کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 11 - 11C
در اینجا واژگان از واحد 11 - 11C در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مخفی", "قاچاق میکند", "انبار"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
working or conducted secretly under the supervision of a law enforcement agency to gather information or catch criminals

مخفی
آنها تحت یک هویت مخفی عمل کردند تا هویت واقعی خود را از مظنونان محافظت کنند.
someone who works as one of the members of a police force

افسر پلیس
پلیسها مظنون را پس از تعقیب و گریز کوتاهی در خیابانهای شهر دستگیر کردند.
an individual who illegally and secretly imports or exports goods or people

قاچاقچی
مقامات قاچاقچی را پس از کشف کالاهای قاچاق پنهان شده در محموله دستگیر کردند.
to hide a small microphone in a place or device in order to secretly listen to or record someone's conversations

شنود کار گذاشتن, شنود کردن
کارآگاهان خصوصی برای شنود دفتر استخدام شدند، به امید کشف هر گونه جاسوسی شرکتی.
a large object created to look like a person or animal from hard materials such as stone, metal, or wood

مجسمه, تندیس
گردشگران دور مجسمه معروف در پارک جمع شدند، عکس میگرفتند تا زیبایی آن را ثبت کنند.
a large place in which raw materials or produced goods are stored before they are sold or distributed

انبار
انبار جدید مجهز به سیستمهای پیشرفته کنترل آب و هوا برای حفظ کالاهای فاسدشدنی است.
the act of hiding and waiting in secret to catch someone or something by surprise

کمین, داماندازی، تلهاندازی
او در دام افتاد، ناآگاه از اینکه کسی در کمین او بود.
to make a formal or friendly request to someone to come somewhere or join something

دعوت کردن
او مرا به شام در رستوران مورد علاقهاش دعوت کرد.
to present or propose something to someone

ارائه کردن, پیشنهاد دادن
to agree with the truth of something, particularly in an unwilling manner

اقرار کردن, قبول کردن
مدیر اعتراف میکند که در پروژه فعلی چالشهایی وجود دارد.
to say or show one's unwillingness to do something that someone has asked

امتناع کردن, نپذیرفتن
علیرغم اصرار آنها، او به امتناع از مشارکت در سرمایهگذاری پرخطر ادامه داد.
to tell someone that one will do something or that a particular event will happen

قول دادن
شرکت به سهامداران خود قول داد که پس از یک فصل موفق، سود سهام افزایش یابد.
to hold the same opinion as another person about something

موافق بودن, توافق داشتن
ما هر دو موافقیم که این بهترین رستوران شهر است.
to mention an idea, proposition, plan, etc. for further consideration or possible action

پیشنهاد کردن, پیشنهاد دادن
معلم منابع اضافی را برای درک بهتر موضوع پیشنهاد کرد.
to make a person remember an obligation, task, etc. so that they do not forget to do it

یادآوری کردن
والدین اغلب به فرزندان خود یادآوری میکنند که تکالیفشان را کامل کنند.
to tell someone in advance about a possible danger, problem, or unfavorable situation

هشدار دادن
سیستم نرمافزاری کاربران را از خطرات امنیتی احتمالی هشدار داد.
to say that one is willing to damage something or hurt someone if one's demands are not met

تهدید کردن
قلدر تهدید کرد که بچه کوچکتر را کتک بزند اگر پول ناهارش را به او ندهد.
