چیزی را متوجه شدن
در حالی که فناوری جدید در ابتدا او را متحیر کرد، او به سرعت متوجه شد و در استفاده از آن ماهر شد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چیزی را متوجه شدن
در حالی که فناوری جدید در ابتدا او را متحیر کرد، او به سرعت متوجه شد و در استفاده از آن ماهر شد.
بادقت بررسی کردن
بعد از جلسه، او تنها نشست تا پیشنهادها را به دقت بررسی کند.
بالاخره متوجه شدن
مدتی طول کشید، اما در نهایت، او فهمید نرمافزار جدید را و شروع به استفاده کارآمد از آن کرد.
آشکار شدن
همانطور که به سخنرانی گوش میداد، اهمیت پیشرفت علمی کم کم برایش روشن شد.
اندیشیدن
پس از بحث، او تمایل داشت که روی کلمات رد و بدل شده تمرکز کند، که منجر به استرس بیشتر میشد.
اندیشیدن
درمانگر او را تشویق کرد تا درباره احساسات و دلایل استرس خود تأمل کند.
تصمیمی را به روز بعد موکول کردن
قبل از نهایی کردن قرارداد، طرفین موافقت کردند که روی شرایط بخوابند و هرگونه اصلاحیه را صبح بررسی کنند.
بالاخره چیزی را فهمیدن
در کار جدید کمی احساس گمگشتگی میکردم، اما خیلی سریع به روال چسبیدم.
برای انجام کاری برنامهریزی کردن
او برنامه دارد که به زودی کسب و کار خود را شروع کند.