افعال عبارتی با استفاده از 'On' و 'Upon' - تلاش، ریسک یا افشا (روشن)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'On' و 'Upon'
to focus on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی تمرکز کردن

Ex:

او تصمیم گرفت تمرکز کند بر مهم‌ترین جنبه‌های طرح کسب‌وکار.

اجرا کردن

به مراجع مربوطه اطلاع دادن

Ex: The witness was hesitant but eventually agreed to inform on the gang 's criminal activities .

شاهد مردد بود اما در نهایت موافقت کرد که در مورد فعالیت‌های جنایی باند اطلاع دهد.

اجرا کردن

اصرار کردن

Ex:

او اصرار داشت که شنیده شود و نگرانی‌هایش توسط مدیریت مورد توجه قرار گیرد.

to let on [فعل]
اجرا کردن

فاش کردن

Ex:

او به دوستانش نشون نداد که از نظر مالی درگیر است.

to tell on [فعل]
اجرا کردن

کسی را افشا کردن

Ex: The employee told on her coworker for consistently arriving late to work .

کارمند به دلیل دیر رسیدن مداوم به کار، همکارش را لو داد.

to look on [فعل]
اجرا کردن

(از دور) نظاره‌گر بودن

Ex:

روستاییان با ترس نگاه می‌کردند در حالی که شعله‌ها خانه همسایه را فرا می‌گرفت.

to spy on [فعل]
اجرا کردن

جاسوسی کسی را کردن

Ex: The international organization deployed agents to various countries to spy on suspicious activities related to the illicit trade .

سازمان بین‌المللی عوامل خود را به کشورهای مختلف اعزام کرد تا بر فعالیت‌های مشکوک مرتبط با تجارت غیرقانونی جاسوسی کنند.

to work on [فعل]
اجرا کردن

(روی چیزی) کار کردن

Ex: They 're working on a plan to boost efficiency in the workplace .

آن‌ها روی برنامه‌ای برای افزایش کارایی در محیط کار کار می‌کنند.