to obtain something, often by imposing on others, without intending to repay or reciprocate the favor

کلاشی کردن, تلکه کردن
او در حال حاضر برای تأمین هزینه فرار آخر هفته خود از دوستانش پول میخواهد.
to casually look at different products in a store with no intention of making a purchase

گشت زدن (در مغازه بدون خرید کردن), نگاه انداختن
در حالی که منتظر دوستش بود، تصمیم گرفت در کتابفروشی مرور کند، از میان انتشارات جدید بگذرد و از فضای آرام لذت ببرد.
to cause to become resentful or bitter, typically through the use of harmful or spiteful words or actions

تلخکام کردن, تلخ کردن
او با پخش شایعات و غیبت، رابطهشان را مسموم میکند.
to deceive or trick someone, often by pretending to be sincere or honest when one is not

بامبول زدن, فریب دادن، گول زدن
او با تظاهر به علاقهمند بودن به مشکلات دوستانش، آنها را humbug میکند.
to establish deeply and firmly, often making something difficult to change or remove

محکم کردن
حزب سیاسی با تصویب قوانین جنجالی قدرت خود را تحکیم بخشید.
(of farmland) not used for growing crops for a period of time, especially for the quality of the soil to improve

بایرگذاشته, آیششده، زمین شخمشده و نکاشته
خرده مالکان اغلب شیبهای تند را آیش میگذارند تا از فرسایش جلوگیری کنند و خاک سطحی را بازیابی کنند.
to paint on wet plaster, allowing the colors to become fixed as the plaster dries, often used in mural painting

روی گچ، نقاشی آبرنگی کردن
نقاشان رنسانس اغلب سقفها و دیوارهای کلیساها و کاخها را فرسک میکردند.
to confuse someone, often by being difficult to understand

سردرگم کردن, به فکر انداختن، ژولیده کردن
چرخش غیرمنتظره رویدادها مخاطبان را سردرگم کرد و آنها را در مورد چگونگی واکنش نشان دادن نامطمئن گذاشت.
to promise to marry someone, typically with a formal ceremony or agreement, often involving the exchange of rings

نامزد کردن
این زوج در حضور دوستان نزدیک و خانواده برای نامزدی با یکدیگر تعهد رد و بدل کردند.
to be an omen or indication of a future outcome, often suggesting something negative or ominous

نشانه بودن, شگون داشتن
سکوت دیروز او نشانهای از مشکل در جلسه امروز بود.
to prove to be superior in strength, influence, or authority

برتر بودن
جامعه برای غلبه بر مصیبتها با هم کار کرد، خانهها و زیرساختها را پس از یک فاجعه طبیعی بازسازی کرد.
to cause pain, suffering, or distress, often as a result of illness, injury, or hardship

مبتلا کردن, دچار کردن
منطقه سال گذشته با خشکسالی شدیدی درگیر شد.
to put forward a theory, idea, or argument for consideration or discussion

پیشنهاد کردن, مطرح کردن
دانشمند علوم سیاسی مطرح کرد که نابرابری اقتصادی عامل اصلی در تعیین بیثباتی سیاسی و ناآرامی اجتماعی است.
to contribute a specified amount of money before a card game, poker hand, or other gambling activity begins

سهم (خود را) پرداختن, دانگ دادن
دیروز، همه مبلغ مورد نیاز را پرداخت کردند و بازی شروع شد.
to consume or absorb liquids, especially beverages

نوشیدن
منطقه گرمسیری یک منوی متنوع از کوکتلهای میوهای برای مهمانان ارائه میداد تا در کنار استخر بنوشند.
to add fuel to a fire, metaphorically or literally, in order to increase its intensity or excitement

(به آتش) سوخت رساندن, افروخته داشتن
دیروز، او آتش کمپ را تشدید کرد تا اینکه در برابر شب به روشنی شعله ور شد.
to dissolve gradually into a liquid state, often due to high humidity or decomposition

آب شدن
تابستان گذشته، مواد غذایی رها شده در انباری به یک آشفتگی بدبو تبدیل شده بودند.
to give special advantages or rights to someone or something

امتیاز ویژه دادن
برنامه بورسیه بر اساس دستاوردهای تحصیلی به دانشجویان امتیاز میدهد.
