فهرست واژگان سطح C1 - تغییر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد تغییرات و تأثیرات، مانند "شتاب دادن"، "قدردانی کردن"، "تبدیل کردن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to rise in amount, rate, etc.

افزایش یافتن
با پیر شدن جمعیت، پیشبینی میشود که تقاضا برای خدمات بهداشتی شتاب بگیرد.
to collect an increasing amount of something over time

انباشتن, اندوختن، جمع کردن
او در حال جمع آوری یک مجموعه بزرگ از صفحات قدیمی است.
(of value or price) to gradually rise

افزایش یافتن (بهای چیزی)
سرمایهگذاری مجموعهدار هنر نتیجه داد زیرا نقاشیها در طول سالها به میزان قابل توجهی افزایش ارزش یافتند.
to be the reason for a specific incident or result

باعث چیزی شدن
قانون جدید موجب تغییرات مثبت در جامعه شد.
to change into a different form or to change into something with a different use

تبدیل شدن, تغییر کردن
مبل در اتاق نشیمن به یک مبل تختخواب شو تبدیل میشود.
to decline in quality, condition, or overall state

بدتر شدن, وخیم شدن
قرار گرفتن مداوم در معرض نور خورشید میتواند باعث محو شدن رنگها و تخریب مواد شود.
to happen following something or as a result of it

در پی چیزی آمدن, به دنبال آمدن
یک درگیری بزرگ به دنبال آمد وقتی که شرایط توافق برآورده نشد.
to become greater in size, amount, number, or quality

افزایش یافتن, رشد کردن
جمعیت شهر در مسیر رشد به بیش از یک میلیون سکنه است.
to trigger a particular event, condition, or response

موجب شدن
پزشک ممکن است زایمان را القا کند اگر بارداری از موعد مقرر گذشته باشد.
(of prices, values, temperature, etc.) to suddenly decrease in a significant amount

ناگهان کاهش یافتن
دما با ورود جبهه هوای سرد به شدت سقوط خواهد کرد.
to give rise to a certain reaction or feeling, particularly suddenly

تحریک کردن
طنز تند کمدین به راحتی میتوانست برانگیزد خنده را حتی در جدیترین مخاطبان.
(particularly of share prices or currencies) to rise after a decline

افزایش یافتن
تحلیلگران پیشبینی میکنند که بازار با بهبود شرایط اقتصادی و بازگشت اعتماد سرمایهگذاران روند صعودی خواهد داشت.
(of a price, amount, etc.) to increase suddenly and significantly

به شدت افزایش یافتن, بهصورت نجومی بالا رفتن
پس از خبر پیشرفت، سهام شرکت دارویی به شدت افزایش یافت و به بالاترین حد خود رسید.
to drop in value, amount, strength, etc.

سقوط کردن, پایین آمدن
با افزایش رقابت، تقاضا برای محصول در بازار شروع به کاهش کرد.
to originate from a particular source or factor

نشات گرفتن, حاصل از چیزی بودن
اضطراب ناشی از ضربه عاطفی حل نشده و استرس است.
(of prices, shares, etc.) to abruptly and significantly increase

بهسرعت افزایش یافتن, (قیمت) ناگهان افزایش یافتن
عدم قطعیتهای اقتصادی اغلب باعث میشوند سرمایهگذاران به سمت طلا روی آورند، که باعث افزایش قیمت آن میشود.
to serve as the foundation or primary cause for something

اساس چیزی بودن, مبنای چیزی بودن
عوامل اقتصادی زیربنای نوسانات اخیر در بازار سهام هستند.
(of an amount or price) to increase rapidly

بهسرعت افزایش یافتن (در قیمت)
رویداد غیرمنتظره باعث افزایش ناگهانی هزینههای پروژه شد.
to give something to a person and receive something else in return

مبادله کردن, ردوبدل کردن
بیایید اطلاعات تماس را تبادل کنیم تا بتوانیم در تماس بمانیم.
against someone or something's advantage

نامطلوب, نامساعد
تبلیغات منفی پیرامون رسوایی، اعتبار شرکت را خدشهدار کرد.
related to the relationship between two things in which one is the cause of the other

علتی, سببی
بین سیگار کشیدن و سرطان ریه رابطه علّی وجود دارد.
being the reason behind the occurrence of something

سببی, علتی
مطالعه شواهدی از یک رابطه علّی بین کمبود ورزش و چاقی ارائه داد.
occurring as a result of something particular

متعاقب
تصادف ماشین و ترافیک ناشی از آن همه را برای ساعتها در بزرگراه معطل کرد.
able to have much impact on someone or something

تأثیرگذار, مؤثر
کمپین بازاریابی شرکت تاثیرگذار روندهای جدیدی در صنعت ایجاد کرد.
unable to be undone, changed, or corrected once something has occurred

برگشتناپذیر, برنگشتنی
از دست رفتن غیرقابل برگشت دادهها به دلیل خرابی کامپیوتر را میتوانست با پشتیبانگیری منظم جلوگیری کند.
having limited significance or importance

کوچک و ناچیز, جزئی
اهمیت حاشیهای مقاله توسط محققان مورد بحث قرار گرفت.
significant in amount or degree

قابل توجه, اساسی
بورسیه کمک مالی قابل توجهی به دانشجویان نیازمند ارائه میداد.
used to indicate how something is achieved or the result of an action

در نتیجه, به موجب آن
آنها درختان بیشتری کاشتند، بدین ترتیب به تلاشهای حفاظت از محیط زیست کمک کردند.
the situation that follows a very unpleasant event such as a war, natural disaster, accident, etc.

عواقب, پیامد
در پیامد بحران مالی، بسیاری از خانوادهها با توقیف اموال و بیکاری مواجه شدند.
a factor that helps to make something happen

عامل, مسبب
شبکههای حمایت اجتماعی میتوانند مشارکتکنندگان مهمی در انعطافپذیری سلامت روان باشند.
a drop in market and business activities

رکود, افول
سرمایهگذاران محتاط بودند زیرا یک رکود بالقوه در صنعت فناوری را پیشبینی میکردند.
a sharp increase in something, such as price, etc.

افزایش ناگهانی, جهش ناگهانی
پس از تغییرات سیاستی، یک جهش قابل توجه در تعداد ثبتنامهای تجاری جدید مشاهده شد.
a return to a previous or normal state

بهبود
کشور پس از درگیری بر بازسازی تمرکز کرد.
a result of a situation or action that was not meant to happen

اثر جانبی, اثر جانبی
اقتصاد پس از اجرای اقدامات محرک توسط دولت، نشانههایی از بهبود نشان داد.
to experience a change in terms of color, shape, etc. due to the effect or influence of the sun, wind, or rain

تغییر کردن
کت چرمی در طول چند فصل بارانی به خوبی دوام آورد، بافت و رنگ خود را حفظ کرد.
to make something change in terms of color, shape, etc. due to the effect or influence of the sun, wind, or rain

تغییر دادن
هوای شور دریا کابلهای فولادی پل معلق را تحت تأثیر قرار داد، که نیاز به نگهداری منظم دارد.
having a significant purpose or importance

پرمعنی
کارگاه به شرکتکنندگان بینشهای معنادار در مورد ارتباط مؤثر ارائه داد.
to discuss, consider, or deal with again, usually with the aim of resolving something

تکرار مکررات کردن, دوباره بحث کردن، دوباره بررسی کردن، دوباره انجام دادن
در سخنرانی خود، او انتخاب کرد که اشتباهات گذشته را تکرار نکند بلکه بر تغییرات مثبت و اهداف آینده تمرکز کند.
