کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی - واحد 3 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 2 در کتاب درسی Total English Starter را پیدا خواهید کرد، مانند "فروش"، "بسته"، "واقعاً" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مبتدی
sale [اسم]
اجرا کردن

حراج

Ex: There is a half-price sale at the local thrift store .

یک فروش با نصف قیمت در فروشگاه دست دوم محلی وجود دارد.

sign [اسم]
اجرا کردن

تابلو

Ex: She saw a sign advertising the sale on the storefront .

او یک تابلو تبلیغاتی فروش روی نمای فروشگاه دید.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

sorry [حرف ندا]
اجرا کردن

متأسفم

Ex: Sorry for the inconvenience , we 'll fix it right away .

ببخشید برای ناراحتی، ما بلافاصله آن را درست می‌کنیم.

slow [صفت]
اجرا کردن

آهسته

Ex: The slow healing process of the wound required regular care .

فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.

fast [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He had a fast response to emergency situations .

او به موقعیت‌های اضطراری سریع پاسخ می‌داد.

open [صفت]
اجرا کردن

باز

Ex: The open window let in a cool breeze .

پنجره باز یک نسیم خنک را به داخل آورد.

closed [صفت]
اجرا کردن

تعطیل

Ex:

دفتر پست بسته است؛ دوباره ساعت 9 صبح باز می‌شود.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

old [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex: She had old photographs of her parents displayed on the wall .

او عکس‌های قدیمی والدینش را روی دیوار آویزان کرده بود.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

really [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That film was really funny .

آن فیلم واقعاً خیلی خنده‌دار بود.