفلت از نگهداری منظم می‌تواند باعث تخریب عملکرد خودرو شود.

to ensue [فعل]
fa flag

در پی چیزی آمدن

Ex: Confusion ensued when the new policy was implemented without prior notice .

سردرگمی پدید آمد هنگامی که سیاست جدید بدون اطلاع قبلی اجرا شد.

to grow [فعل]
fa flag

افزایش یافتن

Ex: The company 's profits continue to grow steadily .

سود شرکت به طور پیوسته در حال رشد است.

to induce [فعل]
fa flag

موجب شدن

Ex: The company ’s incentives were designed to induce greater productivity from employees .

مشوق‌های شرکت برای القای بهره‌وری بیشتر از کارکنان طراحی شده بود.

to plunge [فعل]
fa flag

ناگهان کاهش یافتن

Ex: The housing market experienced a downturn , causing property values to plunge across the city .

بازار مسکن رکود را تجربه کرد، که باعث سقوط شدید ارزش املاک در سراسر شهر شد.

to provoke [فعل]
fa flag

تحریک کردن

Ex: His thoughtless comment managed to provoke anger among the members of the team .

اظهار نظر بی‌فکرانه او توانست خشم میان اعضای تیم را برانگیزد.

to rally [فعل]
fa flag

افزایش یافتن

Ex: The company 's shares rallied in the afternoon , ending the day with a significant gain .

سهام شرکت در بعدازظهر رالی کرد و روز را با سود قابل توجهی به پایان رساند.

to rocket [فعل]
fa flag

به شدت افزایش یافتن

Ex: Shares in the tech company rocketed following the release of their innovative new product .

سهام شرکت فناوری پس از انتشار محصول نوآورانه جدیدشان به شدت افزایش یافت.

to sink [فعل]
fa flag

سقوط کردن

Ex: As the winter progressed , the temperature continued to sink .

همانطور که زمستان پیش می‌رفت، دما همچنان پایین می‌آمد.

fa flag

نشات گرفتن

Ex: The health issues stem from poor lifestyle choices and a lack of exercise .

مشکلات سلامتی ناشی از انتخاب‌های ضعیف سبک زندگی و کمبود ورزش است.

to surge [فعل]
fa flag

به‌سرعت افزایش یافتن

Ex: The announcement of a new tech campus in the city caused property values to surge .

اعلام یک پردیس فناوری جدید در شهر باعث افزایش شدید ارزش املاک شد.

to underlie [فعل]
fa flag

اساس چیزی بودن

Ex: Historical events underlie the national holidays of many countries .

رویدادهای تاریخی زیربنای تعطیلات ملی بسیاری از کشورها هستند.

to shoot up [فعل]
fa flag

به‌سرعت افزایش یافتن (در قیمت)

Ex: During the holiday season , sales in retail stores typically shoot up .

در فصل تعطیلات، فروش در فروشگاه‌های خرده‌فروشی معمولاً به سرعت افزایش می‌یابد.

to swap [فعل]
fa flag

مبادله کردن

Ex: The kids agreed to swap toys for a week to experience each other 's favorites .

بچه‌ها موافقت کردند که برای یک هفته اسباب‌بازی‌ها را عوض کنند تا اسباب‌بازی‌های مورد علاقه یکدیگر را تجربه کنند.

adverse [صفت]
fa flag

نامطلوب

Ex: Experiencing adverse reactions to medication can be dangerous and require medical attention .

تجربه واکنش‌های نامطلوب به دارو می‌تواند خطرناک باشد و نیاز به توجه پزشکی دارد.

causal [صفت]
fa flag

علتی

Ex: The experiment aims to determine whether there is a causal connection between diet and heart disease .

این آزمایش با هدف تعیین اینکه آیا ارتباط علّی بین رژیم غذایی و بیماری قلبی وجود دارد یا خیر انجام شده است.

causative [صفت]
fa flag

سببی

Ex: Researchers are investigating the causative link between air pollution and asthma in children .

محققان در حال بررسی ارتباط علّی بین آلودگی هوا و آسم در کودکان هستند.

consequent [صفت]
fa flag

متعاقب

Ex: The factory closure and the consequent loss of jobs had a profound impact on the local economy .

تعطیلی کارخانه و از دست دادن شغل نتیجه‌ای آن تأثیر عمیقی بر اقتصاد محلی داشت.

influential [صفت]
fa flag

تأثیرگذار

Ex: The influential book sparked a national conversation about environmental conservation .

کتاب تأثیرگذار گفتگوی ملی درباره حفاظت از محیط زیست را برانگیخت.

fa flag

برگشت‌ناپذیر

Ex: Once a decision is made by the court , it is often irreversible and can not be easily overturned .

وقتی دادگاه تصمیمی می‌گیرد، اغلب غیرقابل بازگشت است و به راحتی نمی‌توان آن را نقض کرد.

marginal [صفت]
fa flag

کوچک و ناچیز

Ex: The difference in quality between the two products was marginal .

تفاوت کیفیت بین دو محصول نسبی بود.

substantial [صفت]
fa flag

قابل‌ توجه

Ex: She received a substantial raise after her promotion .

او پس از ارتقاء شغلی خود افزایش قابل توجهی دریافت کرد.

thereby [قید]
fa flag

در نتیجه

Ex: The company adopted eco-friendly practices , thereby reducing its carbon footprint .

شرکت روش‌های دوستدار محیط زیست را اتخاذ کرد، بدین ترتیب ردپای کربن خود را کاهش داد.

aftermath [اسم]
fa flag

عواقب

Ex: In the aftermath of the hurricane , relief organizations worked tirelessly to provide aid to the affected communities .

در پیامد طوفان، سازمان‌های امدادی بی‌وقفه کار کردند تا به جوامع آسیب‌دیده کمک کنند.

contributor [اسم]
fa flag

عامل

Ex: Access to education is a key contributor to socioeconomic advancement .

دسترسی به آموزش یک عامل کلیدی در پیشرفت اجتماعی-اقتصادی است.

downturn [اسم]
fa flag

رکود

Ex: The retail sector experienced a downturn due to declining consumer confidence and spending .

بخش خرده‌فروشی به دلیل کاهش اعتماد و هزینه‌های مصرف‌کننده، رکود را تجربه کرد.

leap [اسم]
fa flag

افزایش ناگهانی

Ex: There was a sudden leap in demand for online services during the lockdown period .

در طول دوره قرنطینه، افزایش ناگهانی در تقاضا برای خدمات آنلاین وجود داشت.

recovery [اسم]
fa flag

بهبود

Ex: After the storm , the town began its recovery .

پس از طوفان، شهر بازیابی خود را آغاز کرد.

side effect [اسم]
fa flag

اثر جانبی

Ex: The construction of the new highway led to a side effect of increased traffic in nearby residential areas .

ساخت بزرگراه جدید منجر به عوارض جانبی افزایش ترافیک در مناطق مسکونی اطراف شد.

to weather [فعل]
fa flag

تغییر کردن

Ex: The statue 's bronze surface weathered beautifully , developing a greenish hue .

سطح برنزی مجسمه به زیبایی تحت تأثیر آب و هوا قرار گرفت و به رنگ سبز مایل به آبی درآمد.

to weather [فعل]
fa flag

تغییر دادن

Ex: The sandstorms in the desert weathered the rocks , smoothing their surfaces over centuries .

توفان‌های شن در صحرا سنگ‌ها را فرسوده کردند و سطح آن‌ها را در طول قرن‌ها صاف کردند.

meaningful [صفت]
fa flag

پرمعنی

Ex: The team celebrated their victory with a meaningful ceremony honoring their hard work .

تیم با یک مراسم معنادار که زحماتشان را گرامی می‌داشت، پیروزی خود را جشن گرفت.

to rehash [فعل]
fa flag

تکرار مکررات کردن

Ex: During the meeting , they decided to rehash the previous week 's unresolved issues to find a better solution .

در طول جلسه، آنها تصمیم گرفتند مسائل حل نشده هفته قبل را دوباره بررسی کنند تا راه‌حل بهتری پیدا کنند.