افعال مربوط به موضوعات - افعال مرتبط با ریاضیات

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به ریاضیات مانند "ضرب کردن"، "فاکتورگیری" و "کسر کردن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات
to multiply [فعل]
اجرا کردن

ضرب کردن

Ex: Doubling a recipe means multiplying all the ingredients by 2 .

دو برابر کردن یک دستور به معنای ضرب همه مواد در 2 است.

to add [فعل]
اجرا کردن

جمع زدن

Ex: If you add the costs of materials , labor , and overhead , you 'll get the total production expenses .

اگر هزینه‌های مواد، نیروی کار و سربار را جمع کنید، هزینه‌های کل تولید را به دست خواهید آورد.

to double [فعل]
اجرا کردن

دو برابر کردن

Ex: If you double the length of a side of a square , its area increases fourfold .

اگر طول یک ضلع مربع را دو برابر کنید، مساحت آن چهار برابر می‌شود.

to triple [فعل]
اجرا کردن

سه برابر کردن

Ex: By tripling the recipe , you 'll need three times the amount of ingredients .

با سه برابر کردن دستور غذا، به سه برابر مقدار مواد اولیه نیاز خواهید داشت.

اجرا کردن

چهار برابر کردن

Ex: The government aims to quadruple the funding for education programs in the next five years .

دولت قصد دارد بودجه برنامه‌های آموزشی را در پنج سال آینده چهار برابر کند.

to divide [فعل]
اجرا کردن

تقسیم کردن (ریاضی)

Ex: If you divide 16 by 4 , the result is 4 .

اگر 16 را بر 4 تقسیم کنید، نتیجه 4 می‌شود.

to subtract [فعل]
اجرا کردن

تفریق کردن

Ex: Subtracting expenses from income gives you your net profit .

تفریق هزینه‌ها از درآمد، سود خالص شما را به دست می‌آورد.

to average [فعل]
اجرا کردن

میانگین گرفتن

Ex: She averaged her monthly expenses to create a budget for the upcoming year .

او میانگین هزینه‌های ماهانه‌اش را برای تهیه بودجه سال آینده محاسبه کرد.

to factor [فعل]
اجرا کردن

فاکتورگیری

Ex: When factoring , you break down a number or expression into its basic building blocks .

هنگام فاکتورگیری, شما یک عدد یا عبارت را به بلوک‌های ساختمانی اساسی آن تجزیه می‌کنید.

to cube [فعل]
اجرا کردن

به توان سوم رساندن (ریاضی)

Ex: If you cube x , you get x^3 .

اگر x را مکعب کنید، x^3 به دست می‌آید.

to deduct [فعل]
اجرا کردن

کم کردن (تفریق)

Ex: Landlords can deduct certain property-related expenses , such as maintenance costs , from rental income for tax purposes .

صاحبان املاک می‌توانند برخی هزینه‌های مرتبط با ملک، مانند هزینه‌های نگهداری، را از درآمد اجاره برای مقاصد مالیاتی کسر کنند.

to square [فعل]
اجرا کردن

به توان دو رساندن

Ex: Squaring a negative number yields a positive result .

مربع کردن یک عدد منفی نتیجه مثبت می‌دهد.

to sum [فعل]
اجرا کردن

جمع کردن

Ex: To find the average , you sum all the numbers in a set and divide by the total count .

برای یافتن میانگین، شما تمام اعداد در یک مجموعه را جمع می‌کنید و بر تعداد کل تقسیم می‌کنید.

to total [فعل]
اجرا کردن

جمع کردن

Ex: At the end of the month , the accountant will total the sales figures to assess the company 's performance .

در پایان ماه، حسابدار ارقام فروش را جمع می‌کند تا عملکرد شرکت را ارزیابی کند.