کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 8 - 8A

در اینجا شما واژگان از واحد 8 - 8A در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "توفان", "گردباد", "زمین لغزش" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

weather [اسم]
اجرا کردن

آب‌وهوا

Ex: The weather report says there will be snowfall tomorrow .

گزارش هوا می‌گوید فردا برف خواهد آمد.

اجرا کردن

بلای طبیعی

Ex: The region is prone to natural disasters , including floods and tornadoes .

این منطقه مستعد بلایای طبیعی، از جمله سیل و گردباد است.

storm [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: The sudden storm disrupted the outdoor concert .

توفان ناگهانی کنسرت فضای باز را مختل کرد.

thunder [اسم]
اجرا کردن

تندر

Ex: After the flash of lightning , the thunder rolled through the sky .

پس از درخشش رعد و برق، رعد در آسمان غرش کرد.

lightning [اسم]
اجرا کردن

آذرخش

Ex:

او دید که یک برق به درختی در دوردست برخورد کرد.

gale [اسم]
اجرا کردن

تندباد

Ex: The sailors reefed the sails to prepare for the incoming gale and the rough seas it would bring .

ملوانان بادبان‌ها را جمع کردند تا برای توفان پیش رو و دریاهای خروشانی که به همراه خواهد آورد آماده شوند.

hurricane [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: They boarded up their windows to prepare for the hurricane .

آنها پنجره‌های خود را برای آماده‌سازی در برابر توفند مسدود کردند.

tornado [اسم]
اجرا کردن

گردباد

Ex: The tornado moved quickly across the open fields .

توفند به سرعت از میان مزارع باز حرکت کرد.

heat wave [اسم]
اجرا کردن

موج گرما

Ex: The prolonged heat wave has caused a significant increase in electricity consumption as people turn on their air conditioning .

موج گرما طولانی مدت باعث افزایش قابل توجه مصرف برق شده است زیرا مردم کولرهای خود را روشن می‌کنند.

blizzard [اسم]
اجرا کردن

کولاک

Ex: They had enough firewood to stay warm during the blizzard .

آنها به اندازه کافی هیزم داشتند تا در طول طوفان برف گرم بمانند.

flood [اسم]
اجرا کردن

سیل

Ex: The flood submerged the entire farmland under water .

سیل تمام زمین های کشاورزی را زیر آب فرو برد.

tsunami [اسم]
اجرا کردن

سونامی

Ex: Survivors of the tsunami recounted stories of the overwhelming power and speed of the waves .

بازماندگان سونامی داستان‌هایی از قدرت و سرعت خیره‌کننده امواج را بازگو کردند.

earthquake [اسم]
اجرا کردن

زلزله

Ex: The earthquake was followed by several aftershocks .

پس از زلزله چندین پس‌لرزه رخ داد.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

landslide [اسم]
اجرا کردن

رانش زمین

Ex: The hikers narrowly escaped the landslide that swept through the valley .

کوهنوردان به سختی از ریزش کوه که دره را درنوردید جان سالم به در بردند.