ساعت زدن (هنگام ورود)
کارگران در ساعت زمان برای ثبت شروع و رسماً شروع شیفتهای خود صف تشکیل دادند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ساعت زدن (هنگام ورود)
کارگران در ساعت زمان برای ثبت شروع و رسماً شروع شیفتهای خود صف تشکیل دادند.
کمکم از چیزی یا کسی خوش آمدن
در ابتدا، من همکلاسی جدیدم را دوست نداشتم، اما حالا ما دوست هستیم. او واقعاً روی من رشد کرد.
دست نگه داشتن
او به دوستش گفت صبر کند در حالی که او یک کار سریع را تمام میکرد.
صبر کردن
معلم به دانشآموزان گفت صبر کنند تا او پاسخهایشان را بررسی کند.
نتیجه معکوس دادن
تلاش برای به دست آوردن مزیت ناعادلانه در بازی برگشت به ورزشکار تقلب کننده وقتی که دستگیر و محروم شد.
تصمیمگیری را به تعویق انداختن
شورای شهر تصمیم گرفت از تصمیم گیری در مورد مسئله تقسیم بندی خودداری کند و هر گونه تصمیمی را به جلسه بعد موکول کرد.
روی چیزی باارزش ریسک کردن
علیرغم عدم قطعیتها، او با جسارت پسانداز خود را روی سرمایهگذاری پرخطر شرط بست، به امید بازدهی قابل توجه.
اثر گذاشتن
مسائل جهانی بر اقتصاد بسیاری از ملتها تأثیر میگذارند.
پیشرفت کردن
بازسازیها به خوبی پیش میرود. خانه شروع به زیبا شدن کرده است.
بهبود بخشیدن
شرکت به طور مداوم به دنبال راههایی برای بهبود خدمات مشتری خود است تا رضایت را تضمین کند.
تجربه کردن
افرادی که احتیاطهای سلامتی را نادیده میگیرند ممکن است در نهایت با مشکلات سلامتی روبرو شوند.
تصادفی به کسی یا چیزی برخوردن
علاقهمند به طبیعت به طور اتفاقی به یک گونه نادر پروانه در طول پیادهروی برخورد کرد.
غیر منتظره چیزی را پیدا کردن
او به طور تصادفی به یک سکه نادر در حال جستجوی فلز در ساحل برخورد کرد.