چیزی را مبنا قرار دادن
شرکت قصد دارد بر روی شهرت خود در ارائه خدمات با کیفیت بنا کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چیزی را مبنا قرار دادن
شرکت قصد دارد بر روی شهرت خود در ارائه خدمات با کیفیت بنا کند.
به نفع خود استفاده کردن
او میخواست از موفقیت اخیر خود استفاده کند و کسبوکار خود را راهاندازی کند.
تغذیه کردن
نوزادان در مراحل اولیه رشد برای مواد مغذی ضروری خود از شیر تغذیه میکنند.
بر تن داشتن (لباس
متوجه شدم که او گوشوارههایش را به گوش داشت، که حالتی از ظرافت به او میداد.
فقط نوعی از غذای خاص را خوردن
فرد زندگی میکرد از فست فود، سلامت و نیازهای تغذیهای خود را نادیده میگرفت.
شکار کردن
در اعماق اقیانوس، ماهیهای بزرگتر برای زنده ماندن شکار ماهیهای کوچکتر میکنند.
زیاد روی چیزی سرمایهگذازی نکردن
هنگام بازسازی خانه، آنها تصمیم گرفتند که بر روی پی صرفهجویی نکنند، که ثبات بلندمدت را تضمین میکند.
(برای چیزی) خرج کردن
شرکت بودجه قابل توجهی را برای کمپینهای بازاریابی و تبلیغات خرج کرد.
امتحان کردن (لباس و غیره)
فروشگاه یک اتاق پرو فراهم میکند که مشتریان میتوانند قبل از خرید لباسها را امتحان کنند.