واژگان ضروری برای GRE - مرتبط با حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد حیوانات، مانند "لانه"، "سبیل"، "دندان نیش" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
fauna [اسم]
اجرا کردن

پوشش جانوری

Ex: The biologist conducted a survey of the local fauna , documenting the various species of birds , mammals , and insects inhabiting the area .

زیست‌شناس یک بررسی از جانوران محلی انجام داد و گونه‌های مختلف پرندگان، پستانداران و حشرات ساکن در منطقه را مستند کرد.

indigenous [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: The Amazon rainforest is home to a vast array of indigenous plant and animal species found nowhere else on Earth .

جنگل آمازون خانه‌ی طیف گسترده‌ای از گونه‌های گیاهی و جانوری بومی است که در هیچ جای دیگر زمین یافت نمی‌شوند.

canine [اسم]
اجرا کردن

سگ‌سان

Ex: The family 's canine guard dog barked loudly at any sign of intruders , providing an added layer of security for their home .

سگ نگهبان سگ‌سان خانواده با دیدن هر نشانه‌ای از متجاوزان با صدای بلند پارس می‌کرد و لایه‌ای اضافی از امنیت برای خانه‌شان فراهم می‌کرد.

feline [اسم]
اجرا کردن

گربه‌سان

Ex: Felines have retractable claws that help them climb trees .

گربه‌سانان دارای چنگال‌های جمع‌شدنی هستند که به آنها در بالا رفتن از درختان کمک می‌کند.

اجرا کردن

بی‌مهرگان

Ex: Spiders are arachnids , a type of invertebrate that spins webs to catch prey .

عنکبوت‌ها بندپایانی هستند، نوعی بی‌مهره که تار می‌تنند تا شکار را بگیرند.

amphibian [اسم]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Newts are small , brightly colored amphibians that typically inhabit ponds and streams , where they breed and lay eggs .

سمندرها دوزیستان کوچک و رنگارنگی هستند که معمولاً در برکه‌ها و نهرها زندگی می‌کنند، جایی که تولید مثل کرده و تخم می‌گذارند.

exoskeleton [اسم]
اجرا کردن

استخوان‌بندی خارجی

Ex: The spider 's exoskeleton protects it from predators .

اسکلت خارجی عنکبوت آن را از شکارچیان محافظت می‌کند.

arthropod [اسم]
اجرا کردن

بندپا

Ex: Spiders are arthropods known for their silk-spinning abilities .

عنکبوت‌ها بندپایان هستند که به خاطر توانایی‌شان در تولید ابریشم شناخته می‌شوند.

reptilian [اسم]
اجرا کردن

خزنده

Ex: Turtles and tortoises are reptilians that often live long lives .

لاک‌پشت‌ها و لاک‌پشت‌های خشکی خزندگانی هستند که اغلب عمر طولانی دارند.

mollusk [اسم]
اجرا کردن

نرم‌تن

Ex: Clams and mussels are edible mollusks found in coastal waters .

صدف‌های خوراکی و صدف‌های سیاه، نرم‌تنان خوراکی هستند که در آب‌های ساحلی یافت می‌شوند.

vermin [اسم]
اجرا کردن

جانوران موذی

Ex: The old warehouse was condemned after inspectors found it overrun with vermin .

انبار قدیمی پس از آنکه بازرسان متوجه شدند که از آفات پر شده است، محکوم شد.

carnivore [اسم]
اجرا کردن

گوشت‌خوار

Ex: Polar bears are apex carnivores of the Arctic , preying on seals .

خرس‌های قطبی گوشتخواران برتر قطب شمال هستند که از خوک‌های دریایی تغذیه می‌کنند.

herbivore [اسم]
اجرا کردن

گیاهخوار

Ex: Many herbivores have specialized digestive systems for breaking down plant material .

بسیاری از گیاهخواران دارای سیستم‌های گوارشی تخصصی برای تجزیه مواد گیاهی هستند.

omnivore [اسم]
اجرا کردن

همه‌چیزخوار

Ex: Omnivores play an important role in the ecosystem .
to cull [فعل]
اجرا کردن

کشتن حیوانات (به‌منظور کنترل جمعیت)

Ex: Hunters were hired to cull the wild boar population in the area .

شکارچیان برای کاهش جمعیت گرازهای وحشی در منطقه استخدام شدند.

to breed [فعل]
اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: These rabbits are known for breeding rapidly , so be prepared for more babies soon .

این خرگوش‌ها به دلیل تولید مثل سریع معروف هستند، بنابراین برای بچه‌های بیشتر به زودی آماده باشید.

tame [صفت]
اجرا کردن

(حیوان) اهلی

Ex: The lion was surprisingly tame after years in captivity .
predatory [صفت]
اجرا کردن

شکارچی (جانور)

Ex: Wolves display highly coordinated predatory tactics .
to spay [فعل]
اجرا کردن

عقیم کردن

Ex: Our organization advocates for laws requiring pet owners to spay and neuter their animals .

سازمان ما از قوانینی حمایت می‌کند که مالکان حیوانات خانگی را ملزم می‌کند حیوانات خود را عقیم کنند.

اجرا کردن

استتار کردن

Ex: The lizard camouflages itself by changing its skin color .

مارمولک با تغییر رنگ پوست خود استتار می‌کند.

broodmare [اسم]
اجرا کردن

مادیان (برای تولیدمثل)

Ex: Breeders carefully select broodmares based on their pedigree and performance .

پرورش‌دهندگان با دقت مادیان‌های پرورشی را بر اساس نسب و عملکردشان انتخاب می‌کنند.

buck [اسم]
اجرا کردن

حیوان نر (آهو، بز و...)

Ex:

buck جوان با احتیاط به آب نزدیک شد تا بنوشد.

burrow [اسم]
اجرا کردن

لانه زیرزمینی

Ex: Children discovered an abandoned burrow in the garden , once home to a family of hedgehogs .

کودکان یک لانه متروکه در باغ کشف کردند که زمانی خانه یک خانواده خارپشت بود.

den [اسم]
اجرا کردن

لانه (حیوانات وحشی)

Ex:

گرگ‌ها از لانه برای پناه دادن به توله‌هایشان و به عنوان محل استراحت بین سفرهای شکار استفاده می‌کنند، که اغلب در پوشش گیاهی متراکم یا برآمدگی‌های سنگی قرار دارند.

to whimper [فعل]
اجرا کردن

ناله کردن

Ex:

کودک پس از خراشیدن زانویش روی پیاده‌رو شروع به ناله کردن کرد.

fowl [اسم]
اجرا کردن

ماکیان

Ex:

طیور به مراقبت و تغذیه مناسب نیاز دارند تا سالم و مولد بمانند.

hatchling [اسم]
اجرا کردن

جانور تازه‌ازتخم‌درآمده

Ex: The zoo celebrated the hatching of rare bird hatchlings in their aviary .

باغ وحش از تولد جوجه‌های پرندگان نادر در قفس پرندگان خود جشن گرفت.

to incubate [فعل]
اجرا کردن

روی تخم خوابیدن (پرندگان)

Ex: The mother crocodile patiently incubated her clutch of eggs buried in the sand .

مادر تمساح به صبر تخم‌هایش را که در شن دفن شده بودند جوجه‌کشی کرد.

اجرا کردن

به خواب زمستانی رفتن

Ex: Dormice are known to hibernate in nests hidden away in tree hollows or underground tunnels .

مشهور است که موش‌های خواب‌آلود در لانه‌هایی که در سوراخ‌های درختان یا تونل‌های زیرزمینی پنهان شده‌اند زمستان‌خوابی می‌کنند.

to graze [فعل]
اجرا کردن

چراندن

Ex: The horses were content as they grazed on the lush green grass .

اسب‌ها راضی بودند در حالی که می‌چریدند روی چمن سبز و پرپشت.

to peck [فعل]
اجرا کردن

دانه بر چیدن (پرنده)

Ex:

پرندگان اغلب برای یافتن حشرات و دانه‌ها زمین را نوک می‌زنند.

to slither [فعل]
اجرا کردن

خزیدن

Ex: The lizard deftly slithered over the rocks , blending seamlessly with its surroundings .

مارمولک به مهارت روی سنگ‌ها خزید و به طور بی‌عیب و نقصی با محیط اطرافش ترکیب شد.

to tweet [فعل]
اجرا کردن

جیک‌جیک کردن

Ex: Birds tweet to communicate with each other and establish territory .

پرندگان جیک جیک می‌کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و قلمرو تعیین کنند.

to canter [فعل]
اجرا کردن

با تاخت ملایم رفتن (اسب)

Ex: The horse cantered gracefully around the riding arena .

اسب با ظرافت در اطراف میدان سوارکاری آهسته می‌تاخت.

whisker [اسم]
اجرا کردن

سبیل (حیوان)

Ex:

سبیل‌های فک ارتعاشات در آب را تشخیص می‌دهند تا طعمه را پیدا کنند.

muzzle [اسم]
اجرا کردن

پوزه

Ex: The rabbit twitched its sensitive muzzle , sniffing the air for predators .

خرگوش پوزه حساس خود را تکان داد، هوا را برای شکارچیان بو کشید.

fang [اسم]
اجرا کردن

دندان نیش (حیوان)

Ex: The dog 's fangs were visible as it growled .

دندان‌های نیش سگ در حالی که غرغر می‌کرد قابل مشاهده بود.

tusk [اسم]
اجرا کردن

عاج

Ex: The walrus used its long tusks to pry open shellfish , revealing the succulent meat inside .

گراز دریایی از عاج‌های بلند خود برای باز کردن صدف‌ها استفاده کرد و گوشت آبدار داخل آن را آشکار کرد.

plumage [اسم]
اجرا کردن

بال‌وپر

Ex: The parrot 's colorful plumage attracted visitors to the aviary .

پرهای رنگارنگ طوطی بازدیدکنندگان را به پرنده‌خانه جذب کرد.

crest [اسم]
اجرا کردن

کاکل

Ex: Biologists noted that the crest of the cassowary is made of a tough , keratinous material .

زیست‌شناسان متوجه شدند که تاج کاسوری از ماده‌ای سخت و کراتینی ساخته شده است.

leash [اسم]
اجرا کردن

قلاده

Ex: Dogs must be kept on a leash in public places for safety .

سگ‌ها باید در مکان‌های عمومی برای ایمنی با تسمه نگه داشته شوند.