حس ترس
او در حین چتربازی یک لرزش هیجان را تجربه کرد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد درگیری، مانند "galling"، "frisson"، "glare" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE لازم است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
حس ترس
او در حین چتربازی یک لرزش هیجان را تجربه کرد.
چشمغره
نگاه مشتری صندوقدار را ناراحت کرد.
جویدن
نگرانی در مورد سلامتی او شروع به جویدن خانوادهاش کرد.
طمع
داستان یک حکایت هشداردهنده درباره اثرات مخرب طمع بر روابط است.
پرشور
او به شور و اشتیاق پرشور او برای عدالت تحسین میکرد.
هایپرونتیل کردن
حمله وحشت باعث شد که او به طور غیرقابل کنترلی تنفس سریع داشته باشد.
با دلباختگی
طرفداران بتپرست روزها خارج از خانه ستاره چادر زدند.
رسوایی
ورشکستگی شرکت یک ننگ برای مدیرعامل آن بود.
تسلیناپذیر
اندوه تسلیناپذیر او دوستان و خانوادهاش را نگران کرده بود.
خشم
طرفداری معلم باعث خشم در میان دانشآموزان شد.
مانع
ترس از شکست به عنوان یک بازداری عمل کرد، که مانع از پیگیری رویاهای کارآفرینی او شد.
کنجکاو
ذهن کنجکاو او را به سمت دنبال کردن حرفهای در علم سوق داد، جایی که میتوانست اسرار جهان را کشف کند.
زودرنجی
ناامیدی تیم به دلیل زودرنجی رهبر افزایش یافت.
بیزار بودن
آنها از بیعدالتی در سیستم قانونی متنفر هستند.
یکنواخت
روال یکنواخت زندگی روزمره او او را مشتاق هیجان و تجربیات جدید کرد.
عصبی
وقتی نتوانست سگ گمشدهاش را پیدا کند بیش از حد ناراحت شد.
تلخی
عکس دارای تأثر بیزمانی بود که احساسات شدیدی را برمیانگیخت.
محزون
سگ وقتی تنها گذاشته شد، نالهای غمگین سر داد.
ایرادگیر
اظهار نظرهای شکایتآمیز او همه را در جلسه عصبانی کرد.
بسیار گرسنه
عطر باربیکیو همه را در محله گرسنه کرد، و آنها با اشتیاق منتظر نوبت خود در کباب پز بودند.
تنفر
رسوایی انزجار گستردهای در جامعه ایجاد کرد.
اندوهگین
چهره پشیمان او نشان میداد که از سخنان تند خود پشیمان است.
جوشیدن
من از ناامیدی جوش میزدم اما لبخندی روی صورتم نگه داشتم.
قبرگونه
کتابخانه قدیمی هوایی قبرستانی داشت، پر از کتابهای خاکگرفته.
عمیق
صدای پراحساس خواننده شنوندگان را به گریه انداخت.
گیجکننده بودن برای
ارائه سریع او از اصطلاحات مالی حضار را متحیر میکند.
آرام
واکنش مهارشده او به خبر همه را متعجب کرد؛ آنها انتظار داشتند که او احساساتیتر باشد.
بهانهگیری
او در آستانه یک قشقرق بود اما توانست خود را کنترل کند.
دمدمیمزاج
علیرغم طغیانهای خلقی او، قلب مهربانی داشت و نیت خوبی داشت.
دلهره
با وجود نگرانی اش، میدانست که باید با ترسهایش روبرو شود و برای آنچه به آن اعتقاد دارد صحبت کند.
لرزان
خنده لرزان او نشان دهنده خجالت عمیقش بود.
بدون تلافی
حرکات عاشقانه او با پاسخهای بیپاسخ مواجه شد.
غمگین
صحنه پر از شخصیتهای اندوهگین در درام بود.
غمگین
موسیقی غمگین حال و هوای مراسم رسمی را تعیین کرد.
شیفته
تماشاگران در سکوت مسحور نشسته بودند در حالی که بازیگر یک مونولوگ قدرتمند روی صحنه اجرا میکرد.