Face2Face متوسط "واحد 10 - 10B" واژگان

در اینجا شما واژگان از واحد 10 - 10B در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "راه راه"، "رنگ شده"، "دم اسبی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه
to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

people [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: People from all walks of life came together to support the charitable cause .

مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.

fair [صفت]
اجرا کردن

روشن (مو و پوست)

Ex: He inherited his mother 's fair hair and blue eyes .

او موهای بلوند و چشمان آبی مادرش را به ارث برد.

dark [صفت]
اجرا کردن

تیره

Ex: He had striking dark eyes that seemed to hold a secret .

او چشمان تیره چشمگیری داشت که به نظر می‌رسید رازی را در خود نگه داشته است.

red [صفت]
اجرا کردن

شرابی (رنگ مو)

Ex: Many people admire the natural beauty of red hair , which is quite rare .

بسیاری از مردم زیبایی طبیعی موهای قرمز را تحسین می‌کنند، که بسیار نادر است.

dyed [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌شده

Ex:

هنرمند از ابریشم رنگ‌شده برای پس‌زمینه نقاشی استفاده کرد.

hair [اسم]
اجرا کردن

مو

Ex: I need a haircut because my hair is getting too long .

من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شده‌اند.

long [صفت]
اجرا کردن

قدبلند

Ex: The long model walked gracefully down the runway .

مدل بلندقد با ظرافت روی راهرو مد راه رفت.

short [صفت]
اجرا کردن

قدکوتاه

Ex: Despite being short , he excelled in basketball due to his agility and speed .

با وجود کوتاه بودن، او به دلیل چابکی و سرعتش در بسکتبال عالی بود.

اجرا کردن

(قد مو) تا شانه

Ex: She trimmed her long hair to a neat shoulder-length style .

او موهای بلندش را به یک مدل مرتب تا شانه کوتاه کرد.

straight [صفت]
اجرا کردن

(مو) لخت

Ex:

پس از درمان، موهای او برای هفته‌ها صاف باقی ماند.

curly [صفت]
اجرا کردن

فرفری

Ex: My friend has beautiful curly hair that bounces when she walks .

دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه می‌رود می‌پرد.

wavy [صفت]
اجرا کردن

موج‌دار (مو)

Ex: The little girl 's wavy hair danced in the breeze as she played outside .

موهای موجدار دختر کوچک در نسیم میرقصید در حالی که بیرون بازی میکرد.

ponytail [اسم]
اجرا کردن

مدل موی دم‌اسبی

Ex: Her ponytail swayed as she walked down the street .

دم اسبی او هنگام راه رفتن در خیابان تاب می خورد.

bald [صفت]
اجرا کردن

کچل

Ex: His head became completely bald after years of shaving it clean .

سر او پس از سال‌ها تراشیدن کاملاً طاس شد.

beard [اسم]
اجرا کردن

ریش

Ex: The stylish hipster had a perfectly groomed beard .

هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.

striped [صفت]
اجرا کردن

راه‌راه

Ex:

جوراب‌هایش با رنگ‌های مختلف سبز و زرد راه‌راه بودند.

flowery [صفت]
اجرا کردن

(طرح) گل‌دار

Ex:

هنرمند یک نقاشی خیره کننده پر از طرح‌های گلدار و رنگ‌های پرجنب و جوش خلق کرد.

plain [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: The curtains were plain , allowing ample sunlight to filter into the room .

پرده‌ها ساده بودند، که اجازه می‌داد نور خورشید به وفور به داخل اتاق بتابد.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

shirt [اسم]
اجرا کردن

پیراهن

Ex: The shirt I recently bought is made of soft cotton fabric .

پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.

glasses [اسم]
اجرا کردن

عینک

Ex: She uses glasses with blue light filters to reduce eye strain while using the computer .

او از عینک با فیلترهای نور آبی برای کاهش خستگی چشم هنگام استفاده از کامپیوتر استفاده می‌کند.

teens [اسم]
اجرا کردن

نوجوانی

Ex: The teens are a time when peer pressure can be especially strong .

نوجوانی زمانی است که فشار همسالان می‌تواند به ویژه قوی باشد.

twenties [اسم]
اجرا کردن

دوران بیست‌سالگی

Ex: She graduated from college in her twenties and immediately started working .

او در بیست سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و بلافاصله شروع به کار کرد.

early [صفت]
اجرا کردن

اوایل

Ex: The composer 's early works show great promise and creativity .

آثار اولیه آهنگساز نویدبخش استعداد و خلاقیت زیادی است.

اجرا کردن

اواسط سی‌سالگی

Ex: In his mid-thirties , he ’s starting to think about long-term health and fitness .

در اواسط سی سالگی، او شروع به فکر کردن درباره سلامت و تناسب اندام بلندمدت می‌کند.

late [قید]
اجرا کردن

اواخر

Ex: The meeting ran late into the afternoon , leaving no time for a break .

جلسه تا دیروقت بعدازظهر ادامه یافت و زمانی برای استراحت باقی نگذاشت.

forties [اسم]
اجرا کردن

دوران چهل‌سالگی

Ex: People in their forties often focus on maintaining good health and fitness .

افراد در چهل سالگی اغلب بر حفظ سلامتی و تناسب اندام تمرکز می‌کنند.

jewelry [اسم]
اجرا کردن

جواهر

Ex: The artisan crafted unique and handmade jewelry using silver and gemstones .

صنعتگر با استفاده از نقره و سنگ‌های قیمتی جواهرات منحصر به فرد و دست‌ساز ساخت.

gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: The clouds in the sky were gray and looked like they could rain .

ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر می‌رسید که ممکن است باران ببارد.

mustache [اسم]
اجرا کردن

سبیل

Ex: The gentleman 's thick mustache gave him a distinguished look .

سبیل پرپشت آقا به او ظاهری متشخص می‌داد.