کما
او از کما خارج شد اما با از دست دادن حافظه دست و پنجه نرم کرد.
در اینجا واژگان از واحد 12 - 12C - بخش 1 در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "جاذبه"، "ناامید کردن"، "محافظتی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کما
او از کما خارج شد اما با از دست دادن حافظه دست و پنجه نرم کرد.
طناب
او از طناب به دریاچه پرید با یک پاشش بزرگ.
تجهیزات
آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایشها مجهز است.
آسمانخراش
از بالای آسمانخراش، میتوانید تمام شهر را ببینید.
ناامید کردن
لغو سفر ناامید کرد کل خانواده را.
ناامیدی
هنگامی که شرکت اعلام کرد مزایا را کاهش خواهد داد، احساس ناامیدی در میان کارکنان وجود داشت.
ناامیدکننده
عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.
لذت بردن
ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.
لذت
تعطیلات آنها در کوهستان پر از لذت و آرامش بود.
دلپذیر
عصر ما در پارک لذتبخش و آرامشبخش بود.
محافظت کردن
آنها به هم چسبیدند تا از باد محافظت کنند.
محافظت
حفاظتی
سازمان اقدامات امنیتی سختگیرانهای را به عنوان یک اقدام محافظتی در برابر حملات سایبری احتمالی اجرا کرد.
اهمیت دادن
او عمیقاً به محیط زیست اهمیت میدهد و هر چه را که میتواند بازیافت میکند.
مراقب
شما باید در هنگام جابجایی وسایل شکننده مراقب باشید.
مراقبت
عشق او به حیوانات او را به سمت دنبال کردن حرفهای در مراقبت دامپزشکی سوق داد، جایی که میتوانست به حیوانات نیازمند کمک کند.
بیملاحظه
خرجکردهای بیدقت او به مشکلات مالی منجر شد.
جذب کردن
طراحی و معماری منحصر به فرد ساختمان، گردشگران را از سراسر جهان جذب کرد.
جذابیت
جاذبه پارک جدید، زمین بازی پیشرفته آن است.
جذاب
لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.
ترجیح دادن
برخی از دانشآموزان ترجیح میدهند در کتابخانهای آرام مطالعه کنند تا کافهای پرسر و صدا.
ترجیح
بهتر
زندگی در یک محله آرام برای آرامش ذهن خانوادهشان ترجیح داده میشد.
سرگرم کردن
گروه با موسیقی شاد خود جمعیت را سرگرم خواهد کرد.
سرگرمی
تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.
سرگرمکننده
علیرغم طرح داستانی قابل پیشبینی، بازیگران سرگرمکننده و سکانسهای اکشن سریع فیلم، آن را به یک تماشای تابستانی مفرح تبدیل کرد.
استراحت کردن
او به اسپا رفت تا آرامش پیدا کند و ماساژ بگیرد.
رهایش
او در تنهایی آرام حومه شهر آرامش یافت.
آرامشبخش
گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامشبخش آرامشبخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.
آسودهخاطر