واژگان پیشرفته برای GRE - فراتر از اندازه!

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اندازه و اندازه، مانند "فراوان"، "متوسط"، "کمی"، و غیره که برای آزمون GRE مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
aggregate [صفت]
اجرا کردن

کل

Ex:

گزارش موجودی تجمعی تعداد کل اقلام موجود در انبار در تمامی انبارها را نشان داد.

appreciable [صفت]
اجرا کردن

قابل ملاحظه

Ex: Her efforts led to an appreciable change in the community ’s attitude toward environmental issues .

تلاش‌های او منجر به تغییر قابل توجهی در نگرش جامعه نسبت به مسائل زیست‌محیطی شد.

اجرا کردن

به‌ترتیب زمان وقوع

Ex: The professor presented the material in the textbook in chronological order to help students understand the progression of events .

استاد مطالب کتاب درسی را به ترتیب تاریخی ارائه کرد تا به دانشجویان در درک پیشرفت وقایع کمک کند.

اجرا کردن

متناسب

Ex: The size of the team is commensurate with the scale of the project they are working on .

اندازه تیم متناسب با مقیاس پروژه‌ای است که روی آن کار می‌کنند.

copious [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: The teacher praised the student for their copious efforts in studying for the exam .

معلم از دانش آموز به خاطر تلاش‌های فراوان او در مطالعه برای امتحان تقدیر کرد.

coterminous [صفت]
اجرا کردن

برابر

Ex: The terms of the lease and the building 's occupancy were coterminous , meaning both would end simultaneously .

شرایط اجاره و اشغال ساختمان همزمان بودند، به این معنی که هر دو به طور همزمان پایان می‌یابند.

diminutive [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: He found a diminutive frog hopping along the path during his nature walk .

او در طول پیاده‌رویی طبیعت‌گردی خود یک قورباغه کوچک را دید که در مسیر در حال پریدن بود.

ephemeral [صفت]
اجرا کردن

ناپایدار

Ex: The joy of childhood is often described as ephemeral , fleeting away as one grows older .

شادی دوران کودکی اغلب به عنوان گذرا توصیف می‌شود، که با بزرگ شدن فرد از بین می‌رود.

fleeting [صفت]
اجرا کردن

زودگذر

Ex: The joy she felt was fleeting , disappearing as quickly as it had come .

لذتی که احساس کرد گذرا بود، به همان سرعتی که آمده بود ناپدید شد.

flush [صفت]
اجرا کردن

ثروتمند

Ex: The flush bank account allowed them to make substantial investments in real estate and other ventures .

حساب بانکی پرپول به آنها اجازه داد تا سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در املاک و سایر ventures انجام دهند.

modest [صفت]
اجرا کردن

کم

Ex: The town saw a modest rise in population .
pervasive [صفت]
اجرا کردن

فراگیرنده

Ex: Misinformation is pervasive on the internet , making it challenging to discern fact from fiction .

اطلاعات نادرست در اینترنت همه‌گیر است، که تشخیص واقعیت از خیال را دشوار می‌کند.

prodigious [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His prodigious memory allows him to recall vast amounts of information .

حافظه شگفت‌انگیز او به او اجازه می‌دهد تا حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بیاورد.

profound [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The earthquake caused profound damage to the city , leaving many buildings in ruins .

زلزله خسارات عمیقی به شهر وارد کرد و بسیاری از ساختمان‌ها را به ویرانه تبدیل کرد.

profuse [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex:

در فصل بارانی، منطقه بارندگی‌های فراوانی را تجربه کرد که منجر به سیل‌های گسترده شد.

rarefied [صفت]
اجرا کردن

رقیق (هوا)

Ex: As they ascended , the rarefied air made each breath feel more labored and shallow .

همانطور که بالا می‌رفتند، هوای رقیق شده هر نفس را دشوارتر و سطحی‌تر می‌کرد.

replete [صفت]
اجرا کردن

پر از

Ex: Every spice imaginable filled her pantry , making it replete with culinary options .

هر ادویه‌ای که تصور شود انباری او را پر کرده بود، آن را پر از گزینه‌های آشپزی کرد.

rife [صفت]
اجرا کردن

سرشار

Ex: The report indicated that the town was rife with corruption and unethical practices .

گزارش نشان داد که شهر پر از فساد و اعمال غیراخلاقی بود.

scant [صفت]
اجرا کردن

اندک

Ex: The report provided scant information about the upcoming changes .

گزارش اطلاعات کمی در مورد تغییرات آینده ارائه داد.

slight [صفت]
اجرا کردن

اندک

Ex: She felt a slight breeze on her face as she walked outside .

او هنگام بیرون رفتن نسیم ملایمی را روی صورتش احساس کرد.

celerity [اسم]
اجرا کردن

سرعت

Ex: With remarkable celerity , the car sped through the finish line .

با سرعت قابل توجه، ماشین از خط پایان گذشت.

exiguity [اسم]
اجرا کردن

کمبود

Ex: The exiguity in the data provided led to incomplete conclusions in the research study .

کمبود در داده‌های ارائه شده منجر به نتیجه‌گیری‌های ناقص در مطالعه تحقیقاتی شد.

gradation [اسم]
اجرا کردن

درجه‌بندی

Ex: The artist used a subtle gradation of colors to create a sense of depth in the painting .

هنرمند از یک گرادیان ظریف رنگ‌ها برای ایجاد حس عمق در نقاشی استفاده کرد.

modicum [اسم]
اجرا کردن

اندکی

Ex: They managed to salvage a modicum of trust after the misunderstanding .

آنها توانستند پس از سوء تفاهم ذره‌ای اعتماد را نجات دهند.

paucity [اسم]
اجرا کردن

کمی

Ex: Her frustration grew because of the paucity of support from her colleagues .

ناامیدی او به دلیل کمبود حمایت از همکارانش افزایش یافت.

raft [اسم]
اجرا کردن

تعداد فراوانی

Ex: The festival was attended by a raft of people from different cities and countries .

جشنواره توسط جمعیتی از مردم از شهرها و کشورهای مختلف شرکت کردند.

slew [اسم]
اجرا کردن

تعداد زیاد

Ex: The new movie generated a slew of buzz on social media before its release .

فیلم جدید قبل از انتشارش تعداد زیادی از بحث‌ها را در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد.

surfeit [اسم]
اجرا کردن

an overabundance of anything

Ex: The feast left everyone in a surfeit of food .
اجرا کردن

یک‌به‌یک ذکر کردن

Ex: To clarify the issue , she decided to enumerate the reasons for the project 's delay .

برای روشن کردن موضوع، او تصمیم گرفت دلایل تأخیر پروژه را برشمرد.

to sound [فعل]
اجرا کردن

ژرفاسنجی کردن

Ex: To ensure safe navigation , the sailors will sound the harbor entrance .

برای اطمینان از ناوبری ایمن، ملوانان ورودی بندر را اندازه‌گیری خواهند کرد.