جلوی دست را خالی کردن
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 4 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "dismally"، "in vain"، "addicted"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
جلوی دست را خالی کردن
معتاد
او به کتابهای خودیاری معتاد است، در توصیهها غرق میشود اما هرگز شنا نمیکند.
تمایل زیاد
او به اعتیاد به شبکههای اجتماعی مبتلا شد، هر روز ساعتها آنلاین میماند.
کچل
تا زمانی که او 40 ساله شد، کاملاً طاس شده بود.
طاسی
بسیاری از مردان طاسی را به عنوان بخشی طبیعی از پیری میپذیرند.
ناشنوا
او پس از اینکه یک بیماری دوران کودکی شنوایی اش را آسیب زد، ناشنوا شد.
ناشنوایی
بسیاری از افراد مبتلا به ناشنوایی از زبان اشاره برای ارتباط استفاده میکنند.
ناتوان (از لحاظ جسمی)
دانشجوی ناتوان تسهیلاتی مانند زمان اضافی در امتحانات دریافت میکند.
معلولیت
سازمان از افراد دارای معلولیت حمایت میکند.
معیوب
سخنرانی او صمیمی اما ناقص بود، با گاه به گاه لغزشهایی روی کلمات.
چاق
بیماران چاق اغلب در مراکز بهداشتی با تبعیض مواجه میشوند.
چاقی مفرط
شیوع چاقی با عوامل مختلفی از جمله سبکهای زندگی کمتحرک، عادات غذایی نامناسب و استعداد ژنتیکی مرتبط است.
بیشتر از آنچه در ظاهر وجود دارد
دل به کاری ندادن
پای خود را در یک کفش کردن
سر عقل آمدن
باناامیدی
او اندوهگین به اتاق خالی خیره شد، احساس از دست دادن کرد.
روان
مهندسان هواپیما را با بالهای روان برای پایداری ساختند.
یک سر و گردن بالاتر (از همردههای خود)
در اعماق وجود خود حس کردن
در پس ذهن
همفکری نتیجهبخشتر است
بیهوده
او سعی کرد آنها را متقاعد کند که تصمیم خود را تغییر دهند، اما تلاشهایش بیفایده بود و طرح همانطور که در ابتدا قصد شده بود پیش رفت.
با تمام وجود
به خاطر سپردن
باری که از دوش برداشته شده
موفقیت شجاعت میطلبد
سر کسی را شیره مالیدن
مایه افتخار
چیزی را لو دادن
بیجان
مادربزرگ مری روی صندلیش نشسته بود، چشمانش بسته و تنفسش سطحی بود، تقریباً بیجان به نظر میرسید.
رقیق
او شکایت کرد که سس پاستا خیلی آبکی بود، بدون غلظت و عمق کافی طعم.
به سفر رفتن
آنها اغلب بعد از شام برای پیادهروی در پارک به راه میافتند.
اخراج شدن
تحت تأثیر منفی قرار گرفتن
فوتوفن کار را به کسی نشان دادن
قصد و نیت اصلی خود را پنهان کردن
صداقت کامل داشتن
(اتفاق یا حقیقت) هضمناپذیر