مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 38

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
to mimic [فعل]
اجرا کردن

تقلید کردن

Ex: The chef attempted to mimic the presentation of a Michelin-starred dish for their own menu .

سرآشپز سعی کرد ارائه یک غذای میشلن استار را برای منوی خود تقلید کند.

اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The mechanic implemented a new repair method to fix the vehicle 's engine .

مکانیک یک روش تعمیر جدید را اجرا کرد تا موتور وسیله نقلیه را تعمیر کند.

to dun [فعل]
اجرا کردن

نمک‌سود کردن ماهی

Ex: Tomorrow , the villagers will dun the sardines they caught in order to store them for the winter months .

فردا، روستاییان ساردین هایی را که صید کرده اند نمک سود می‌کنند تا برای ماه های زمستان ذخیره کنند.

to network [فعل]
اجرا کردن

ارتباط برقرار کردن

Ex: Tomorrow , they will network at the networking event to expand their business contacts .

فردا، آنها در رویداد شبکه‌ای شبکه‌سازی خواهند کرد تا ارتباطات تجاری خود را گسترش دهند.

to antic [فعل]
اجرا کردن

دلقک‌بازی درآوردن

Ex:

فردا، او در نمایش مدرسه شوخی خواهد کرد و استعداد خود را در کمدی فیزیکی به نمایش خواهد گذاشت.

to fidget [فعل]
اجرا کردن

بی‌قرار بودن

Ex: The dog fidgeted with excitement as his owner approached with the leash for their walk .

سگ از هیجان ول خورد در حالی که صاحبش با قلاده برای پیاده‌روی نزدیک می‌شد.

to conceive [فعل]
اجرا کردن

تجسم کردن

Ex:

تا زمانی که آنها دوره را به پایان رساندند، قبلاً موضوع را به عنوان یک حوزه مطالعه جذاب تصور کرده بودند.

to anoint [فعل]
اجرا کردن

تدهین کردن

Ex: Tomorrow , the shaman will anoint the tribal leader with blessed oil in a traditional ritual .

فردا، شمن در یک مراسم سنتی رهبر قبیله را با روغن مقدس تدهین خواهد کرد.

to furrow [فعل]
اجرا کردن

شیاردار کردن

Ex: Tomorrow , she will furrow the plot for the new flowerbeds in her backyard .

فردا، او زمین را برای بسترهای گل جدید در حیاط خلوتش شیار خواهد کرد.

to deforest [فعل]
اجرا کردن

جنگل‌زدایی کردن

Ex: Next month , the government plans to deforest the area for urban development .

ماه آینده، دولت برنامه دارد برای توسعه شهری منطقه را از درختان پاک کند.

to cite [فعل]
اجرا کردن

استناد کردن

Ex: The scientist cited previous experiments to support her hypothesis .

دانشمند به آزمایش‌های قبلی استناد کرد تا فرضیه خود را تأیید کند.

to thwart [فعل]
اجرا کردن

جلوگیری کردن

Ex: It is essential that proper measures be taken to thwart any potential security breaches .

ضروری است که اقدامات مناسب برای خنثی کردن هرگونه نقض امنیتی احتمالی انجام شود.

to rend [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: The storm 's powerful winds threatened to rend the sails of the sailing ship .

بادهای قدرتمند طوفان تهدید به پارگی بادبانهای کشتی می‌کرد.

to pare [فعل]
اجرا کردن

پوست کندن

Ex: Tomorrow , she will pare the cucumbers for the sandwich .

فردا، او خیارها را برای ساندویچ می‌کند.

to deplete [فعل]
اجرا کردن

به ته رسانیدن

Ex: Excessive use of water for irrigation purposes can deplete groundwater resources .

استفاده بیش از حد از آب برای مقاصد آبیاری می‌تواند منابع آب زیرزمینی را تمام کند.

اجرا کردن

حدس زدن

Ex: When the experiment yielded unexpected results , scientists conjectured that uncontrolled variables might have influenced the outcomes .

وقتی آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای به همراه داشت، دانشمندان حدس زدند که متغیرهای کنترل‌نشده ممکن است بر نتایج تأثیر گذاشته باشند.

to recruit [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن (نیروی کار)

Ex: Start-ups often face challenges when recruiting talent due to budget constraints .

استارت‌آپ‌ها اغلب در استخدام استعدادها به دلیل محدودیت‌های بودجه با چالش‌هایی مواجه می‌شوند.