قیدهای انگلیسی اشاره کننده به "دیدگاه های شخصی"

این قیدها برجسته می‌کنند که نظرات یک فرد بر اساس دیدگاه شخصی است تا واقعیت یا حقیقت، مانند "شخصاً"، "خوشبختانه"، "ایده‌آل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای نتیجه و دیدگاه
favorably [قید]
اجرا کردن

به‌طور مطلوب

Ex: The economic indicators pointed favorably towards growth , with increasing employment rates and consumer spending .

شاخص‌های اقتصادی به طور مطلوب به سمت رشد اشاره داشتند، با افزایش نرخ اشتغال و هزینه‌های مصرف‌کننده.

fortunately [قید]
اجرا کردن

خوشبختانه

Ex: Fortunately , the fire alarm went off in time , and everyone safely evacuated the building before any harm occurred .
luckily [قید]
اجرا کردن

خوشبختانه

Ex: The team faced a challenging opponent , but luckily , their star player made a spectacular comeback .

تیم با یک حریف چالش‌برانگیز روبرو شد، اما خوشبختانه، ستاره آنها یک بازگشت تماشایی انجام داد.

thankfully [قید]
اجرا کردن

خوشبختانه

Ex: Thankfully , the software glitch was quickly resolved , minimizing the impact on the project timeline .

خوشبختانه، مشکل نرم‌افزاری به سرعت حل شد و تأثیر آن بر زمان‌بندی پروژه به حداقل رسید.

اجرا کردن

به‌طرز جالبی

Ex: The artist , interestingly , used recycled materials to create a beautiful sculpture .

هنرمند، به طور جالبی، از مواد بازیافتی برای خلق یک مجسمه زیبا استفاده کرد.

ideally [قید]
اجرا کردن

به‌طور ایده‌آل‌

Ex: Ideally , a well-designed website is user-friendly , visually appealing , and has efficient navigation .

در حالت ایده‌آل، یک وبسایت به‌خوبی طراحی شده کاربرپسند، از نظر بصری جذاب و دارای ناوبری کارآمد است.

preferably [قید]
اجرا کردن

ترجیحاً

Ex: For a more energy-efficient home , use LED light bulbs , preferably instead of traditional incandescent bulbs .

برای خانه‌ای با مصرف انرژی کارآمدتر، از لامپ‌های LED استفاده کنید، ترجیحاً به جای لامپ‌های رشته‌ای سنتی.

اجرا کردن

ترجیحاً

Ex: In the bookstore , customers preferentially choose discounted books over full-priced ones .

در کتابفروشی، مشتریان ترجیحاً کتاب‌های تخفیف‌خورده را به جای کتاب‌های با قیمت کامل انتخاب می‌کنند.

memorably [قید]
اجرا کردن

به یاد ماندنی

Ex: The grand finale of the fireworks display was executed memorably , captivating the entire crowd .

پایان بزرگ نمایش آتش بازی به صورت به یاد ماندنی اجرا شد و تمام جمعیت را مجذوب خود کرد.

gratefully [قید]
اجرا کردن

با سپاسگزاری

Ex: The organization gratefully accepted the donation , recognizing the positive impact it would have on their community projects .

سازمان با قدردانی کمک مالی را پذیرفت و تأثیر مثبت آن بر پروژه‌های جامعه خود را تصدیق کرد.

longingly [قید]
اجرا کردن

با اشتیاق

Ex: She spoke longingly about her dream vacation , expressing a strong desire to visit exotic destinations .

او با اشتیاق درباره تعطیلات رویایی خود صحبت کرد، و تمایل شدیدی برای بازدید از مقاصد عجیب و غریب ابراز داشت.

hopefully [قید]
اجرا کردن

به امید اینکه

Ex: The negotiations are ongoing , hopefully leading to a mutually beneficial agreement .

مذاکرات در حال انجام است، امیدواریم که به توافقی دوسود منجر شود.

personally [قید]
اجرا کردن

شخصاً

Ex: I personally believe that reading is a great way to expand one 's knowledge .

شخصاً معتقدم که خواندن راهی عالی برای گسترش دانش است.

honestly [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He honestly sees no other solution to the problem .

صادقانه بگویم، او راه‌حل دیگری برای مشکل نمی‌بیند.

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

اجرا کردن

فرضی

Ex: Hypothetically speaking , if time travel were possible , one could visit any historical era .

فرضاً، اگر سفر در زمان ممکن بود، می‌شد به هر دوره تاریخی سر زد.

unfavorably [قید]
اجرا کردن

به طور نامطلوب، منفی

Ex: The court ruling went unfavorably for the defendant , leading to a significant penalty .

حکم دادگاه به نامساعد برای متهم انجامید که منجر به مجازات قابل توجهی شد.

اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

regretfully [قید]
اجرا کردن

متاسفانه

Ex: Regretfully , the error in the report was not noticed until after its distribution .

متأسفانه، خطای موجود در گزارش تا پس از توزیع آن متوجه نشد.

critically [قید]
اجرا کردن

منتقدانه

Ex: Reviewers have written critically of the restaurant 's inconsistent service .

منتقدان به صورت انتقادی در مورد خدمات ناسازگار رستوران نوشته‌اند.

regrettably [قید]
اجرا کردن

متأسفانه

Ex: Regrettably , the museum was closed for renovations during the tourist 's visit .

متأسفانه، موزه در طول بازدید گردشگر برای بازسازی بسته بود.

erroneously [قید]
اجرا کردن

به اشتباه

Ex: The news article erroneously reported the event 's date , causing confusion among readers .

مقاله خبری تاریخ رویداد را به اشتباه گزارش داد و باعث سردرگمی خوانندگان شد.

cynically [قید]
اجرا کردن

با بدبینی

Ex: Cynically , she assumed that any act of kindness had a hidden , self-serving motive .

بدبینانه, او فرض کرد که هر عمل مهربانی انگیزه‌ای پنهان و خودخواهانه دارد.

skeptically [قید]
اجرا کردن

با شک و تردید

Ex: Skeptically , she considered the proposal , questioning its feasibility and potential drawbacks .

با شک و تردید، او پیشنهاد را در نظر گرفت، در مورد امکان‌پذیری و معایب بالقوه آن سوال کرد.

arguably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The novel is arguably a classic , with its profound impact on literature and culture .

این رمان بی‌شک یک اثر کلاسیک است، با تأثیر عمیقش بر ادبیات و فرهنگ.

supposedly [قید]
اجرا کردن

فرضاً

Ex: The treasure map supposedly leads to a hidden island with untold riches .

نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروت‌های بی‌شمار منتهی می‌شود.

اجرا کردن

به طرز قابل درکی

Ex: After facing multiple setbacks , the company 's decision to reevaluate its strategy was understandably necessary .

پس از مواجهه با چندین شکست، تصمیم شرکت برای ارزیابی مجدد استراتژی خود قابل درک بود.