واژگان پیشرفته برای GRE - هر کسی حق دارد نظر خودش را داشته باشد!

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره نظر را یاد خواهید گرفت، مانند "پایبند بودن"، "رسوا کردن"، "سیل" و غیره که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
to adhere [فعل]
اجرا کردن

پیروی کردن

Ex:

سازمان به سیاست عدم تحمل تبعیض و آزار پایبند است.

to beg [فعل]
اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: She attempted to beg the allegation of plagiarism by pointing out similarities in other published works .

او سعی کرد با اشاره به شباهت‌ها در آثار منتشر شده دیگر، اتهام سرقت ادبی را دور بزند.

اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The professor castigated the students for their lack of preparation in the final exam .

استاد دانش‌آموزان را به دلیل عدم آمادگی در امتحان نهایی سرزنش کرد.

to construe [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: She skillfully construes the intentions behind his actions by paying attention to his body language .

او با توجه به زبان بدن او، به مهارت تفسیر می‌کند که چه مقاصدی پشت اعمالش نهفته است.

to debunk [فعل]
اجرا کردن

برملا کردن (حقیقت)

Ex: The investigative journalist wrote an article to debunk the misconceptions about climate change , relying on scientific evidence .

روزنامه‌نگار تحقیقی مقاله‌ای نوشت تا رد کند تصورات نادرست درباره تغییرات آب و هوایی را، با تکیه بر شواهد علمی.

اجرا کردن

نام کسی را لکه دار کردن

Ex: The online troll denigrated the author 's work with malicious reviews , attempting to damage the book 's reputation .

ترول اینترنتی با نظرات مخرب کار نویسنده را تحقیر کرد و سعی کرد به شهرت کتاب آسیب بزند.

to digress [فعل]
اجرا کردن

پرت شدن (از موضوع)

Ex: During his speech , the professor digressed into a story about his childhood .

در طول سخنرانی خود، استاد به داستانی درباره کودکی خود منحرف شد.

to elicit [فعل]
اجرا کردن

به برداشت درست رساندن

Ex: The math teacher used a series of hints to elicit the correct formula from the students .

معلم ریاضی از مجموعه‌ای از نشانه‌ها برای برانگیختن فرمول صحیح از دانش‌آموزان استفاده کرد.

to pillory [فعل]
اجرا کردن

مسخره کردن

Ex: The actor is being pilloried on social media for his latest role .

بازیگر به خاطر آخرین نقشش در رسانه‌های اجتماعی مورد تمسخر عمومی قرار گرفته است.

to qualify [فعل]
اجرا کردن

تصریح کردن

Ex: During the meeting , she qualified her opinion to clarify that it was based on preliminary data .

در طول جلسه، او نظر خود را مشخص کرد تا توضیح دهد که بر اساس داده‌های مقدماتی است.

to repine [فعل]
اجرا کردن

ناراضی بودن

Ex: The team repined about the lack of progress in their project .

تیم شکایت کرد از کمبود پیشرفت در پروژه‌شان.

اجرا کردن

مردد بودن

Ex: She was vacillating on whether to accept the promotion or not .

او در مورد پذیرفتن ترفیع در تردید بود.

enigma [اسم]
اجرا کردن

فرد یا چیز عجیب

Ex: Despite numerous theories , the cause of the phenomenon is still an enigma .

علیرغم نظریه‌های متعدد، علت پدیده هنوز یک معما است.

gumption [اسم]
اجرا کردن

عقل سلیم

Ex: The success of the initiative was due to his gumption and strategic thinking .

موفقیت این ابتکار به دلیل عقل سلیم و تفکر استراتژیک او بود.

intimation [اسم]
اجرا کردن

اعلام

Ex: The politician ’s speech included an intimation of future policy changes .

سخنرانی سیاستمدار شامل کنایه‌ای از تغییرات سیاستی آینده بود.

spate [اسم]
اجرا کردن

تعداد زیاد

Ex: The region experienced a spate of heavy rainfall last week .

منطقه هفته گذشته یک سری بارندگی شدید را تجربه کرد.

tirade [اسم]
اجرا کردن

نطق غرا

Ex: His tirade against the government was broadcasted on national television .

سخنرانی خشمگینانه او علیه دولت در تلویزیون ملی پخش شد.

likewise [قید]
اجرا کردن

همچنین

Ex: They received recognition for their research ; their mentors likewise gained respect .

آن‌ها برای تحقیقاتشان مورد تقدیر قرار گرفتند؛ مربیانشان همچنین احترام به دست آوردند.

cogent [صفت]
اجرا کردن

متقاعدکننده

Ex: Her cogent explanation of the scientific theory helped the students grasp the complex concepts with ease .

توضیح متقاعدکننده او درباره تئوری علمی به دانش‌آموزان کمک کرد تا مفاهیم پیچیده را به راحتی درک کنند.

explicit [صفت]
اجرا کردن

واضح

Ex: She made an explicit request for the changes to be implemented immediately .

او درخواست صریحی برای اجرای فوری تغییرات ارائه داد.

fallacious [صفت]
اجرا کردن

گمراه کننده

Ex: Relying on anecdotal evidence alone leads to a fallacious judgment .

تکیه کردن تنها بر شواهد حکایتی منجر به قضاوت گمراه‌کننده می‌شود.

germane [صفت]
اجرا کردن

مربوط

Ex:

در طول جلسه، تنها اطلاعات مرتبط مورد بحث قرار گرفت تا در مسیر درست باقی بمانیم.

اجرا کردن

متملقانه

Ex: They avoided any critical analysis in favor of a hagiographic account of the historical figure .

آنها از هرگونه تحلیل انتقادی به نفع روایتی تقدیس‌آمیز از چهره تاریخی اجتناب کردند.

implicit [صفت]
اجرا کردن

ضمنی

Ex: The movie ’s implicit themes of love and loss resonated with the audience , even without being overtly stated .

تم‌های ضمنی عشق و از دست دادن فیلم با مخاطبان طنین انداز شد، حتی بدون اینکه صراحتاً بیان شود.

mordant [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: Her mordant tone during the lecture kept the discussion both entertaining and provocative .

طنز تلخ او در طول سخنرانی بحث را هم سرگرم‌کننده و هم تحریک‌آمیز نگه داشت.

puerile [صفت]
اجرا کردن

احمقانه

Ex: Despite his age , his puerile behavior often led others to question his maturity .

علیرغم سنش، رفتار بچگانه او اغلب دیگران را به شک در مورد بلوغش وادار می‌کرد.

sententious [صفت]
اجرا کردن

مختصر‌و‌مفید

Ex: he book is filled with sententious quotes that offer profound insights in a brief format .

کتاب پر است از نقل‌قول‌های حکیمانه که بینش‌های عمیقی را در قالب کوتاهی ارائه می‌دهند.

unequivocal [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: The witness provided an unequivocal account of the events that occurred .

شاهد یک گزارش بی‌ابهام از رویدادهای رخ داده ارائه داد.

chimera [اسم]
اجرا کردن

خیال واهی

Ex: The vision of achieving immortality is often regarded as a chimera in scientific circles .

چشم‌انداز دستیابی به جاودانگی اغلب در محافل علمی به عنوان خیال در نظر گرفته می‌شود.

vitriolic [صفت]
اجرا کردن

(لحن) تند

Ex: The editorial was notable for its vitriolic language , targeting the government 's policies .

مقاله سرمقاله به خاطر زبان تند و تیز خود که سیاست‌های دولت را هدف قرار داده بود، قابل توجه بود.