افعال عبارتی با استفاده از 'On' و 'Upon' - انجام یک اقدام (بر روی)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'On' و 'Upon'
اجرا کردن

روی کسی حساب کردن

Ex: The CEO could count upon the experienced executive team to make informed decisions during challenging times .

مدیر عامل می‌توانست به تیم اجرایی با تجربه اعتماد کند تا در زمان‌های چالش‌برانگیز تصمیمات آگاهانه بگیرند.

اجرا کردن

به چیزی وابسته بودن

Ex: Your success in the interview will hang upon your ability to communicate effectively .

موفقیت شما در مصاحبه به توانایی شما در برقراری ارتباط مؤثر بستگی دارد.

اجرا کردن

به صورت اجمالی به چیزی اشاره کردن

Ex: Can you touch upon the matter of budget constraints in your presentation ?

آیا می‌توانید در ارائه خود به موضوع محدودیت‌های بودجه اشاره کنید؟

اجرا کردن

به تصمیم نهایی رسیدن

Ex: The project manager encouraged team members to collaborate and decide upon the project 's priorities .

مدیر پروژه اعضای تیم را تشویق کرد تا همکاری کنند و در مورد اولویت‌های پروژه تصمیم بگیرند.

اجرا کردن

از ضعف کسی سواستفاده کردن

Ex: The movie played upon the common fears of isolation and abandonment .

فیلم از ترس‌های مشترک انزوا و رها شدن سوءاستفاده کرد.

اجرا کردن

تمام وقت و تلاش خود را صرف چیزی کردن

Ex:

آشپز روی تهیه دستور العمل روی تخته برش کار کرد.

اجرا کردن

بر خوردن

Ex: During our hike , we came upon a beautiful waterfall hidden deep in the forest .

در طول پیاده‌روی‌مان، به یک آبشار زیبای پنهان در اعماق جنگل برخوردیم.

اجرا کردن

ناگهان مواجه شدن

Ex: In the dark alley , they were startled when they fell upon a stray cat .

در کوچه تاریک، وقتی به یک گربه ولگرد برخوردند وحشت زده شدند.

to hit upon [فعل]
اجرا کردن

به یک ایده عالی رسیدن

Ex: I was stuck on my novel 's plot , but I hit upon an exciting twist that revitalized the story .

من در طرح رمانم گیر کرده بودم، اما به یک پیچش هیجان‌انگیز رسیدم که داستان را احیا کرد.