کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 2 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 1 در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "معرفی کردن"، "مادربزرگ"، "آنها"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
معرفی کردن
من میخواهم اعضای تیممان، جان و سارا را به شما معرفی کنم.
خواهر
وقتی جوانتر بودیم خیلی بحث میکردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار میآییم.
برادر
برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا میخنداند.
همسر
او یک همسر دوستداشتنی است که از رویاها و جاهطلبیهای شوهرش حمایت میکند.
مادر
او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.
مامان
در کودکی، دوست داشتم آخر هفتهها را با مامانم بگذرانم، به پارک برویم یا با هم کلوچه درست کنیم.
شوهر
سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کردهاند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساختهاند.
پدر
پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.
بابا
بابا سارا به او یاد داد که چگونه دوچرخه سواری کند و این خاطره ای گرانبها از دوران کودکی شد.
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
آنها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
فرزند پسر
سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.
فرزند دختر
دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.
پدربزرگ
وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانوادهمان بود.
بابابزرگ
او عاشق گوش دادن به داستانهای پدربزرگ درباره دوران کودکیاش است.
مادربزرگ
آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود میروند.
مامانبزرگ
او وقتی که از مادربزرگش دیدن کرد، به او یک بغل گرم داد.
عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
آنها در حال برنامهریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمیتوانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.
آنها
آنها کسانی هستند که مسئول سازماندهی رویداد هستند.
مالِ ما
ما نیاز به بهروزرسانی آلبوم عکس خانوادگی مان داریم.
مالِ آنها
کوهنوردان چادرهای خود را در نزدیکی دریاچه برپا کردند.