کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی - درس 10ب

در اینجا واژگان درس 10B از کتاب درسی English File Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "بانک"، "قفل"، "با هم"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی
in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه مکان)

Ex:

گربه در جعبه خوابیده است.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

گربه روی طاقچه پنجره خوابید.

at [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (مکان)

Ex: The event will take place at the community center .

این رویداد در مرکز جامعه برگزار خواهد شد.

robbery [اسم]
اجرا کردن

سرقت

Ex: The victim of the robbery described the suspect to the police in detail .

قربانی سرقت، مظنون را به طور مفصل برای پلیس توصیف کرد.

bank [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex: They visited the bank to apply for a loan to purchase a car .

آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.

suspect [اسم]
اجرا کردن

فرد مقصر

Ex: When the plants began to wilt , the gardener suspected a lack of water as the likely suspect behind their decline .

وقتی گیاهان شروع به پژمرده شدن کردند، باغبان کمبود آب را به عنوان مظنون احتمالی پشت سر کاهش آنها مشکوک شد.

detective [اسم]
اجرا کردن

کارآگاه

Ex:

کارآگاه بی‌وقفه کار کرد تا اثر هنری دزدیده شده را پیدا کند.

yesterday [اسم]
اجرا کردن

دیروز

Ex: Yesterday felt endless .

دیروز بی‌پایان احساس شد.

secret [صفت]
اجرا کردن

سری

Ex: They had a secret meeting to discuss the surprise party .

آنها یک جلسه محرمانه داشتند تا در مورد مهمانی غافلگیرانه بحث کنند.

strong [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: The strong muscles of the tiger enabled it to bring down its prey with ease .

عضلات قوی ببر به آن اجازه داد تا با آسانی شکار خود را زمین بزند.

together [قید]
اجرا کردن

با هم

Ex: She and her friend sat together on the bench .

او و دوستش با هم روی نیمکت نشستند.

to lock [فعل]
اجرا کردن

قفل کردن

Ex: She locks the front door every night before going to bed .

او هر شب قبل از خواب درب جلو را قفل می‌کند.

building [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex: The tall building stands out among the other structures in the city .

ساختمان بلند در میان سازه‌های دیگر شهر برجسته است.

storeroom [اسم]
اجرا کردن

انباری

Ex: She organized the boxes neatly in the storeroom .

او جعبه‌ها را به دقت در انباری چید.

اجرا کردن

هتل مجلل

Ex: The luxury hotel features a rooftop pool , a wellness center , and gourmet restaurants to cater to its visitors .

هتل لوکس دارای استخر روی پشت بام، مرکز سلامتی و رستوران‌های گورمه برای خدمت به مهمانان خود است.