افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای فداکاری
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به فداکاری اشاره دارند مانند "اختصاص دادن"، "قربانی کردن" و "تخصیص دادن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to give all or most of one's time, effort, or resources to a particular activity, cause, or person

اختصاص دادن, وقف کردن
او میخواهد زندگیاش را به حفاظت از محیط زیست اختصاص دهد.
to assign something, such as resources or funds, to a particular purpose or use

اختصاص دادن
شورای شهر برنامه دارد تا بودجهای را به اختصاص دهد تا منطقه مرکزی شهر را احیا کند.
to distribute or assign resources, funds, or tasks for a particular purpose

اختصاص دادن, تخصیص دادن
شرکتها منابع را برای آموزش کارکنان تخصیص میدهند تا مهارتها و بهرهوری را افزایش دهند.
to give up something of value for the sake of something else

قربانی کردن, از دست دادن
سربازان ممکن است جان خود را برای دفاع از کشور و اصول آن فدا کنند.
to give or distribute a particular thing such as time, money, etc.

سهمیه دادن, تخصیص دادن
سازماندهنده کنفرانس فضا را برای نمایشدهندگان مختلف در محل رویداد تخصیص خواهد داد.
to set aside something, such as funds or resources, for a specific purpose or use

اختصاص دادن, کنار گذاشتن
بودجه باید برای شرایط اضطراری وجوه کنار بگذارد تا آمادگی را تضمین کند.
to invest a significant amount of money into something continuously or over an extended period

روی چیزی سرمایهگذاری کردن
شرکت میلیونها دلار سرمایهگذاری کرد در بخش تحقیق و توسعه.
to let someone have something, especially something that they have requested

اعطا کردن, دادن
سرپرست درخواست کارمند برای یک ترتیب موقت کار از خانه را پذیرفت.
to give an official degree, title, right, etc. to someone

اعطا کردن
پادشاه به فرد برجسته به خاطر خدمت به کشور عنوان شوالیهگری اعطا خواهد کرد.
to present or give something, often with a sense of honor or generosity

اعطا کردن, بخشیدن
رویداد خیریه با هدف اعطای قدردانی به داوطلبان برگزار شد.
to grant power, authority, or rights to someone, typically in an official or legal context

واگذار کردن, تفویض کردن
هیئت مدیره به کمیته اجرایی اختیار تصمیمگیریهای استراتژیک را تفویض کرد.
to grant permission or approval for someone to possess or have something

اعطا کردن, دادن
صاحبخانه به مستاجر حق نگهداری از حیوان خانگی در آپارتمان اجارهای را اعطا کرد.
to give something with a sense of superiority

اعطا کردن, تفویض کردن، بخشیدن
پادشاه با حرکتی متکبرانه بخشش خود را به زندانی گناهکار اعطا کرد.
to formally present or propose something

ارائه دادن
کاپیتان تیم یک پیشنهاد برای بهبود عملکرد تیم در جلسه تقدیم کرد.
to generously give or spend, especially on luxurious or extravagant things

بیپروا خرج کردن, ولخرجی کردن
او انتخاب کرد که توجه زیادی به باغش بدهد، با کاشتن گلهای نادر و تزئینات پرزرق و برق.