تسویه کردن
شرکت هزینههای سفر کارکنان برای کنفرانس سالانه را پوشش داد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد پول و تجارت، مانند "واگذاری", "شل", "صرفه جو" و غیره را که برای آزمون GRE نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تسویه کردن
شرکت هزینههای سفر کارکنان برای کنفرانس سالانه را پوشش داد.
غصب کردن
تغییرات سیاسی ممکن است افراد را از برخی حقوقی که قبلاً اعطا شده بود محروم کند.
سرکیسه کردن
آنها کلاهبرداری میکنند از هر کسی که قیمتهای واقعی بازار را نمیداند.
(شرکت، مؤسسه و غیره) به ثبت رساندن
ما قصد داریم کسبوکار را ثبت کنیم تا از مزایای قانونی و مالی بهرهمند شویم.
اعمال و جمعآوریِ هزینهها، مالیات و غیره
عوارض اضافی بر کالاهای وارداتی تحمیل شد تا از شیوههای ناعادلانه تجاری جبران شود.
با حیلهگری از چنگ کسی در آوردن
آنها سعی کردند با وعده بازدهی بالا در پروژههای جعلی، سرمایهگذاران را فریب دهند.
از زیر کار یا مسئولیت در رفتن
او در تحصیلاتش تنبلی میکند، زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذراند.
روی کار پرخطر سرمایهگذاری کردن
او در ارزهای دیجیتال سفتهبازی کرد، با امید به سود بردن از بازار ناپایدار.
ارائه دادن
هنرمند یک پیشنهاد نمایشگاه را برای نمایش آخرین آثار خود ارائه داد.
ضمانت (مالی) کردن
اگر ما این سرمایهگذاری را تضمین کنیم و شکست بخورد، شرکت ما ممکن است با ضرر مالی قابل توجهی روبرو شود.
پوشش ریسک (امور مالی)
هج یک ابزار مالی است که برای جبران خطر حرکات نامطلوب قیمت در داراییها استفاده میشود.
تعصب
با ذهنی آغشته به عدم تساهل، او از کمک به هر هدفی خودداری کرد.
اشانتیون
او به من یک lagniappe برای کمک به جابجاییاش داد.
خنثیکننده
سود حاصل از یک پروژه جبران ضررهای ناشی از پروژه دیگر بود.
چندرغاز
بورسیه در مقایسه با شهریههای رو به افزایش تنها مبلغ ناچیزی ارائه میداد.
شغل تشریفاتی
سناتور پسر عموی خود را به یک موقعیت سینکور در دفتر خود منصوب کرد، که به او اجازه میداد بدون انجام وظایف مهم، از درآمدی راحت بهرهمند شود.
فرد ولخرج
عادات ولخرج او منجر به بدهی کارت اعتباری فزاینده شد.
حقوق
آنها به داوطلبانی که در تحقیق کمک کردند، حقوق کمی پیشنهاد دادند.
ارتشا
فروختگی او همه را شوکه کرد، زیرا او به خاطر ارزشهای اخلاقیاش شناخته شده بود.
گزاف
هزینه مراقبتهای بهداشتی در برخی کشورها میتواند سرسامآور باشد، که آن را برای بسیاری غیرقابل دسترس میکند.
محافظهکار
خریدار مقتصد ترجیح میدهد به جای برندهای معروف، برندهای عمومی بخرد تا پول پسانداز کند.
تنگدست
هنرمند بیپول برای خرید لوازم نقاشیهایش تقلا کرد.
ورشکسته
او متوجه شد که ورشکسته است وقتی نتوانست قبضهایش را پرداخت کند.
تباهکننده (برای هر دو سوی دعوا)
احزاب سیاسی اغلب از درگیریهای داخلی رنج میبرند که تصویر عمومی آنها را تضعیف میکند.
بخشنده
بازیگر در اولین نمایش آخرین فیلم خود استقبالی پرطرفدار دریافت کرد.
خالص
او درآمد خالص را با کسر هزینهها از درآمد کل محاسبه کرد.
خسیس
مادربزرگ به خاطر روشهای صرفهجویانه خود معروف بود، به ندرت حتی برای خودش پول خرج میکرد.
مالی
آنها به دلیل صورتحسابهای پزشکی غیرمنتظره با مشکلات مالی قابل توجهی روبرو شدند.
بیبضاعت
پس از از دست دادن شغلش، خود را در وضعیتی فقیرانه یافت، قادر به پرداخت اجارهاش نبود.
ولخرج
استفاده اسرافکارانه شرکت از وجوه منجر به مشکلات مالی نهایی آن شد.
آیندهنگر
علیرغم درآمد کم، طبیعت مقتصد جیک به این معنی بود که او به ندرت با مشکلات مالی روبرو میشد.
خسیس
او ناامیدکننده یافت که عمویش چقدر با هدایای خانوادگی خسیس بود.
صرفهجو (در هزینهها)
به عنوان یک فرد صرفهجو، او ترجیح میدهد در خانه آشپزی کند تا اینکه بیرون غذا بخورد.
یکرقم کردن (حساب بانکی)
صاحب کسبوکار کوچک تصمیم گرفت وامهای تجاری و خطوط اعتباری خود را در یک وام ادغام کند.