کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 2 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 1 در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "معرفی کردن"، "مادربزرگ"، "آنها"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی
vowel [اسم]
اجرا کردن

واکه (آواشناسی)

Ex:

او مجبور بود صداهای واکه‌ها را برای درس فونتیک خود حفظ کند.

اجرا کردن

معرفی کردن

Ex: I would like to introduce you to our team members , John and Sarah .

من می‌خواهم اعضای تیممان، جان و سارا را به شما معرفی کنم.

sister [اسم]
اجرا کردن

خواهر

Ex: We used to argue a lot when we were younger , but my sister and I get along much better now .

وقتی جوان‌تر بودیم خیلی بحث می‌کردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار می‌آییم.

brother [اسم]
اجرا کردن

برادر

Ex: My brother is younger than me and always makes me laugh .

برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا می‌خنداند.

wife [اسم]
اجرا کردن

همسر

Ex: She is a loving wife who supports her husband 's dreams and ambitions .

او یک همسر دوست‌داشتنی است که از رویاها و جاه‌طلبی‌های شوهرش حمایت می‌کند.

mother [اسم]
اجرا کردن

مادر

Ex: She inherited her artistic talent from her mother , who is an accomplished painter .

او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.

mum [اسم]
اجرا کردن

مامان

Ex: As a child , I loved spending weekends with my mum , going to the park or baking cookies together .

در کودکی، دوست داشتم آخر هفته‌ها را با مامانم بگذرانم، به پارک برویم یا با هم کلوچه درست کنیم.

husband [اسم]
اجرا کردن

شوهر

Ex: Sarah and her husband have been happily married for ten years and have built a strong foundation of love and trust .

سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کرده‌اند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساخته‌اند.

father [اسم]
اجرا کردن

پدر

Ex: My father is my role model and has always been there for me .

پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.

dad [اسم]
اجرا کردن

بابا

Ex: Sarah 's dad taught her how to ride a bike and it became a cherished childhood memory .

بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.

aunt [اسم]
اجرا کردن

خاله/عمه/زن‌عمو/زن‌دایی

Ex: They went to their aunt 's house for Thanksgiving .

آن‌ها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.

uncle [اسم]
اجرا کردن

عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه

Ex: We have a big family with many uncles and aunts .

ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خاله‌ها داریم.

son [اسم]
اجرا کردن

فرزند پسر

Ex: Sarah and David are expecting their first child , and they are hoping for a son .

سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.

daughter [اسم]
اجرا کردن

فرزند دختر

Ex: Sarah 's daughter is an accomplished ballet dancer and has won several awards .

دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.

grandfather [اسم]
اجرا کردن

پدربزرگ

Ex: When I was a child , my grandfather died and it was a very sad time for our family .

وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانواده‌مان بود.

grandpa [اسم]
اجرا کردن

بابابزرگ

Ex: She loves listening to grandpa 's stories about his childhood .

او عاشق گوش دادن به داستان‌های پدربزرگ درباره دوران کودکی‌اش است.

grandmother [اسم]
اجرا کردن

مادربزرگ

Ex: They visit their grandmother every weekend .

آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود می‌روند.

grandma [اسم]
اجرا کردن

مامان‌بزرگ

Ex: She gave her grandma a big hug when she visited .

او وقتی که از مادربزرگش دیدن کرد، به او یک بغل گرم داد.

cousin [اسم]
اجرا کردن

عموزاده، عمه‌زاده، دایی‌زاده‌، خاله‌زاده

Ex: They are planning a family reunion and ca n't wait to catch up with all their cousins .

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمی‌توانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.

we [ضمیر]
اجرا کردن

ما

Ex: Shall we go for a walk in the park ?

آیا ما به پارک برویم؟

you [ضمیر]
اجرا کردن

تو

Ex: What time are you leaving for work ?

تو ساعت چند به سر کار می‌روی؟

they [ضمیر]
اجرا کردن

آنها

Ex: They are the ones responsible for organizing the event .

آنها کسانی هستند که مسئول سازماندهی رویداد هستند.

our [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مالِ ما

Ex: We need to update our family photo album .

ما نیاز به به‌روزرسانی آلبوم عکس خانوادگی مان داریم.

your [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مال تو

Ex: Have you seen your phone anywhere ?

آیا تلفن همراهت را جایی دیده‌ای؟

their [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مالِ آنها

Ex: The hikers pitched their tents near the lake .

کوهنوردان چادرهای خود را در نزدیکی دریاچه برپا کردند.

Mrs [اسم]
اجرا کردن

خانم

Ex:

پذیرشگر با گرمی از خانم براون در هنگام ورودش استقبال کرد.

Mr [اسم]
اجرا کردن

آقا

Ex:

بسته به نام آقای جیمز کارتر آدرس دهی شده بود.

Ms [اسم]
اجرا کردن

خانم

Ex:

او خودش را به عنوان خانم تامپسون، مدیر پروژه معرفی کرد.