کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی - درس 10A

در اینجا واژگان درس 10A از کتاب درسی English File Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "صندلی"، "کتابخانه"، "زیر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی
bed [اسم]
اجرا کردن

تخت‌خواب

Ex: I read a book before going to bed .

قبل از رفتن به تختخواب کتابی خواندم.

chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: Our dining table has four chairs around it .

میز غذاخوری ما چهار صندلی در اطراف خود دارد.

mirror [اسم]
اجرا کردن

آینه

Ex:

آن‌ها یک آینه تمام‌قد را روی در کمد آویزان کردند تا لباس‌هایشان را بررسی کنند.

picture [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: Digital cameras allow you to instantly view and share your pictures .

دوربین‌های دیجیتال به شما امکان می‌دهند که عکسهای خود را فوراً مشاهده و به اشتراک بگذارید.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: He parked his car in the designated car park before heading into the mall .

او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.

garden [اسم]
اجرا کردن

باغ

Ex: She loves sitting under the shade of the trees in her garden .

او عاشق نشستن زیر سایه درختان در باغ خود است.

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه مکان)

Ex:

گربه در جعبه خوابیده است.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

گربه روی طاقچه پنجره خوابید.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The dog crawled under the fence to escape from the yard .

سگ از زیر نرده خزید تا از حیاط فرار کند.

اجرا کردن

مقصد گردشگری

Ex: Venice , with its canals and historic architecture , remains a top tourist destination for travelers seeking a unique experience .

ونیز، با کانال‌ها و معماری تاریخی‌اش، همچنان یک مقصد گردشگری برتر برای مسافرانی است که به دنبال تجربه‌ای منحصر به فرد هستند.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

castle [اسم]
اجرا کردن

قلعه

Ex: The castle ’s restoration project aimed to preserve its historical features while making it accessible to visitors .

پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگی‌های تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.

visitor [اسم]
اجرا کردن

بازدیدکننده

Ex: The website 's analytics showed a significant increase in visitor traffic after implementing a new marketing campaign .

تحلیل‌های وبسایت نشان داد که پس از اجرای یک کمپین بازاریابی جدید، ترافیک بازدیدکنندگان به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

bar [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: He enjoyed socializing with friends over a game of pool at the sports bar .

او از معاشرت با دوستان در حین بازی بیلیارد در بار ورزشی لذت می‌برد.

day trip [اسم]
اجرا کردن

سفر یک‌روزه

Ex: For our anniversary , we decided to go on a romantic day trip to a picturesque vineyard for wine tasting and a scenic picnic .

برای سالگردمان، تصمیم گرفتیم به یک سفر یک روزه رمانتیک به یک تاکستان نقاشی‌گونه برای چشیدن شراب و یک پیک نیک منظره‌ای برویم.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

monster [اسم]
اجرا کردن

هیولا

Ex: The ancient legend spoke of a sea monster that terrorized sailors in the deep waters .

افسانه قدیمی از یک هیولا دریایی سخن می‌گفت که ملوانان را در آب‌های عمیق وحشت‌زده می‌کرد.