مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 38

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
bole [اسم]
اجرا کردن

تنه درخت

Ex: Woodpeckers left telltale drill marks all over the barky surface of the decaying bole .

دارکوب‌ها نشانه‌های مته‌کاری آشکاری را بر روی سطح پوستی تنه در حال پوسیدگی به جا گذاشتند.

bolero [اسم]
اجرا کردن

بولرو (نوعی رقص اسپانیایی)

Ex: He wanted to surprise her with his new skills , so he signed up for bolero lessons to master the dance 's techniques .

او می‌خواست با مهارت‌های جدیدش او را غافلگیر کند، بنابراین برای تسلط بر تکنیک‌های رقص در کلاس‌های بولرو ثبت‌نام کرد.

boll [اسم]
اجرا کردن

قوزه پنبه

Ex: Flax seeds are contained within protective bolls that dry and split open , allowing the delicate fibers to be removed .

دانه‌های کتان درون غلاف‌های محافظتی قرار دارند که خشک شده و باز می‌شوند، اجازه می‌دهد الیاف ظریف خارج شوند.

to bolster [فعل]
اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: She is bolstering her resume with new qualifications and certifications .

او در حال تقویت رزومه خود با مدارک و گواهینامه های جدید است.

to levy [فعل]
اجرا کردن

اعمال و جمع‌آوریِ هزینه‌ها، مالیات و غیره

Ex: The government levied a new tax on imported goods last year .

دولت سال گذشته مالیات جدیدی بر کالاهای وارداتی تحمیل کرد.

levity [اسم]
اجرا کردن

رفتار سبک

Ex: Despite the gloomy subject matter , the documentary employed a levity of storytelling to keep the audience engaged .

علیرغم موضوع غمگین، مستند از سبکی در روایت استفاده کرد تا مخاطب را درگیر نگه دارد.

to levitate [فعل]
اجرا کردن

شناور شدن (روی هوا)

Ex: In some religious ceremonies , participants report sensations of their bodies levitating above the ground .

در برخی مراسم مذهبی، شرکت‌کنندگان احساس می‌کنند که بدنشان در هوا شناور می‌شود.

leviathan [اسم]
اجرا کردن

بزرگ‌ترین نمونه (هر چیزی)

Ex:

نهنگ گوژپشت بلندترین صداها را در قلمرو حیوانات تولید می‌کند و آن را به یک صداگذار لویاتان بی‌همتا در دریاها تبدیل می‌کند.

doleful [صفت]
اجرا کردن

کسالت‌بار

Ex: The funeral was a solemn and doleful occasion .

مراسم تشییع جنازه یک مناسبت رسمی و اندوهبار بود.

grantor [اسم]
اجرا کردن

اهداکننده

Ex: As the grantor of the endowment , the foundation will oversee distributions that benefit medical research programs in perpetuity .

به عنوان اعطاکننده وقف، بنیاد بر توزیع‌هایی نظارت خواهد کرد که به برنامه‌های تحقیقات پزشکی به صورت دائمی سود می‌رسانند.

grantee [اسم]
اجرا کردن

گیرنده (یک هدیه)

Ex: As part of our grantee agreement with the state , we must submit quarterly reports on how we are spending the grant money .

به عنوان بخشی از توافقنامه دریافت‌کننده کمک مالی ما با دولت، باید گزارش‌های سه‌ماهه درباره نحوه هزینه‌کرد پول کمک مالی را ارائه دهیم.

to mistrust [فعل]
اجرا کردن

اطمینان نکردن به

Ex: After being lied to repeatedly , she mistrusted anything he said .

بعد از اینکه بارها به او دروغ گفته شد، او به هرچه می‌گفت بدگمان بود.

اجرا کردن

بد نمایش دادن

Ex: Her nervousness may have caused Suzy to misrepresent how much experience she actually had .

عصبی بودنش ممکن است باعث شده باشد که سوزی به اشتباه نشان دهد چقدر تجربه واقعی دارد.

اجرا کردن

فریب

Ex: Due to faulty memory reconstruction over time , the witness 's testimony contained some misrepresentations of peripheral details .

به دلیل بازسازی معیوب حافظه در طول زمان، شاهد شهادت شامل برخی تحریف‌ها از جزئیات حاشیه‌ای بود.

to misplace [فعل]
اجرا کردن

در محل اشتباهی قرار دادن

Ex: Make sure not to misplace any tools when finishing up so we have everything for the next job .

مطمئن شوید که هنگام پایان کار هیچ ابزاری را جا به جا نکنید تا همه چیز را برای کار بعدی داشته باشیم.

misrule [اسم]
اجرا کردن

سوءمدیریت

Ex: Allegations of policy mismanagement and misrule threatened the party 's control .

اتهامات سوء مدیریت سیاست‌ها و حکومت بد کنترل حزب را تهدید کرد.

to misuse [فعل]
اجرا کردن

سوءاستفاده کردن

Ex:

برخی از افراد به طور ناخواسته از کلمات سوء استفاده می‌کنند، که منجر به سوء تفاهم در ارتباطات می‌شود.

اجرا کردن

بد مدیریت کردن

Ex: Officials are mismanaging recovery funds allocated for disaster relief .

مقامات به بدی مدیریت می‌کنند بودجه‌های بازیابی اختصاص یافته برای کمک‌های بلایا را.