فهرست واژگان سطح C1 - تغییر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد تغییرات و تأثیرات، مانند "شتاب دادن"، "قدردانی کردن"، "تبدیل کردن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to rise in amount, rate, etc.

افزایش یافتن
شرابت اقدامات بازاریابی استراتژیک را اجرا کرد که باعث افزایش سریع فروش آن شد.
to collect an increasing amount of something over time

انباشتن, اندوختن، جمع کردن
در طول ترم، دانشآموزان دانش و مهارتها را در کلاسهای خود جمعآوری میکنند.
(of value or price) to gradually rise

افزایش یافتن (بهای چیزی)
سرمایهگذاران اطمینان دارند که سهام به دلیل عملکرد قوی شرکت قدردانی خواهد شد.
to be the reason for a specific incident or result

باعث چیزی شدن
رهبری مثبت موجب تغییر فرهنگی در شرکت شد.
to change into a different form or to change into something with a different use

تبدیل شدن, تغییر کردن
دانه وقتی شرایط مناسب برای رشد فراهم شود به جوانه تبدیل میشود.
to decline in quality, condition, or overall state

بدتر شدن, وخیم شدن
غفلت از نگهداری منظم میتواند باعث تخریب عملکرد خودرو شود.
to happen following something or as a result of it

در پی چیزی آمدن, به دنبال آمدن
یک درگیری بزرگ به دنبال آمد وقتی که شرایط توافق برآورده نشد.
to become greater in size, amount, number, or quality

افزایش یافتن, رشد کردن
اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
to trigger a particular event, condition, or response

موجب شدن
مشوقهای شرکت برای القای بهرهوری بیشتر از کارکنان طراحی شده بود.
(of prices, values, temperature, etc.) to suddenly decrease in a significant amount

ناگهان کاهش یافتن
بازار مسکن رکود را تجربه کرد، که باعث سقوط شدید ارزش املاک در سراسر شهر شد.
to give rise to a certain reaction or feeling, particularly suddenly

تحریک کردن
اظهار نظر بیفکرانه او توانست خشم میان اعضای تیم را برانگیزد.
(particularly of share prices or currencies) to rise after a decline

افزایش یافتن
سهام شرکت در بعدازظهر رالی کرد و روز را با سود قابل توجهی به پایان رساند.
(of a price, amount, etc.) to increase suddenly and significantly

به شدت افزایش یافتن, بهصورت نجومی بالا رفتن
سهام شرکت فناوری پس از انتشار محصول نوآورانه جدیدشان به شدت افزایش یافت.
to drop in value, amount, strength, etc.

سقوط کردن, پایین آمدن
با افزایش رقابت، تقاضا برای محصول در بازار شروع به کاهش کرد.
to originate from a particular source or factor

نشات گرفتن, حاصل از چیزی بودن
مشکلات سلامتی ناشی از انتخابهای ضعیف سبک زندگی و کمبود ورزش است.
(of prices, shares, etc.) to abruptly and significantly increase

بهسرعت افزایش یافتن, (قیمت) ناگهان افزایش یافتن
اعلام یک پردیس فناوری جدید در شهر باعث افزایش شدید ارزش املاک شد.
to serve as the foundation or primary cause for something

اساس چیزی بودن, مبنای چیزی بودن
رویدادهای تاریخی زیربنای تعطیلات ملی بسیاری از کشورها هستند.
(of an amount or price) to increase rapidly

بهسرعت افزایش یافتن (در قیمت)
رویداد غیرمنتظره باعث افزایش ناگهانی هزینههای پروژه شد.
to give something to a person and receive something else in return

مبادله کردن, ردوبدل کردن
بچهها موافقت کردند که برای یک هفته اسباببازیها را عوض کنند تا اسباببازیهای مورد علاقه یکدیگر را تجربه کنند.
against someone or something's advantage

نامطلوب, نامساعد
تجربه واکنشهای نامطلوب به دارو میتواند خطرناک باشد و نیاز به توجه پزشکی دارد.
related to the relationship between two things in which one is the cause of the other

علتی, سببی
بین سیگار کشیدن و سرطان ریه رابطه علّی وجود دارد.
being the reason behind the occurrence of something

سببی, علتی
محققان در حال بررسی ارتباط علّی بین آلودگی هوا و آسم در کودکان هستند.
occurring as a result of something particular

متعاقب
تعطیلی کارخانه و از دست دادن شغل نتیجهای آن تأثیر عمیقی بر اقتصاد محلی داشت.
able to have much impact on someone or something

تأثیرگذار, مؤثر
کتاب تأثیرگذار گفتگوی ملی درباره حفاظت از محیط زیست را برانگیخت.
unable to be undone, changed, or corrected once something has occurred

برگشتناپذیر, برنگشتنی
از دست رفتن غیرقابل برگشت دادهها به دلیل خرابی کامپیوتر را میتوانست با پشتیبانگیری منظم جلوگیری کند.
having limited significance or importance

کوچک و ناچیز, جزئی
اهمیت حاشیهای مقاله توسط محققان مورد بحث قرار گرفت.
significant in amount or degree

قابل توجه, اساسی
او پس از ارتقاء شغلی خود افزایش قابل توجهی دریافت کرد.
used to indicate how something is achieved or the result of an action

در نتیجه, به موجب آن
شرکت روشهای دوستدار محیط زیست را اتخاذ کرد، بدین ترتیب ردپای کربن خود را کاهش داد.
the situation that follows a very unpleasant event such as a war, natural disaster, accident, etc.

عواقب, پیامد
در پیامد طوفان، سازمانهای امدادی بیوقفه کار کردند تا به جوامع آسیبدیده کمک کنند.
a factor that helps to make something happen

عامل, مسبب
دسترسی به آموزش یک عامل کلیدی در پیشرفت اجتماعی-اقتصادی است.
a drop in market and business activities

رکود, افول
بخش خردهفروشی به دلیل کاهش اعتماد و هزینههای مصرفکننده، رکود را تجربه کرد.
a sharp increase in something, such as price, etc.

افزایش ناگهانی, جهش ناگهانی
در طول دوره قرنطینه، افزایش ناگهانی در تقاضا برای خدمات آنلاین وجود داشت.
a return to a previous or normal state

بهبود
پس از طوفان، شهر بازیابی خود را آغاز کرد.
a result of a situation or action that was not meant to happen

اثر جانبی, اثر جانبی
ساخت بزرگراه جدید منجر به عوارض جانبی افزایش ترافیک در مناطق مسکونی اطراف شد.
to experience a change in terms of color, shape, etc. due to the effect or influence of the sun, wind, or rain

تغییر کردن
سطح برنزی مجسمه به زیبایی تحت تأثیر آب و هوا قرار گرفت و به رنگ سبز مایل به آبی درآمد.
to make something change in terms of color, shape, etc. due to the effect or influence of the sun, wind, or rain

تغییر دادن
توفانهای شن در صحرا سنگها را فرسوده کردند و سطح آنها را در طول قرنها صاف کردند.
having a significant purpose or importance

پرمعنی
تیم با یک مراسم معنادار که زحماتشان را گرامی میداشت، پیروزی خود را جشن گرفت.
to discuss, consider, or deal with again, usually with the aim of resolving something

تکرار مکررات کردن, دوباره بحث کردن، دوباره بررسی کردن، دوباره انجام دادن
در طول جلسه، آنها تصمیم گرفتند مسائل حل نشده هفته قبل را دوباره بررسی کنند تا راهحل بهتری پیدا کنند.
