افعال مدیریت اطلاعات و اشیاء - افعال برای ارزیابی
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به ارزیابی مانند "آزمون"، "تجزیه و تحلیل" و "رتبه بندی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to take actions to check the quality, reliability, or performance of something

آزمودن, امتحان کردن، محک زدن
سرآشپز آزمایش خواهد کرد دستور العملهای مختلف را تا ترکیب کامل طعمها را پیدا کند.
to test something by doing or using it to find out if it is suitable, useful, good, etc.

امتحان کردن, آزمودن، سنجیدن، محک زدن
او یک شامپوی جدید را امتحان کرد تا ببیند آیا بهتر کار میکند یا نه.
to test something new or different to see how good or effective it is

امتحان کردن
تیم تصمیم گرفت روش آزمایش نشده را در آزمایش خود امتحان کند.
to do a scientific test on something or someone in order to find out the results

آزمایش کردن, امتحان کردن، تجربه کردن
دانشمندان آزمایش میکنند تا فرضیههای خود را آزمایش کنند.
to examine something scientifically, typically to discover facts or evidence

از نظر علمی بررسی کردن
دانشمندان علت شیوع بیماری را بررسی خواهند کرد.
to study a subject carefully and systematically to discover new facts or information about it

پژوهش کردن, تحقیق کردن
سارا در حال تحقیق در مورد دستور العمل های سالم برای بهبود مهارت های آشپزی خود است.
to look at something or someone carefully to find potential issues

معاینه کردن
دامپزشک سگ را معاینه کرد تا مطمئن شود که پس از سفر طولانی سالم است.
to examine or study something in detail in order to explain or understand it

تحلیل کردن, تجزیه کردن، آنالیز کردن
در کلاس ادبیات، از دانشآموزان خواسته شد تا نمادگرایی در رمان را تحلیل کنند.
to carefully examine something to verify its quality, accuracy, or condition

با دقت بررسی کردن
ارزیاب بررسی کرد اصالت نقاشی را تا ارزش آن را تعیین کند.
to examine something closely and carefully in order to find errors

موشکافی کردن, وارسی کردن
ویرایشگر متن را به دقت بررسی کرد تا مطمئن شود که عاری از هرگونه خطای دستوری است.
to examine something or someone very carefully and thoroughly

بررسی کردن
نگهبان امنیت قبل از ورود مسافران به فرودگاه، چمدانهای آنها را اسکن خواهد کرد.
an investigation using a flexible tool to examine a wound or body cavity

کاوشگر, بررسی
یک پروب به ارزیابی عمق زخم کمک کرد.
to take a closer look at something, especially thoroughly in order to investigate

با دقت بررسی کردن, وارسی کردن
حسابرس بررسی خواهد کرد سوابق مالی را برای اطمینان از رعایت مقررات.
to thoroughly review, examine, or check something

کامل بازبینی کردن, مرور کردن، بررسی کردن
حسابدار بررسی خواهد کرد صورتهای مالی را تا از صحت آنها اطمینان حاصل کند.
to examine something closely and analyze it in order to understand its essential features or meaning

دقیق بررسی کردن
روانشناس اثرات استرس بر سلامت روان را مطالعه خواهد کرد.
to carefully examine something to find problems, mistakes, or make sure that it is satisfactory

بررسی کردن, اطمینان حاصل کردن
من همیشه مواد تشکیلدهنده روی برچسبهای غذایی را بررسی میکنم تا ببینم آیا آلرژن وجود دارد یا خیر.
to closely examine to see if someone is suitable or something is true

به منظور اطمینان بررسی کردن
تیم تجهیزات را بررسی خواهد کرد تا اطمینان حاصل کند که در وضعیت کاری است.
to carefully examine something to check its condition or make sure it meets standards

بازرسی کردن, بررسی کردن
معلم کار دانشآموزان را بررسی خواهد کرد تا مطمئن شود که آنها دستورالعملها را رعایت کردهاند.
to take a small portion or specimen of something for examination, testing, or as a representation of a larger whole

نمونهبرداری کردن
آشپز مزهای از سوپ میگیرد تا چاشنی آن را بررسی کند.
to perform an official examination or review of a company's financial records or accounts to ensure accuracy and compliance

حسابرسی کردن, بررسی کردن
سازمان تصمیم گرفت هزینههای خود را حسابرسی کند تا پساندازهای بالقوه را شناسایی کند.
to carefully examine or assess something or someone

بررسی کردن, به دقت ارزیابی کردن
تیم امنیتی بازدیدکنندگان را قبل از اجازه دسترسی به ساختمان بررسی میکند.
to quickly read or examine something

خواندن (سرسری), نگاه (اجمالی) انداختن
قبل از امتحان، یادداشتهایم را مرور خواهم کرد.
to examine or inspect something quickly

نگاه اجمالی انداختن, بررسی کلی کردن
معلم قبل از ارائه بازخورد، به طور خلاصه به مقالات دانشآموزان نگاهی انداخت.
to investigate further based on information or suggestions provided by someone

پیگیری کردن
سرپرست از من خواست که پیگیری پیشرفت پروژه را با تیم انجام دهم.
to calculate or judge the quality, value, significance, or effectiveness of something or someone

سنجیدن
ارزیاب، ارزش ملک را قبل از فروش ارزیابی کرد.
to form a judgment on the quality, worth, nature, ability or importance of something, someone, or a situation

ارزیابی کردن
معلم درک دانشآموزان را از طریق آزمونها و امتحانات ارزیابی میکند.
to form a decision or opinion based on what one knows

قضاوت کردن
او قبل از تصمیم گیری برای استخدام، صلاحیتهای نامزد را قضاوت میکند.
to judge the value or importance of something

ارزیابی کردن, سنجیدن، ردهبندی کردن
من کار او را بسیار ارزیابی میکنم چون او بسیار با استعداد است.
to position someone or something on a scale based on importance, quality, etc.

رتبهبندی کردن
سرپرست داوطلبان را با توجه به صلاحیتهایشان برای شغل رتبهبندی خواهد کرد.
to give a score or rank to something based on its quality or performance

نمره دادن, ارزیابی کردن
او قبل از خرید، کیفیت میوهها و سبزیجات را در بازار درجهبندی میکند.
to determine if someone or something meets the necessary requirements or standards

واجد شرایط کردن, تعیین صلاحیت
او بر اساس دستاوردهای تحصیلی خود، نامزدها را برای بورسیه واجد شرایط میکند.
to make someone or something not fit or suitable for a particular position or activity

رد صلاحیت کردن, محروم کردن
ارسال نظرات توهین آمیز آنلاین، سلبریتی را از در نظر گرفتن برای حمایت مالی یک برند خانوادهپسند محروم کرد.
to carefully examine something and judge its value, often in terms of money or quality

ورانداز کردن
او جواهرات قدیمی را ارزیابی میکند تا ارزش آن را قبل از فروش تعیین کند.
