افعال مربوط به موضوعات - افعال مرتبط با فناوری

در اینجا شما برخی افعال انگلیسی مربوط به فناوری مانند "به روز رسانی"، "تایپ"، و "هک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات
to click [فعل]
اجرا کردن

کلیک کردن

Ex:

برای زوم کردن روی نقشه، روی ناحیه مورد نظر دوبار کلیک کنید.

to update [فعل]
اجرا کردن

به روز کردن

Ex: They updated the navigation system in the car to include the latest maps .

آنها سیستم ناوبری ماشین را برای شامل شدن جدیدترین نقشه‌ها به‌روزرسانی کردند.

to download [فعل]
اجرا کردن

دانلود کردن

Ex: The website allows users to download free music .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد موسیقی رایگان دانلود کنند.

to block [فعل]
اجرا کردن

بلاک کردن

Ex: They blocked the annoying relative who constantly commented negatively on their photos .

آنها بستگان آزاردهنده‌ای که مدام روی عکس‌هایشان نظر منفی می‌دادند را مسدود کردند.

to upload [فعل]
اجرا کردن

آپلود کردن

Ex: The website allows users to upload their own videos and share them with others .

وب‌سایت به کاربران اجازه می‌دهد ویدیوهای خود را بارگذاری کنند و با دیگران به اشتراک بگذارند.

to type [فعل]
اجرا کردن

تایپ کردن

Ex: The novelist typed furiously to meet the deadline for her manuscript .

رمان‌نویس برای رسیدن به مهلت دستنوشته‌اش با خشم تایپ می‌کرد.

to scroll [فعل]
اجرا کردن

اسکرول کردن (کامپیوتر)

Ex: He scrolled down the document to find the information he needed .

او برای یافتن اطلاعات مورد نیازش، سند را به پایین اسکرول کرد.

to hack [فعل]
اجرا کردن

هک کردن (رایانه)

Ex: Hacking a social media profile is a violation of privacy and can lead to serious legal consequences .

هک کردن یک پروفایل شبکه اجتماعی نقض حریم خصوصی است و می‌تواند عواقب قانونی جدی به دنبال داشته باشد.

to email [فعل]
اجرا کردن

ایمیل کردن

Ex: They emailed the professor to ask for an extension on the assignment .

آن‌ها به استاد ایمیل زدند تا برای تکلیف مهلت بیشتری بخواهند.

to message [فعل]
اجرا کردن

پیام دادن (از طریق موبایل)

Ex: They messaged each other throughout the day to stay connected .

آنها تمام روز به هم پیام دادند تا در ارتباط بمانند.

to code [فعل]
اجرا کردن

کدنویسی کردن (برنامه‌نویسی)

Ex: They coded a mobile app to track fitness goals and progress .

آن‌ها یک اپلیکیشن موبایل برای ردیابی اهداف و پیشرفت تناسب اندام کدنویسی کردند.

to program [فعل]
اجرا کردن

به کامپیوتر یا سیستم خاصی برنامه دادن

Ex: They programmed the security system to send alerts in case of any intrusions .

آن‌ها سیستم امنیتی را برنامه‌ریزی کردند تا در صورت هرگونه نفوذ، هشدار ارسال کند.

to encrypt [فعل]
اجرا کردن

رمزنگاری کردن

Ex: They encrypted the email attachments before sending them over the internet .

آنها پیوست‌های ایمیل را قبل از ارسال از طریق اینترنت رمزگذاری کردند.

to google [فعل]
اجرا کردن

گوگل کردن

Ex: The team googled the history of the ancient civilization .

تیم تاریخ تمدن باستانی را گوگل کرد.

to tweet [فعل]
اجرا کردن

توئیت زدن

Ex: They tweeted their opinions on the latest news story to engage in conversation .

آن‌ها نظرات خود را درباره آخرین خبر توییت کردند تا در گفتگو شرکت کنند.

to retweet [فعل]
اجرا کردن

ریتوئیت کردن

Ex:

آن‌ها یک میم خنده‌دار را ریتوییت کردند تا خنده‌ای را با دنبال‌کنندگانشان به اشتراک بگذارند.

to output [فعل]
اجرا کردن

خروجی گرفتن (کامپیوتر)

Ex: He outputs the data from the sensor readings to a spreadsheet for analysis .

او داده‌ها را از قرائت‌های سنسور به یک صفحه گسترده برای تحلیل خروجی می‌دهد.

to input [فعل]
اجرا کردن

وارد کردن (اطلاعات)

Ex: They input the coordinates into the GPS device to set the destination .

آن‌ها مختصات را در دستگاه GPS وارد کردند تا مقصد را تنظیم کنند.

to reboot [فعل]
اجرا کردن

دوباره راه انداختن

Ex: They rebooted the gaming console to resolve the freezing issue .

آنها کنسول بازی را ریستارت کردند تا مشکل یخ زدگی را حل کنند.

to vlog [فعل]
اجرا کردن

ولوگ زدن

Ex: They vlog their fitness journey , documenting workouts and progress .

آنها سفر تناسب اندام خود را وبلاگ ویدیویی می‌کنند، تمرینات و پیشرفت را مستند می‌کنند.

to digitize [فعل]
اجرا کردن

دیجیتالی کردن

Ex: They digitized paper documents by scanning them into electronic files .

آنها اسناد کاغذی را با اسکن کردن به فایل‌های الکترونیکی دیجیتالی کردند.

to plug in [فعل]
اجرا کردن

به برق وصل کردن

Ex:

لامپ کار نمی‌کرد چون کسی تصادفی آن را از برق کشیده بود؛ من دوباره آن را به برق وصل می‌کنم.

to type in [فعل]
اجرا کردن

در جایی (مخصوصا داخل کادر) تایپ کردن

Ex:

برنامه‌نویس خطوط کد را تایپ کرد تا نرم‌افزار را بسازد.

to log in [فعل]
اجرا کردن

وارد سیستم شدن (کامپیوتر و غیره)

Ex: You need to log in to your bank account to transfer money .

برای انتقال پول باید به حساب بانکی خود وارد شوید.

to debug [فعل]
اجرا کردن

عیب‌زدایی کردن

Ex: He encountered a problem with the program 's functionality and immediately started debugging to resolve it .

او با مشکلی در عملکرد برنامه مواجه شد و بلافاصله شروع به دیباگ کردن برای رفع آن کرد.

to corrupt [فعل]
اجرا کردن

خراب کردن (داده‌های کامپیوتری)

Ex: The hacker attempted to corrupt the company 's security system .

هکر سعی کرد سیستم امنیتی شرکت را خراب کند.