واژگان پیشرفته برای GRE - آزمایش کنید، یاد بگیرید و تکرار کنید!

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد علم، مانند "تقطیر"، "کسوف"، "اصطلاحات" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
cartography [اسم]
اجرا کردن

نقشه‌نگاری

Ex: Modern cartography uses advanced technology .

کارتوگرافی مدرن از فناوری پیشرفته استفاده می‌کند.

اجرا کردن

در بستر یا زمینه مرتبط قرار دادن

Ex: The article helps to contextualize recent events by providing relevant background information .

مقاله به زمینه‌سازی رویدادهای اخیر با ارائه اطلاعات پس‌زمینه مرتبط کمک می‌کند.

اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The expert is corroborating the authenticity of the ancient artifact .

متخصص در حال تأیید اصالت اثر باستانی است.

اجرا کردن

بر خلاف عقل سلیم

Ex: The solution to the problem was counterintuitive but effective .

راه‌حل مسئله خلاف‌آمد اما مؤثر بود.

credibility [اسم]
اجرا کردن

اعتبار

Ex: The testimonial from a respected figure lent credibility to the new product 's claims .

گواهی از یک شخصیت محترم به ادعاهای محصول جدید اعتبار بخشید.

derivative [صفت]
اجرا کردن

غیراصلی

Ex: His painting was considered derivative , borrowing too heavily from famous artists .

نقاشی او مشتق در نظر گرفته شد، که بیش از حد از هنرمندان مشهور قرض گرفته بود.

اجرا کردن

موجب ناباوری شدن

Ex: Scientists found data that discredited the theory proposed last year .

دانشمندان داده‌هایی یافتند که نظریه پیشنهادی سال گذشته را بی‌اعتبار می‌کند.

to distill [فعل]
اجرا کردن

تقطیر کردن

Ex:

دانشمندان در حال تقطیر مخلوط بودند تا اجزای آن را جدا کنند.

to eclipse [فعل]
اجرا کردن

سایه افکندن (سیارات بر هم)

Ex: The partial eclipse of the moon created a dramatic effect as it slowly began to eclipse the lunar surface .

خورشیدگرفتگی جزئی ماه اثر دراماتیکی ایجاد کرد در حالی که به آرامی شروع به گرفتن سطح ماه کرد.

embryonic [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The discovery of embryonic fossils provides insight into the evolutionary history of organisms .

کشف فسیل‌های جنینی بینشی در تاریخ تکاملی موجودات زنده فراهم می‌کند.

empirical [صفت]
اجرا کردن

تجربی

Ex: Empirical studies have confirmed that regular meditation can reduce stress levels .

مطالعات تجربی تأیید کرده‌اند که مدیتیشن منظم می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

empiricism [اسم]
اجرا کردن

تجربه‌گرایی

Ex: Philosophical empiricism challenged purely rationalist approaches .
to emulate [فعل]
اجرا کردن

برابری جستن با

Ex: The software developer sought to emulate the user interface of popular apps to enhance their own design .

توسعه‌دهنده نرم‌افزار به دنبال شبیه‌سازی رابط کاربری برنامه‌های محبوب برای بهبود طراحی خود بود.

erudite [صفت]
اجرا کردن

دانشمند

Ex: His erudite commentary on economic policy is highly regarded by policymakers and academics alike .

نظر دانشمندانه او در مورد سیاست اقتصادی بسیار مورد احترام سیاستگذاران و دانشگاهیان است.

exhaustive [صفت]
اجرا کردن

فراگیر

Ex: The exhaustive training regimen prepared athletes for the physical demands of the competition .

برنامه تمرینی جامع ورزشکاران را برای تقاضاهای فیزیکی مسابقه آماده کرد.

اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: Can we extrapolate the final outcome from the current progress ?

آیا می‌توانیم نتیجه نهایی را از پیشرفت فعلی برونیابی کنیم؟

اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: The historical documents provided incontrovertible evidence of the event .

اسناد تاریخی شواهد انکارناپذیری از این رویداد ارائه دادند.

irrefutable [صفت]
اجرا کردن

انکارناپذیر

Ex: Faced with irrefutable satellite images , the government had to acknowledge the construction project they previously denied .

در مقابل تصاویر ماهواره‌ای غیرقابل انکار، دولت مجبور شد پروژه ساخت و سازی را که قبلاً تکذیب کرده بود، بپذیرد.

jargon [اسم]
اجرا کردن

اصطلاحات مخصوص یک صنف

Ex: Financial jargon , such as ' bull market , ' ' liquidity , ' and ' dividends , ' is frequently used by investors and financial analysts .

اصطلاحات مالی، مانند 'بازار گاوی'، 'نقدینگی' و 'سود سهام'، اغلب توسط سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی استفاده می‌شود.

layperson [اسم]
اجرا کردن

فرد نامتخصص

Ex: The scientist presented the findings in a way that a layperson could grasp .

دانشمند یافته‌ها را به گونه‌ای ارائه داد که یک شخص عادی می‌توانست درک کند.

meticulous [صفت]
اجرا کردن

موشکافانه

Ex: They planned the event with meticulous attention to every aspect .

آنها رویداد را با توجه وسواسی به هر جنبه برنامه‌ریزی کردند.

paradigm [اسم]
اجرا کردن

الگوواره

Ex: The book offered a fresh paradigm for understanding economic trends .

کتاب یک پارادایم جدید برای درک روندهای اقتصادی ارائه داد.

patent [اسم]
اجرا کردن

سند ثبت اختراع

Ex: The pharmaceutical company was granted a patent for their new drug , ensuring they had exclusive sales rights for the next 20 years .

شرکت دارویی برای داروی جدید خود پتنت دریافت کرد، که به آنها حقوق فروش انحصاری برای 20 سال آینده را تضمین می‌کند.

peripatetic [صفت]
اجرا کردن

دوره‌گرد

Ex: The peripatetic nature of the role meant frequent flights and hotel stays .

طبیعت سیار نقش به معنای پروازهای مکرر و اقامت در هتل بود.

to peruse [فعل]
اجرا کردن

مطالعه کردن

Ex: Before making a decision , he perused the market research report in detail .

قبل از تصمیم گیری، او گزارش تحقیقات بازار را با دقت بررسی کرد.

presumptive [صفت]
اجرا کردن

احتمالی

Ex: The presumptive evidence suggested that the new policy would improve productivity .

شواهد فرضی نشان داد که سیاست جدید بهره‌وری را بهبود می‌بخشد.

to saturate [فعل]
اجرا کردن

اشباع کردن (شیمی)

Ex: It took several rounds of heating and stirring to saturate the solvent with the desired concentration of the chemical compound .

چندین دور گرم کردن و هم زدن لازم بود تا حلال با غلظت مورد نظر از ترکیب شیمیایی اشباع شود.

sentient [صفت]
اجرا کردن

هشیار

Ex:

ایده گیاهان هوشمند، قادر به احساس محیط خود، محققان را مجذوب خود کرد.

static [صفت]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The static figure in the painting appeared frozen in time .

شکل ایستا در نقاشی به نظر می‌رسید که در زمان منجمد شده است.

اجرا کردن

دلیل و مدرک آوردن

Ex: The photographs served to substantiate the accuracy of the eyewitness 's account .

عکس‌ها به اثبات صحت گفته‌های شاهد عینی کمک کردند.

اجرا کردن

تمام‌و‌کمال

Ex: The report was a thoroughgoing examination of all the possible outcomes .

گزارش یک بررسی جامع از تمامی نتایج ممکن بود.

to unearth [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex: Scholars unearthed unpublished manuscripts of famous authors , providing new perspectives on their work .

محققان دستنوشته‌های منتشرنشده نویسندگان مشهور را کشف کردند، که دیدگاه‌های جدیدی درباره کار آنها ارائه می‌دهد.

untenable [صفت]
اجرا کردن

توجیه‌نشدنی (نظریه)

Ex: The researcher 's theory was labeled untenable by the scientific community .

نظریه محقق توسط جامعه علمی به عنوان غیرقابل دفاع برچسب زده شد.

virtual [صفت]
اجرا کردن

تقریبی

Ex: The virtual walkthrough of the house gave potential buyers a realistic view of the property .

بازدید مجازی از خانه به خریداران بالقوه دیدی واقع‌گرایانه از ملک داد.

zeitgeist [اسم]
اجرا کردن

روح زمانه

Ex: The Renaissance was a period marked by a zeitgeist of rebirth and rediscovery , with a renewed interest in classical art , literature , and humanism driving cultural and intellectual developments .

رنسانس دوره‌ای بود که با zeitgeist نوزایی و کشف مجدد مشخص شد، با علاقه‌ای نو به هنر کلاسیک، ادبیات و اومانیسم، که پیشرفت‌های فرهنگی و فکری را هدایت می‌کرد.

اجرا کردن

متبلور شدن

Ex: The geologist studied the rocks to understand how minerals had crystallized over millions of years .

زمین‌شناس سنگ‌ها را مطالعه کرد تا بفهمد چگونه مواد معدنی در طول میلیون‌ها سال تبلور یافته‌اند.