جلوی دست را خالی کردن
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 4 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "dismally"، "in vain"، "addicted"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
جلوی دست را خالی کردن
معتاد
او احساس میکرد به ورزش معتاد شده است، اگر یک روز در باشگاه حاضر نمیشد احساس اضطراب میکرد.
تمایل زیاد
اعتیاد به کار گاهی میتواند منجر به فرسودگی شغلی و روابط متشنج شود.
کچل
سر او پس از سالها تراشیدن کاملاً طاس شد.
طاسی
طاسی بازیگر به او ظاهری متمایز میداد.
ناشنوا
او سمعک میپوشد تا در مکالمات به او کمک کند زیرا او تا حدی ناشنوا است.
ناشنوایی
دانشمندان در حال کار بر روی درمانهایی برای معکوس کردن انواع خاصی از ناشنوایی هستند.
ناتوان (از لحاظ جسمی)
کودک معلول در مدرسهای تحصیل میکند که حمایت و منابع تخصصی ارائه میدهد.
معلولیت
بسیاری از مکانهای عمومی برای افراد معلول قابل دسترسی نیستند.
معیوب
طرح بلندپروازانه اما ناقص بود، بدون در نظر گرفتن موانع احتمالی.
چاق
کلینیک برنامههای تخصصی برای بیماران چاق با هدف ترویج کاهش وزن ارائه میدهد.
چاقی مفرط
بیشتر از آنچه در ظاهر وجود دارد
پای خود را در یک کفش کردن
سر عقل آمدن
باناامیدی
او به طرز غمگینی آه کشید در حالی که اخبار ناامیدکننده را میخواند.
یک سر و گردن بالاتر (از همردههای خود)
در پس ذهن
همفکری نتیجهبخشتر است
بیهوده
او منتظر پاسخ نامهاش بود، اما امیدهایش بیثمر بود زیرا هیچ پاسخی نیامد.
با تمام وجود
به خاطر سپردن
باری که از دوش برداشته شده
موفقیت شجاعت میطلبد
بیجان
دست بیجان جک شل و بیحرکت در کنارش آویزان بود، بدون هیچ نشانهای از حرکت یا واکنش.
رقیق
قهوه مزهای آبکی داشت، انگار که با آب زیاد و قهوه کم درست شده بود.
به سفر رفتن
آنها اغلب بعد از شام برای پیادهروی در پارک به راه میافتند.
اخراج شدن
تحت تأثیر منفی قرار گرفتن
قصد و نیت اصلی خود را پنهان کردن
صداقت کامل داشتن
(اتفاق یا حقیقت) هضمناپذیر