افعال مربوط به موضوعات - افعال مرتبط با هنر و رسانه

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به هنر و رسانه اشاره دارند مانند "خط خطی کردن"، "تصویر کردن" و "مجسمه سازی" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات
to star [فعل]
اجرا کردن

بازیگر نقش اصلی بودن

Ex: She stars as the protagonist in the new Broadway musical .

او به عنوان شخصیت اصلی در موزیکال جدید برادوی بازی می‌کند.

to play [فعل]
اجرا کردن

نواختن

Ex: She played a beautiful melody on her violin .

او یک ملودی زیبا روی ویولنش نواخت.

اجرا کردن

رقص‌آرایی کردن

Ex: The ballet company is choreographing a classical piece for their repertoire .

کمپانی باله در حال طراحی رقص برای یک قطعه کلاسیک در رپرتوار خود است.

اجرا کردن

شروع به نواختن ساز کردن

Ex: In the park , a group of friends spontaneously struck up a song around the campfire .

در پارک، گروهی از دوستان به طور خودجوش یک آهنگ را در اطراف آتش شروع به خواندن کردند.

to doodle [فعل]
اجرا کردن

بی‌هدف نقاشی کشیدن

Ex: Whenever she 's on the phone , she doodles on a scrap of paper .

هر وقت که او تلفن است، روی تکه کاغذی خط خطی می‌کند.

to preview [فعل]
اجرا کردن

(فیلم، برنامه تلویزیونی و...) را قبل از اکران عمومی دیدن

Ex: Journalists are allowed to preview the new video game before it hits the shelves .

روزنامه‌نگاران اجازه دارند بازی ویدیویی جدید را قبل از عرضه به بازار پیش‌نمایش کنند.

اجرا کردن

شروع به گوش دادن یا تماشای یک برنامه کردن

Ex: I like to tune into the radio station playing jazz while I work .

من دوست دارم هنگام کار به ایستگاه رادیویی که جاز پخش می‌کند تنظیم کنم.

اجرا کردن

چیزی را دوباره گوش دادن

Ex: During their road trip , they played back the videos they took during the day and laughed at the fun memories .

در طول سفر جاده‌ای خود، آن‌ها ویدیوهایی را که در طول روز گرفته بودند دوباره پخش کردند و به خاطرات خنده‌دار خندیدند.

to act out [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: During the workshop , the students practiced how to act out a romantic dialogue with authenticity .

در طول کارگاه، دانش‌آموزان تمرین کردند که چگونه یک دیالوگ عاشقانه را اجرا کنند.

to picture [فعل]
اجرا کردن

عکس برداشتن

Ex: The artist has pictured the city skyline in vibrant colors on the canvas .

هنرمند خط افق شهر را با رنگ‌های زنده روی بوم تصویر کرده است.

اجرا کردن

مصور کردن (کتاب و مجله و غیره)

Ex: He illustrates the cookbook with colorful pictures of the finished dishes .

او کتاب آشپزی را با تصاویر رنگی از غذاهای آماده تصویر می‌کند.

to sculpt [فعل]
اجرا کردن

پیکرتراشی کردن

Ex: He sculpted a metal sculpture using welding techniques and shaping tools .

او با استفاده از تکنیک‌های جوشکاری و ابزارهای شکل‌دهی، یک مجسمه فلزی حکاکی کرد.

to animate [فعل]
اجرا کردن

به‌صورت کارتون درآوردن

Ex: The video game company animated lifelike movements for its characters to enhance gameplay .

شرکت بازی ویدیویی حرکات واقع‌گرایانه‌ای برای شخصیت‌هایش انیمیشن کرد تا تجربه بازی را بهبود بخشد.

to sketch [فعل]
اجرا کردن

پیش‌طرح زدن

Ex: They sketched the scene from memory after returning from their trip .

آنها پس از بازگشت از سفر، صحنه را از روی حافظه طرح زدند.

to stage [فعل]
اجرا کردن

روی صحنه اجرا کردن

Ex: The director is known for staging elaborate and visually stunning plays .

کارگردان به خاطر اجرا کردن نمایش‌های پیچیده و دیدنی شناخته می‌شود.

اجرا کردن

عکس گرفتن

Ex: The journalist photographs events for the newspaper .

روزنامه‌نگار رویدادها را برای روزنامه عکاسی می‌کند.

to dub [فعل]
اجرا کردن

دوبله کردن

Ex: The film distributor decided to dub the classic French movie into Mandarin to appeal to the Chinese market .

توزیع‌کننده فیلم تصمیم گرفت فیلم کلاسیک فرانسوی را به ماندارین دوبله کند تا بازار چین را جذب کند.

to debut [فعل]
اجرا کردن

آغاز فعالیت کردن

Ex: The fashion designer debuted her spring collection during Fashion Week .

طراح مد، مجموعه بهاری خود را در هفته مد معرفی کرد.

to premiere [فعل]
اجرا کردن

اولین نمایش

Ex: The band will premiere their latest album at the music festival .

گروه اولین نمایش آخرین آلبوم خود را در جشنواره موسیقی برگزار خواهد کرد.

to reprise [فعل]
اجرا کردن

*تکرار کردن

Ex: He reprises his famous guitar solo during the concert .

او در طول کنسرت سولو گیتار معروفش را تکرار می‌کند.