از مسئولیت شانه خالی کردن
تیم پس از اینکه مدیر پروژه از تعهدات خود کنارهگیری کرد، دچار مشکل شد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شکست، مانند "کناره گیری"، "فاجعه"، "رنج بردن" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
از مسئولیت شانه خالی کردن
تیم پس از اینکه مدیر پروژه از تعهدات خود کنارهگیری کرد، دچار مشکل شد.
نتیجه عکس دادن
تلاش برای تسریع پروژه با کوتاه کردن مسیرها نتیجه معکوس داد، منجر به تأخیرها و خطاها شد.
به قیمت از دست دادن کسی یا چیزی
موفقیت او به بهای سلامتیش تمام شد، چرا که او خواب و ورزش را فدای رعایت مهلتها کرد.
اجتناب کردن
شیطنتهای بازیگوش گربه به آن اجازه میدهد تا از دست صاحبش در طول بازی فرار کند.
از بین بردن
تخلفهای مکرر از سیاستها، شهرت شرکت را محکوم میکند.
سقوط ناگهانی
تلاش برای تعمیر نرمافزار قدیمی به یک شکست منجر شد و مشکلات بیشتری از آنچه حل کرد ایجاد کرد.
ثابت ماندن
اگر نوآوریهای جدید معرفی نشوند، بازار ثابت خواهد ماند.
گیج شدن
ورزشکار، با مواجهه با تردیدهای شخصی، شروع به سردرگمی ذهنی کرد که بر عملکردش در زمین تأثیر گذاشت.
بیهوده
تلاشهای آنها برای تعمیر ماشینآلات قدیمی بیفایده بود، زیرا دیگر قابل تعمیر نبود.
دردسر
بهروزرسانی نرمافزار به یک مشکل تبدیل شد، با تعداد زیادی از باگها و خطاها.
مستعد شکست
کشتی شکسته بدشانس بازماندگان را برای هفتهها در یک جزیره متروکه رها کرد.
سخت زمین خوردن (استعاری)
عدم موفقیت استارتاپ در تأمین بودجه منجر به فروپاشی آن قبل از عرضه اولین محصولش شد.
نامساعد
شروع بدیمن کمپین، کسب شتاب را دشوار کرد.
دردسر
آسانسور خراب یک مزاحمت برای ساکنین سالخورده ای بود که در طبقات بالا زندگی میکردند.
بیهوده
او منتظر پاسخ نامهاش بود، اما امیدهایش بیثمر بود زیرا هیچ پاسخی نیامد.
در رسیدن به موفقیت ناکام ماندن
علیرغم صلاحیتهایش، او در یک موقعیت ابتدایی بدون فرصتهای پیشرفت در رنج بود.
هدف تحققنیافتنی
رابطه در حال زوال به عنوان علت گمشده توسط هر دو شریک دیده شد.
ناموفق بودن
تلاش برای اصلاح سیستم با شکست مواجه شد، مشکلات قدیمی را حل نشده باقی گذاشت.
آدم بهدردنخور
کارآموز شرکت به عنوان یک بیاهمیت در میان مدیران ارشد در نظر گرفته میشد.
پا را از گلیم (خود) فراتر گذاشتن
دولت با وضع مقررات فراتر از محدوده قانونی خود، اختیارات خود را تجاوز کرد.
تاثرآور
توله سگ رها شده با چشمان غمگین و بدن لرزانش کاملاً تأسفبار به نظر میرسید، که میل شدیدی برای ارائه آسایش برمیانگیخت.
به ستوه آوردن
مناقشات جاری میتوانند روابط بین افراد یا ملتها را تحت تأثیر قرار دهند.
بیثبات
او خود را در موقعیتی ناپایدار بدون هیچ راه حل روشنی در دید یافت.
موجب شکست چیزی شدن
اعتراضات آخر لحظهای او معاملهای را که تقریباً نهایی شده بود خراب کرد.
مانع
شرکت با یک عقبگرد مواجه شد وقتی تامینکننده اصلی آنها ورشکست شد.
شکست خوردن
پس از چندین تلاش ناموفق، او احساس دلسردی کرد در حالی که همچنان در یافتن شغل مناسب ناموفق میماند.
از هم پاشیدن
اگر مسائل حل نشوند، پروژه تا پایان سهماهه از هم میپاشد.
کسی را تحقیر کردن
مربی بر اهمیت صحبت کردن از بالا به پایین با همتیمیها در طول بازی تأکید کرد.
طرف ضعیفتر
علیرغم اینکه در مذاکره تحت فشار بود، توانست معاملهای مطلوب برای شرکتش تضمین کند.
دستنیافتنی
رویای او برای تبدیل شدن به یک بازیگر مشهور، علیرغم تلاشهایش، دستنیافتنی به نظر میرسید.
پر از پیچیدگی
تعادل بین مسئولیتهای کاری و خانوادگی میتواند برای بسیاری از افراد یک مسئله پیچیده باشد.
به هم خوردن
ازدواج آنها پس از سالها بحث و سوء تفاهم مداوم شروع به فروپاشی کرد.
موفق نبودن (در جلب نظر یا خنداندن دیگران)
(بهطور) محکوم به شکست
تصمیم مدیر عامل برای کوتاه کردن گوشهها در تست ایمنی محصول، برای اعتبار شرکت کشنده مضر بود.
تعقیب کردن
شکست اولین سرمایهگذاری تجاری او او را دنبال کرد در طول حرفهاش.