ادامه دادن
برای رسیدن به اهدافمان، باید بر روی فرصتهایی که پیش میآیند عمل کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ادامه دادن
برای رسیدن به اهدافمان، باید بر روی فرصتهایی که پیش میآیند عمل کنیم.
موجب شدن
او از استرس ناشی از کار زیاد رنج میبرد.
ادامه دادن
گروه تصمیم گرفت با وجود مشکلات فنی ادامه دهد به کارگاه.
(با قدرت) ادامه دادن
کوهنوردان مصمم بودند که با وجود تغییرات غیرمنتظره آب و هوا، به مسیر ادامه دهند.
بدون دلیل طولانی شدن
فرآیندهای طولانی دادگاه شروع به کش دادن کرد و صبر همه طرفهای درگیر را آزمایش کرد.
به زمانی خاص نزدیک شدن
انگیزه تیم با نزدیک شدن به مهلت افزایش مییابد، ما را به سمت دستیابی به اهدافمان سوق میدهد.
تعدی کردن
حصار همسایه به حریم حیاط خلوت ما تجاوز کرد و فضای کمتری برای باغبانی برای ما باقی گذاشت.
به حریف نزدیک شدن
در دور آخر مسابقه، دونده پیشتاز احساس کرد که رقبایش به او نزدیک میشوند.
سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
او دقیقاً قبل از بسته شدن درها سوار مترو شد.
به زمان خاصی نزدیک شدن
مهمانی ساعت 7 بعدازظهر شروع شد، و الان نزدیک است به ساعت 10.
ادامه دادن
کارهای ساختمانی ادامه خواهند یافت تا زمانی که پروژه تکمیل شود.
ادامه دادن
کارگران کارخانه به محض تعمیر ماشینآلات تولید خود را ادامه دادند.
دوام آوردن
تیم پزشکی از بیمار خواست که کمی بیشتر تحمل کند در حالی که آنها برای عمل جراحی آماده میشدند.
به انجام کاری ادامه دادن
موتور به کار خود ادامه داد بدون مشکل علیرغم سفر طولانی.
موجب اتفاق افتادن چیزی در آینده شدن
تحقیقات جاری در مورد هوش مصنوعی احتمالاً منجر به پیشرفتهای تکنولوژیکی انقلابی خواهد شد.
زنده ماندن
پس از حادثه، او مصمم بود که به زندگی ادامه دهد و بیشترین استفاده را از فرصت دوم خود ببرد.
تسلیم نشدن
وقتی مسیر سخت شد، او تیمش را تشویق کرد که به پیش بروند.
به انجام کاری ادامه دادن
مهم نبود پروژه چقدر سخت شد، او همیشه آن را ادامه داد تا تکمیل شود.
به خواندن ادامه دادن
مجله یک مقاله جالب داشت، بنابراین او تصمیم گرفت به خواندن ادامه دهد و بیشتر کاوش کند.
بیوقفه ادامه پیدا کردن
فصل پایانی رمان به نظر میرسید بیوقفه ادامه یابد، جزئیات اضافی را ارائه میداد که برخی از خوانندگان غیرضروری یافتند.
با پشتکار ادامه دادن
حتی پس از مواجهه با رد شدن، او نیروی ادامه دادن و پیگیری حرفهاش در نویسندگی را پیدا کرد.
ماندن
پس از اتمام مدرک کارشناسی، او تصمیم گرفت برای مدرک کارشناسی ارشد بماند.
روشن کردن
میتوانید به من کمک کنید تلویزیون را روشن کنم؟ کنترل از راه دور را پیدا نمیکنم.
طولانی شدن
بیثباتی سیاسی در این منطقه برای دههها ادامه داشته، بدون هیچ پایانی در چشمانداز.