واژگان پیشرفته برای GRE - هر کس حق دارد نظر خود را داشته باشد!
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره نظر را یاد خواهید گرفت، مانند "پایبند بودن"، "رسوا کردن"، "سیل" و غیره که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to devotedly follow or support something, such as a rule, belief, plan, etc.

پیروی کردن
شرکت به یک کد اخلاقی سختگیرانه در تمامی فعالیتهای تجاری خود پایبند است.
to avoid settling or dealing with a problem to avoid responsibility

اجتناب کردن
او سعی کرد با وعده پرداخت در تاریخ دیگری، موضوع بدهیهای پرداخت نشده خود را فرار کند.
to strongly and harshly criticize someone or something

محکوم کردن, تنبیه کردن
روزنامهنگار در سرمقاله به دلیل مدیریت بحران، دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
to interpret a certain meaning from something

استنباط کردن, تعبیر کردن، تفسیر کردن
قبل از امضا، تفسیر دقیق شرایط قرارداد ضروری است.
to reveal the exaggeration or falseness of a belief, claim, idea, etc.

برملا کردن (حقیقت), رو کردن (حقیقت)، کذب خواندن
معلم وقت گذاشت تا رد کند تصورات غلط رایج درباره یک مفهوم علمی پیچیده را، و اطمینان حاصل کند که دانشآموزان اطلاعات دقیقی دارند.
to intentionally make harmful statements to damage a person or thing's worth or reputation

نام کسی را لکه دار کردن, بدنام کردن
حریف سیاسی به جای تمرکز بر تفاوتهای سیاستی، به تحقیر شخصیت کاندیدا متوسل شد.
to steer away from the main subject and focus on a different topic in speech or writing

پرت شدن (از موضوع)
هر زمان که پدرم داستانی تعریف میکند، به ناچار چندین بار از موضوع منحرف میشود قبل از اینکه لطیفه را تمام کند.
to help a student come to a conclusion themselves instead of providing them with an answer directly

به برداشت درست رساندن
در کلاس فلسفه، نقش استاد برانگیختن استدلال فلسفی و راهنمایی دانشآموزان در ساخت استدلالهای خودشان بود.
to publicly criticize or mock someone

مسخره کردن, مورد انتقاد قرار دادن، تحقیر کردن
او به خاطر نظرات غیرمحبوبش به صورت آنلاین مسخره شد.
to restate something one has already said in order to limit the meaning it conveys

تصریح کردن, روشن کردن
استاد اصلاح کرد بیانیه قبلی خود را درباره مطالعه تا یافتههای اخیر را شامل شود.
to either feel or display dissatisfaction

ناراضی بودن, غرولند کردن
او از زمانی که از رد شدن شغلش مطلع شد شکایت میکند.
to be undecided and not know what opinion, idea, or course of action to stick to

مردد بودن, نوسان داشتن
او قبل از اینکه بالاخره ماشینی برای خرید انتخاب کند، هفتهها تعلل کرده بود.
the quality of being very challenging to explain or understand

فرد یا چیز عجیب, فرد مرموز، چیز رمزآلود
ناپدید شدن ناگهانی هواپیما بر فراز اقیانوس یکی از بزرگترین معماهای هوانوردی است.
the ability to think sensibly and reasonably and decide what should be done

عقل سلیم
او با ارائه یک راهحل خلاقانه به مشکل، درایت واقعی نشان داد.
the indirect conveying of what one thinks or wants to say

اعلام
نامه حاوی اشارهای بود که شرکت ممکن است در حال برنامهریزی برای اخراج کارکنان باشد.
an amount or number that is considered to be large

تعداد زیاد
روزنامه از رشتهای از تصادفات در بزرگراه گزارش داد.
a lengthy speech that uses harsh and angry language and intends to condemn or criticize

نطق غرا, سخنرانی دراز و آتشین
سخنرانی خشمگینانه او نزدیک به یک ساعت طول کشید، سیاست جدید را محکوم کرد.
used when introducing additional information to a statement that has just been made

همچنین, نیز
تیم اول بیوقفه کار کرد، و تیم دوم به همین ترتیب تلاش زیادی نشان داد.
(of cases, statements, etc.) capable of making others believe that something is true with the use of logic and reasoning

متقاعدکننده, دارای قدرت
مقاله یک تحلیل متقاعدکننده از چالشهای اقتصادی ارائه داد.
expressed very clearly, leaving no doubt or confusion

واضح, آشکار، روشن، صریح
قرارداد شامل شرایط صریح در مورد مهلتهای تحویل است.
logically or factually flawed

گمراه کننده, نادرست
استدلال او گمراهکننده بود، بر اساس سوءتفاهم از قانون استوار بود.
having the quality of being closely connected to the subject at hand in a way that is appropriate

مربوط, مناسب، درخور
شواهد ارائه شده مربوط به پرونده حاضر نبود.
giving a highly exaggerated and flattering representation of a person as if they are perfect

متملقانه, تملقآمیز، متظاهرانه
او فیلم را تقدیسآمیز یافت، که شخصیت تاریخی را بیعیب و نقص به تصویر میکشد.
suggesting something without directly stating it

ضمنی, تلویحی، غیرصریح
having a quality that is criticizing and harsh, yet humorous

طعنهآمیز, نیشدار
طنز تلخ او اغلب احساسات واقعی او را در مورد مسائلی که بحث میکند پنهان میکند.
behaving in such a manner that displays one's lack of maturity and common sense

احمقانه, کودکانه، بچگانه
او رفتار بچهگانه او را در طول بحث حواسپرتیآور یافت.
keeping one's speech short but extremely meaningful

مختصرومفید, خلاصه
نظر حکیمانه او درباره پشتکار با همه در اتاق طنین انداز شد.
expressing one's ideas and opinions so clearly that it leaves no room for doubt

صریح, روشن، بدونابهام
سند حاوی شواهد قطعی بود که ادعای آنها را تأیید میکرد.
