Face2Face متوسط "واحد 10 - 10C" واژگان

در اینجا واژگان واحد 10 - 10C در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "get over"، "come across"، "fall out" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
to get over [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: After the breakup , it took him a long time to get over the pain .

بعد از جدایی، مدت زیادی طول کشید تا او از درد رهایی یابد.

to go up [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The temperature is forecasted to go up throughout the week .

پیش‌بینی می‌شود دما در طول هفته افزایش یابد.

to look up [فعل]
اجرا کردن

جستجو کردن (در لغت‌نامه و غیره)

Ex: You can look up any unfamiliar term on the internet .

شما می‌توانید هر عبارت ناآشنا را در اینترنت جستجو کنید.

اجرا کردن

نشان دادن

Ex: During the hike , he pointed out interesting landmarks along the trail .

در طول پیاده‌روی، او به نقاط دیدنی جالب در مسیر اشاره کرد.

to put off [فعل]
اجرا کردن

دل‌زده کردن

Ex:

آنها در ابتدا در مورد سفر هیجان زده بودند، اما نظرات بد آنها را دلسرد کرد.

to fall out [فعل]
اجرا کردن

قطع ارتباط کردن

Ex: Political differences caused the neighbors to fall out , leading to a strained relationship .

تفاوت‌های سیاسی باعث شد که همسایه‌ها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطه‌ای پرتنش شد.

اجرا کردن

ساختن (پاسخ یا راه حل)

Ex: By the end of the month , I will have come up with a detailed proposal .

تا پایان ماه، یک پیشنهاد دقیق تهیه خواهم کرد.

to split up [فعل]
اجرا کردن

تقسیم شدن

Ex:

صفحات کتاب قدیمی شروع به تقسیم شدن کردند، که باعث شد دست زدن به آن حساس شود.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

اجرا کردن

از زیر کار در رفتن

Ex: He always tries to get out of doing his chores.

او همیشه سعی می‌کند از انجام کارهایش فرار کند.