Face2Face متوسط "واحد 8 - 8B" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 8 - 8B در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ظرف"، "ترد"، "کربن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
container [اسم]
اجرا کردن

محفظه

Ex: The plastic container kept the cookies fresh for days .

ظرف پلاستیکی کلوچه‌ها را برای روزها تازه نگه داشت.

bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری

Ex: They collected glass bottles for a recycling project .

آن‌ها بطری‌های شیشه‌ای را برای یک پروژه بازیافت جمع‌آوری کردند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

tin [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: The store sells a variety of tin containers , perfect for storing rice , pasta , and other dry goods .

فروشگاه انواع ظروف قلعی می‌فروشد که برای نگهداری برنج، پاستا و سایر خشکبار مناسب هستند.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: I need to find a small box for storing jewelry .

من نیاز به پیدا کردن یک جعبه کوچک برای نگهداری جواهرات دارم.

can [اسم]
اجرا کردن

قوطی

Ex: She opened a can of soup for a quick and easy lunch .

او یک قوطی سوپ برای یک ناهار سریع و آسان باز کرد.

carbon [اسم]
اجرا کردن

کربن

Ex: The industrial process emits large amounts of carbon into the atmosphere .

فرآیند صنعتی مقادیر زیادی کربن را در اتمسفر منتشر می‌کند.

jar [اسم]
اجرا کردن

شیشه (مربا، عسل و غیره)

Ex: The candlelight flickered softly , casting shadows on the rows of jars that adorned the shelves .

نور شمع به آرامی می‌لرزید، سایه‌هایی بر روی ردیف‌های شیشه‌های که قفسه‌ها را زینت می‌دادند می‌انداخت.

packet [اسم]
اجرا کردن

پاکت

Ex: I bought a packet of seeds for the garden .

من یک بسته بذر برای باغ خریدم.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

honey [اسم]
اجرا کردن

عسل

Ex: We used honey as a natural remedy for soothing a sore throat .

ما از عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای تسکین گلو درد استفاده کردیم.

tuna [اسم]
اجرا کردن

ماهی تن

Ex: He caught a massive tuna while fishing off the coast , and it became the highlight of his trip .

او یک تون بزرگ را هنگام ماهیگیری در ساحل صید کرد، و این نقطه اوج سفرش شد.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

بیسکوییت

Ex: The aroma of freshly baked biscuits filled the kitchen .

عطر بیسکویت‌های تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

sweet [اسم]
اجرا کردن

شیرینی‌جات

Ex:

کودکان با اشتیاق شیرینی‌های مورد علاقه خود را از میان تنوع انتخاب کردند.

cat food [اسم]
اجرا کردن

غذای مخصوص گربه

Ex: There are different types of cat food available , including grain-free and organic options .

انواع مختلفی از غذای گربه موجود است، از جمله گزینه‌های بدون غلات و ارگانیک.

اجرا کردن

آب پرتقال

Ex: The recipe called for a splash of orange juice to add some sweetness .

دستور غذا مقداری آب پرتقال برای اضافه کردن کمی شیرینی درخواست کرد.

beer [اسم]
اجرا کردن

آبجو

Ex:

او یک آبجو سبک با پیتزایش ترجیح داد، در حالی که او یک نوع تیره‌تر را انتخاب کرد.

marmalade [اسم]
اجرا کردن

مارمالاد

Ex: They bought a jar of homemade marmalade from the local market .

آنها یک شیشه مارمالاد خانگی از بازار محلی خریدند.

ketchup [اسم]
اجرا کردن

سس کچاپ

Ex: They ran out of ketchup , so he had to use mustard on his sandwich instead .

آنها کچاپشان تمام شده بود، بنابراین او مجبور شد به جای آن از خردل در ساندویچش استفاده کند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیا

Ex: She cooked rice and beans for a simple meal .

او برنج و لوبیا را برای یک وعده غذایی ساده پخت.

olive oil [اسم]
اجرا کردن

روغن زیتون

Ex: They prefer extra virgin olive oil for its rich flavor .

آن‌ها روغن زیتون بکر ممتاز را به خاطر طعم غنی‌اش ترجیح می‌دهند.

tissue [اسم]
اجرا کردن

دستمال کاغذی

Ex: He used a tissue to blot the excess oil from his face .

او از یک دستمال کاغذی برای پاک کردن روغن اضافه از صورتش استفاده کرد.

lemonade [اسم]
اجرا کردن

لیموناد

Ex: The restaurant offered a variety of flavored lemonades , including raspberry and mint .

رستوران انواع لیموناد‌های طعم‌دار از جمله تمشک و نعنا را ارائه می‌داد.

crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.