افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای وقف

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به فداکاری اشاره دارند مانند "اختصاص دادن"، "قربانی کردن" و "تخصیص دادن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال کمک کردن و آسیب رساندن
to dedicate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex:

دانشمند سال‌ها تحقیق را به یافتن درمانی برای یک بیماری نادر اختصاص داد.

to devote [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The government is planning to devote more resources to improving public transportation .

دولت برنامه‌ریزی می‌کند تا منابع بیشتری را به بهبود حمل‌ونقل عمومی اختصاص دهد.

to allocate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The school board will allocate funds for new classroom equipment in the upcoming fiscal year .

هیئت مدرسه در سال مالی آینده بودجه‌ای را برای تجهیزات جدید کلاس‌ها تخصیص خواهد داد.

اجرا کردن

قربانی کردن

Ex: Individuals may sacrifice certain luxuries to save money for important life goals .

افراد ممکن است برخی از تجملات را فدا کنند تا برای اهداف مهم زندگی پس‌انداز کنند.

to allot [فعل]
اجرا کردن

سهمیه دادن

Ex: The organization plans to allot a portion of its budget for community outreach programs .

سازمان برنامه دارد بخشی از بودجه خود را به برنامه‌های ارتباط با جامعه اختصاص دهد.

to earmark [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The government plans to earmark funds for the construction of new public schools .

دولت برنامه‌ریزی کرده است که بودجه‌ای را برای ساخت مدارس عمومی جدید کنار بگذارد.

اجرا کردن

روی چیزی سرمایه‌گذاری کردن

Ex:

سرمایه‌گذاران مبالغ هنگفتی را در استارتاپ فناوری ریخته‌اند، با انتظار رشد آینده.

to grant [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: He granted their appeal for more funding .

او اعطا کرد درخواست آنها را برای بودجه بیشتر.

to confer [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The organization regularly confers certifications on professionals who meet the standards .

سازمان به طور منظم گواهینامه‌هایی را به متخصصانی که استانداردها را رعایت می‌کنند اعطا می‌کند.

to bestow [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The teacher will bestow awards on students who excel in their academic achievements .

معلم به دانش‌آموزانی که در دستاوردهای تحصیلی خود برتری دارند، جوایزی اعطا خواهد کرد.

to vest [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن

Ex:

سیاست شرکت به کارمندان حق مشارکت در فرآیندهای تصمیم‌گیری را اعطا می‌کند.

to accord [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: Management finally accorded the employees the flexible working hours they had been requesting .

مدیریت در نهایت به کارمندان ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیری را که درخواست کرده بودند اعطا کرد.

اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The celebrity vouchsafed an autograph to her fans as though it were a privilege .

سلبریتی عنایت کرد که یک امضا به طرفدارانش بدهد، گویی که این یک امتیاز بود.

to tender [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: The artist tendered an exhibition proposal to showcase their latest works .

هنرمند یک پیشنهاد نمایشگاه را برای نمایش آخرین آثار خود ارائه داد.

to lavish [فعل]
اجرا کردن

بی‌پروا خرج کردن

Ex: The chef lavished the dish with premium ingredients for a special event .

سرآشپز با مواد اولیه مرغوب، غذا را برای یک مناسبت خاص آراست.

to impart [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن

Ex: The book 's purpose is to impart a sense of hope to readers facing adversity .

هدف کتاب انتقال حس امید به خوانندگانی است که با مصائب روبرو هستند.