کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 1 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 1 - مرجع در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "اتوبوس"، "سینما"، "دکتر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی
bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The bus took us to the city center where we explored the shops and attractions .

اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازه‌ها و جاذبه‌ها را کشف کردیم.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: The cinema near my house shows classic films every Thursday .

سینما نزدیک خانه من هر پنجشنبه فیلم‌های کلاسیک نمایش می‌دهد.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

doctor [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: The doctor performed a surgery on my grandfather to remove his appendix .

دکتر روی پدربزرگ من عمل جراحی انجام داد تا آپاندیس او را خارج کند.

film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

football [اسم]
اجرا کردن

فوتبال آمریکایی

Ex: They watched the football match from the stands .

آنها مسابقه فوتبال را از جایگاه تماشاچیان تماشا کردند.

bank [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex: They visited the bank to apply for a loan to purchase a car .

آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.

hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: She booked a room at a beachfront hotel for her summer getaway .

او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.

اجرا کردن

اینترنت

Ex: The Internet has transformed how we connect , work , and entertain ourselves .

اینترنت روش ارتباط، کار و سرگرمی ما را دگرگون کرده است.

passport [اسم]
اجرا کردن

گذرنامه

Ex: She keeps her passport in a secure place at home .

او گذرنامه خود را در یک مکان امن در خانه نگه می‌دارد.

pizza [اسم]
اجرا کردن

پیتزا

Ex: The pizza crust was thin and crispy , just the way I like it .

پوسته پیتزا نازک و ترد بود، دقیقاً همانطور که دوست دارم.

police [اسم]
اجرا کردن

اداره پلیس

Ex: We followed the instructions given by the police during an emergency evacuation drill .

ما دستورالعمل‌های داده شده توسط پلیس را در طول یک تمرین تخلیه اضطراری دنبال کردیم.

taxi [اسم]
اجرا کردن

تاکسی

Ex: I shared a taxi with a stranger going in the same direction .

من یک تاکسی با یک غریبه که به همان سمت می‌رفت شریک شدم.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

telephone [اسم]
اجرا کردن

تلفن

Ex: The telephone rang , but no one answered .

تلفن زنگ خورد، اما کسی جواب نداد.

zero [عدد]
اجرا کردن

صفر

Ex: There were zero people in the park .

صفر نفر در پارک بودند.

one [عدد]
اجرا کردن

یک

Ex: There is only one seat available on the bus .

فقط یک صندلی در اتوبوس موجود است.

two [عدد]
اجرا کردن

دو

Ex: I have two pencils in my bag .

من دو مداد در کیفم دارم.

three [عدد]
اجرا کردن

سه

Ex: There are three flowers in the vase .

سه گل در گلدان وجود دارد.

four [عدد]
اجرا کردن

چهار

Ex: We need four cups of water to make lemonade .

ما به چهار فنجان آب برای درست کردن لیموناد نیاز داریم.

five [عدد]
اجرا کردن

پنج

Ex: There are five fingers on each hand .

در هر دست پنج انگشت وجود دارد.

six [عدد]
اجرا کردن

شش

Ex: My friend has six stickers on her notebook .

دوستم شش استیکر روی دفترش دارد.

seven [عدد]
اجرا کردن

هفت

Ex: There are seven days in a week .

هفته هفت روز دارد.

eight [عدد]
اجرا کردن

هشت

Ex: We need to choose eight pictures for the collage .

ما باید هشت تصویر را برای کلاژ انتخاب کنیم.

nine [عدد]
اجرا کردن

نه

Ex: We need to find nine shells for our art project .

ما نیاز داریم نه صدف برای پروژه هنری خود پیدا کنیم.

ten [عدد]
اجرا کردن

ده

Ex: My friend has ten stickers on her notebook .

دوستم ده استیکر روی دفترش دارد.