فهرست واژگان سطح C1 - تاریخ

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره تاریخ و مصنوعات، مانند "کالسکه"، "سیاهچال"، "لغو" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
archive [اسم]
اجرا کردن

بایگانی

Ex: The city 's archive is housed in a historic building downtown , open to the public for research .

آرشیو شهر در یک ساختمان تاریخی در مرکز شهر قرار دارد که برای تحقیق در دسترس عموم است.

اجرا کردن

کتاب‌شناسی

Ex: A thorough bibliography of medieval manuscripts involves detailed analysis of script styles , illumination techniques , and parchment production .

یک کتاب‌شناسی جامع از دستنوشته‌های قرون وسطی شامل تحلیل دقیق سبک‌های نوشتاری، تکنیک‌های تذهیب و تولید پوست است.

abolition [اسم]
اجرا کردن

لغو

Ex: The abolition of apartheid in South Africa was a critical step toward dismantling institutionalized racial discrimination .

لغو آپارتاید در آفریقای جنوبی گامی حیاتی به سوی از بین بردن تبعیض نژادی نهادینه شده بود.

battlefield [اسم]
اجرا کردن

میدان جنگ

Ex: The memorial honors the soldiers who fought and died on this battlefield during the Civil War .

یادبود به سربازانی که در این میدان نبرد در طول جنگ داخلی جنگیدند و کشته شدند، ادای احترام می‌کند.

shield [اسم]
اجرا کردن

سپر

Ex: The Viking shield was made of wood and reinforced with metal for added strength .

سپر وایکینگ از چوب ساخته شده بود و برای استحکام بیشتر با فلز تقویت شده بود.

spear [اسم]
اجرا کردن

نیزه

Ex: The museum displayed a collection of spears used by indigenous tribes for hunting and defense .

موزه مجموعه‌ای از نیزه‌ها را به نمایش گذاشت که توسط قبایل بومی برای شکار و دفاع استفاده می‌شد.

tomahawk [اسم]
اجرا کردن

تبرزین

Ex:

توماهوک‌ها ابزارهای همه‌کاره‌ای بودند که توسط قبایل بومی آمریکا برای شکار و اهداف تشریفاتی استفاده می‌شدند.

bow [اسم]
اجرا کردن

کمان

Ex: The warrior 's bow was intricately carved , with symbols of protection etched along its length .

کمان جنگجو به صورت پیچیده‌ای حکاکی شده بود، با نمادهای محافظتی که در طول آن حک شده بود.

dagger [اسم]
اجرا کردن

خنجر

Ex: The knight carried a dagger as a backup weapon in case his sword was lost or broken .

شوالیه یک خنجر به عنوان سلاح پشتیبان حمل می‌کرد در صورتی که شمشیرش گم یا شکسته شود.

cannon [اسم]
اجرا کردن

توپ (جنگ‌افزار)

Ex: Engineers aimed the cannon at the enemy 's fortification , preparing to fire .

مهندسان توپ را به سمت استحکامات دشمن نشانه رفتند، آماده شلیک.

carriage [اسم]
اجرا کردن

کالسکه

Ex: She waved from the window of the carriage as it passed by the cheering crowd .

او از پنجره کالسکه دست تکان داد در حالی که از کنار جمعیت شادمان می‌گذشت.

chariot [اسم]
اجرا کردن

ارابه

Ex: Archaeologists discovered well-preserved chariot wheels buried in the desert sands .

باستان‌شناسان چرخ‌های ارابه‌ای به خوبی حفظ شده‌ای را کشف کردند که در شن‌های بیابان دفن شده بود.

dungeon [اسم]
اجرا کردن

سیاه‌چال

Ex: In medieval times , dungeons were used to hold captured enemies and political prisoners .

در دوران قرون وسطی، سیاهچال‌ها برای نگهداری دشمنان اسیر شده و زندانیان سیاسی استفاده می‌شدند.

fort [اسم]
اجرا کردن

دژ

Ex: Families sought refuge inside the fort during times of conflict and raids .

خانواده‌ها در زمان درگیری و یورش‌ها در داخل قلعه پناه می‌گرفتند.

conqueror [اسم]
اجرا کردن

فاتح

Ex: The statue in the town square honored the famous conqueror who had liberated the city centuries ago .

مجسمه در میدان شهر از فاتح معروفی تجلیل می‌کرد که قرن‌ها پیش شهر را آزاد کرده بود.

successor [اسم]
اجرا کردن

جانشین

Ex: The new model of the smartphone , hailed as the successor to last year 's version , features many advanced improvements .

مدل جدید گوشی هوشمند، که به عنوان جانشین نسخه سال گذشته مورد تحسین قرار گرفته است، دارای بسیاری از پیشرفت‌های پیشرفته است.

reign [اسم]
اجرا کردن

دوران فرمانروایی

Ex: Queen Victoria 's reign lasted over 63 years .
to crown [فعل]
اجرا کردن

تاج‌گذاری کردن

Ex: The ancient ritual involves a high priest who will crown the chosen ruler with the symbolic headpiece .

آیین باستانی شامل یک کاهن اعظم است که حاکم انتخاب شده را با کلاه نمادین تاج گذاری می‌کند.

peasant [اسم]
اجرا کردن

رعیت

Ex: Stories and songs about the hard life of peasants have been passed down through generations in rural villages .

داستان‌ها و آهنگ‌ها درباره زندگی سخت کشاورزان از نسلی به نسل دیگر در روستاها منتقل شده‌اند.

primitive [صفت]
اجرا کردن

نخستین

Ex: Primitive man relied on basic survival skills , such as hunting and gathering .

انسان ابتدایی به مهارت‌های بقای اولیه، مانند شکار و جمع‌آوری متکی بود.

datable [صفت]
اجرا کردن

قابل تاریخ‌گذاری

Ex: The scientist explained that the fossil was datable using carbon dating techniques , which would reveal its age precisely .

دانشمند توضیح داد که فسیل با استفاده از تکنیک‌های تاریخ‌گذاری کربن قابل تاریخ‌گذاری بود، که سن آن را به دقت آشکار می‌کرد.

prehistoric [صفت]
اجرا کردن

ماقبل‌تاریخ

Ex: Historians study prehistoric civilizations through artifacts and cave paintings .

تاریخ‌دانان تمدن‌های پیش از تاریخ را از طریق آثار باستانی و نقاشی‌های غار مطالعه می‌کنند.

ice age [اسم]
اجرا کردن

عصر یخ‌بندان

Ex: Human populations during the ice age had to adapt to extremely cold temperatures and harsh environments .

جمعیت‌های انسانی در طول عصر یخبندان مجبور بودند با دماهای بسیار سرد و محیط‌های خشن سازگار شوند.

Stone age [اسم]
اجرا کردن

عصرِ سنگ

Ex:

اشیاء عصر حجر، مانند نوک پیکان و سفال، بینشی از زندگی روزمره انسان‌های اولیه ارائه می‌دهند.

Bronze Age [اسم]
اجرا کردن

عصر برنز

Ex: The transition from the Stone Age to the Bronze Age brought about new tools and weapons that were stronger and more durable .

گذار از عصر سنگ به عصر برنز ابزارها و سلاح‌های جدیدی را به همراه آورد که قوی‌تر و بادوام‌تر بودند.

Iron Age [اسم]
اجرا کردن

عصر آهن

Ex: Archaeologists found an Iron Age village with well-preserved iron artifacts and structures .

باستان‌شناسان یک روستای عصر آهن با مصنوعات و سازه‌های آهنی به خوبی حفظ شده را پیدا کردند.

golden age [اسم]
اجرا کردن

دوران طلایی

Ex: Legends describe a golden age when humans lived without conflict .
medieval [صفت]
اجرا کردن

قرون‌وسطایی

Ex: The castle is a masterpiece of medieval architecture, complete with towers and battlements.

قلعه یک شاهکار از معماری قرون وسطی است، با برج‌ها و دیوارهای دفاعی کامل.

اجرا کردن

عصر روشنگری

Ex:

فیلسوفان در دوران روشنگری به دنبال اعمال عقل و منطق به تمام جنبه‌های جامعه انسانی بودند.

civil war [اسم]
اجرا کردن

جنگ داخلی

Ex:

جنگ داخلی سوریه باعث بحران انسانی شده است که میلیون‌ها نفر آواره شده و در کشورهای همسایه پناه می‌جویند.

colonial [صفت]
اجرا کردن

استعماری

Ex: The colonial period saw significant cultural exchanges and conflicts between indigenous peoples and colonizers .

دوره استعماری شاهد تبادلات فرهنگی و درگیری‌های قابل توجهی بین مردم بومی و استعمارگران بود.

imperial [صفت]
اجرا کردن

امپراتوری

Ex: Imperial conquests brought wealth and resources to the ruling elite .

فتوحات امپراتوری ثروت و منابع را به نخبگان حاکم آورد.

mythology [اسم]
اجرا کردن

اسطوره‌شناسی

Ex: The study of mythology helps us understand the beliefs and traditions of ancient civilizations and their cultural heritage .

مطالعه اسطوره‌شناسی به ما کمک می‌کند تا باورها و سنت‌های تمدن‌های باستانی و میراث فرهنگی آن‌ها را درک کنیم.

اجرا کردن

انقلاب صنعتی

Ex:

شهرنشینی و مهاجرت گسترده از مناطق روستایی به شهرها از ویژگی‌های برجسته انقلاب صنعتی بودند.

pharaoh [اسم]
اجرا کردن

فرعون

Ex: The role of the pharaoh was central to Egyptian religion and society , representing the divine link between the gods and the people .

نقش فرعون در دین و جامعه مصر مرکزی بود، که نمایانگر پیوند الهی بین خدایان و مردم بود.

archeology [اسم]
اجرا کردن

باستان‌شناسی

Ex:

باستان‌شناسی بینش‌های ارزشمندی در مورد توسعه جوامع انسانی، فناوری، هنر و زندگی روزمره در دوره‌ها و مناطق مختلف ارائه می‌دهد.

bloodline [اسم]
اجرا کردن

خاندان

Ex: The actor 's talent is often attributed to his familial bloodline , with several generations of performers preceding him .

استعداد بازیگر اغلب به تبار خانوادگی او نسبت داده می‌شود، با چندین نسل از بازیگران که پیش از او بوده‌اند.

artifact [اسم]
اجرا کردن

دست‌سازه

Ex: he historian analyzed the artifact to better understand the trade practices of the ancient society .

تاریخ‌دان شیء باستانی را تحلیل کرد تا بهتر شیوه‌های تجاری جامعه باستانی را درک کند.

war-torn [صفت]
اجرا کردن

جنگ‌زده

Ex: The war-torn country struggled to rebuild its economy and provide basic services to its citizens .

کشور ویران شده توسط جنگ برای بازسازی اقتصاد خود و ارائه خدمات اولیه به شهروندانش تلاش کرد.

اجرا کردن

سلاح دوربرد

Ex: The skilled marksman demonstrated precision with his ranged weapon , hitting bullseye targets consistently .

تیرانداز ماهر با سلاح دوربرد خود دقت نشان داد و به طور مداوم به هدف ها اصابت کرد.

اجرا کردن

سلاح سرد

Ex: The gladiator stepped into the arena armed with a trident and net , skilled in close combat with melee weapons .

گلادیاتور با یک نیزه سه شاخ و تور مسلح به میدان آمد، در نبرد نزدیک با سلاح های نزدیک ماهر بود.

machete [اسم]
اجرا کردن

قمه

Ex: Workers in the sugar cane fields rely on machetes to harvest the crops efficiently .

کارگران در مزارع نیشکر برای برداشت محصولات به ماشیت متکی هستند.

spartan [صفت]
اجرا کردن

اسپارتایی

Ex: The Battle of Thermopylae is famous for the heroic stand of the Spartan warriors against the Persian army .

نبرد ترموپیل به دلیل ایستادگی قهرمانانه جنگجویان اسپارتی در برابر ارتش پارس معروف است.