واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - فناوری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مرتبط با فناوری را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a mechanical tool or an electronic device that is useful for doing something

ابزارک, گجت
ساعت هوشمند یک گجت کاربردی است که تناسب اندام شما را ردیابی میکند و در حال حرکت شما را متصل نگه میدارد.
a small device used for storing data or transferring data between electronic devices

فلش مموری, یو اس بی، فلش درایو
فلش درایو حاوی اسناد و عکسهای مهمی است که برای سفرم نیاز دارم.
a field of science that deals with creating programs able to learn or copy human behavior

هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در حال تحول صنایع در سراسر جهان است.
an artificial environment generated by a computer that makes the user think what they are seeing or hearing is real, by using a special headphone and a helmet that displays the generated environment

واقعیت مجازی
بازی از واقعیت مجازی برای ایجاد یک تجربه واقعگرایانه استفاده میکند.
the practice of protecting computer systems, networks, and data from theft, damage, or unauthorized access

امنیت سایبری, امنیت اطلاعات
a branch of artificial intelligence where computers learn how to perform specific operations without previous instructions

یادگیری ماشین
a satellite system that shows a place, thing, or person's exact position using signals

جیپیاس, سامانه موقعیتیاب جهانی
the visual elements and interactive components of a software application or digital device that users interact with

رابط کاربری, رابط انسان-ماشین
طراحان اولویت را به ایجاد یک رابط کاربری (UI) پاسخگو میدهند که به راحتی به اندازههای مختلف صفحه و دستگاهها سازگار میشود.
a small piece of material that is a semiconductor, used to make an integrated circuit

ریزتراشه
میکروچیپها از اجزای ضروری در گوشیهای هوشمند مدرن هستند.
the transmission of information, data, or messages over a distance through the use of electronic or optical signals, media, and technologies

مخابرات, ارتباطات دوربرد
(computing) a copy of computer data that can be used to restore lost or damaged data

فایل پشتیبان, بکآپ
(of a computer program) to examine applications or digital files in order to detect any viruses or malware

اسکن کردن (کامپیوتر)
او فایلهای دانلود شده را قبل از باز کردن اسکن کرد تا مطمئن شود که از ویروسها پاک هستند.
to move what is being displayed on a computer or smartphone screen up or down to see different parts of it

اسکرول کردن (کامپیوتر), پیمایش کردن
کاربر برای مرور پیامهای قبلی در چت، به بالا اسکرول کرد.
to transform data into a coded form

کدگذاری کردن, رمزی کردن، به رمز نوشتن
در ارتباطات دیجیتال، دادهها اغلب قبل از انتقال برای تشخیص و تصحیح خطا کدگذاری میشوند.
to make sure that different devices or systems operate together smoothly by coordinating their timing, data, or operations

همگام سازی, هماهنگ کردن
ساعتهای دفتر همگامسازی شدهاند تا مطمئن شوند همه به موقع میرسند.
to connect something to an electrical port

به برق وصل کردن, متصل کردن
فراموش نکنید که قبل از خواب شارژر تلفن خود را بزنید.
to return a technological system or data to its previous state or condition, often from a backup

بازگرداندن, ترمیم کردن
او توانست سیستم عامل قدیمی را پس از اینکه بهروزرسانی باعث ایجاد مشکل شد، بازیابی کند.
to change the size of something

تغییر اندازه, تغییر سایز
طراح گرافیک در حال تغییر اندازه لوگو برای کمپین بازاریابی جدید است.
to create or refine software, applications, or systems through coding and design processes

پیشرفته شدن (از نظر فناوری)
پس از جمعآوری بازخورد کاربران، توسعهدهندگان برای توسعه بهروزرسانیها و بهبودهای نرمافزار موجود کار کردند.
to write a set of codes in order to make a computer or a machine perform a particular task

به کامپیوتر یا سیستم خاصی برنامه دادن, برنامهنویسی کردن
او ترموستات را برنامهریزی کرد تا دما را بر اساس زمان روز تنظیم کند.
(computing) to detect and remove faults in a software

عیبزدایی کردن
او از ابزارهای مختلفی برای کمک به دیباگ کردن برنامه استفاده کرد تا اطمینان حاصل کند که به راحتی اجرا میشود.
to write a computer program using specific instructions

کدنویسی کردن (برنامهنویسی)
او با استفاده از HTML، CSS و JavaScript یک وبسایت را از ابتدا کد زد.
to calculate or determine a value using mathematical operations

محاسبه کردن
حسابدار هزینه کل پروژه را محاسبه خواهد کرد.
to convert data or information into a coded form, mainly to prevent unauthorized access

رمزنگاری کردن
او فایلهای شخصی خود را روی کامپیوتر رمزگذاری کرد تا حریم خصوصی خود را حفظ کند.
to convert encrypted or coded information back into its original, readable form using a decryption key or algorithm

رمزگشایی کردن, از رمز خارج کردن
در امنیت سایبری، دادههای رمزنگاری شده منتقل شده از طریق شبکه بدون توانایی رمزگشایی در مقصد بیفایده هستند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| مهندسی | فناوری | اینترنت و کامپیوتر | تولید و صنعت |
| تاریخ | Religion | فرهنگ و عرف | زبان و دستور زبان |
| هنر | موسیقی | فیلم و تئاتر | ادبیات |
| معماری | بازاریابی | مالی | مدیریت |
| پزشکی | بیماری و علائم | قانون | انرژی و قدرت |
