واژگان پیشرفته برای GRE - سلامت خوب را تضمین کنید!
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد سلامتی، مانند "خوش خیم"، "استخوانی شدن"، "نوشیدن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a type of medicine that helps reduce one's pain

داروی مسکن, آرام کننده، تسکین دهنده، مسکن
پس از عمل جراحی، به او مسکن داده شد تا ناراحتی پس از عمل را تسکین دهد.
(of an ilness) not fatal or harmful

بیخطر (بیماری)
پزشک به او اطمینان داد که توده روی پوستش خوشخیم است و نیازی به درمان ندارد.
to cause someone to lose physical or mental energy or strength

تضعیف کردن (روحیه یا اخلاق)
بیماری طولانی مدت او را ضعیف کرد، به طوری که حتی کارهای ساده نیز طاقت فرسا به نظر می رسید.
difficult to cure or solve

غیر قابل درمان, حلنشدنی
وضعیت بیمار غیرقابل درمان در نظر گرفته شد، بدون اینکه هیچ درمان فعلی بهبود قابل توجهی نشان دهد.
to weaken or deteriorate, often due to neglect, illness, or sorrow

ضعیف شدن, رنجور شدن
سگ پیر در گوشه ضعیف شد، خیلی ضعیف برای بازی.
the condition of not having mental or physical strength or energy

سستی, خستگی، بیمیلی
دارو باعث خستگی موقت شد، که باعث شد برای او سخت باشد که در طول روز هوشیار بماند.
to lessen something's seriousness, severity, or painfulness

کاهش دادن, سبک کردن
تلاشهای جاری در حال کاهش خسارات زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای صنعتی هستند.
extremely repulsive and unpleasant, particularly to the sense of smell

زننده
زبالههایی که روزها بدون مراقبت رها شده بودند، بوی متعفن در سراسر محله پخش کردند.
to harden and turn into bone

استخوانی شدن
با رشد کودک، نقاط نرم در جمجمه او به تدریج استخوانی میشوند.
something that is believed to cure any disease or illness

نوشدارو, درمان همه دردها
درمان گیاهی به عنوان یک درمان همهجانبه تبلیغ میشد، اما اثربخشی آن هنوز اثبات نشده بود.
relating to or caused by an illness or disease

بیمارگونه, ناسالم
بررسی پاتولوژیک نمونه بافت، وجود سلولهای سرطانی را تأیید کرد.
(of an unpleasant or dangerous thing) to become active again after being inactive for a period of time

برگشتن, عود کردن
بیماری میتواند عود کند اگر درمان طبق دستور ادامه نیابد.
indicating or promoting healthiness and well-being

مفید برای سلامتی, گوارا، سالم، صحتبخش
اسپا از محیطی سالم با محیطی آرام و چشمههای آب گرم طبیعی که اعتقاد بر این است که خواص درمانی دارند، افتخار میکرد.
causing one to become sleepy and mentally inactive

کرختکننده, دارای اثر خوابآور
دارو اثر خوابآور داشت، که باعث میشد برای او سخت باشد که در طول روز هوشیار بماند.
the practice of restraining oneself from consuming any or too much alcohol

میانه روی در صرف مشروبات الکلی
او با انتخاب گزینههای غیرالکلی در گردهماییهای اجتماعی، میانهروی را تمرین کرد.
a state in which an animal's metabolic rate and activity are significantly reduced

مرگ کاذب, سستی، بیحالی
در فصل سرد، بسیاری از حیوانات وارد حالت رکود میشوند تا از کمبود غذا جان سالم به در ببرند.
having a higher chance of suffering from a specific illness or medical condition

مستعد, متمایل
او به دلیل پیشینه ژنتیکی و عوامل سبک زندگی خود به دیابت مستعد بود.
to fully satisfy a desire or need, such as food or pleasure, often beyond capacity

اشباع کردن, پر کردن
تعطیلات مجلل برای سیر کردن میل آنها به ماجراجویی و آرامش در نظر گرفته شده بود.
| واژگان پیشرفته برای GRE | |||
|---|---|---|---|
| فراتر از اندازه! | سلامت خوب را تضمین کنید! | موفقیت قطعی است، شکست نیست! | آزمایش کنید، بیاموزید و تکرار کنید! |
| در سمت امن بمانید! | از فقر تا ثروت | ||
