آموزش - کارکنان و پرسنل

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کارکنان و پرسنل مانند "معلم"، "استاد تمام" و "ناظر" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

instructor [اسم]
اجرا کردن

مدرس

Ex: She 's a yoga instructor at the local community center .

او یک مربی یوگا در مرکز جامعه محلی است.

educator [اسم]
اجرا کردن

دبیر

Ex: She was recognized as an outstanding educator for her innovative approach to curriculum development .

او به عنوان یک معلم برجسته برای رویکرد نوآورانه خود در توسعه برنامه درسی شناخته شد.

tutor [اسم]
اجرا کردن

معلم خصوصی

Ex: The tutor specializes in SAT preparation and test-taking strategies .

معلم خصوصی در آمادگی برای SAT و استراتژی‌های آزمون تخصص دارد.

preceptor [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: She sought advice from her preceptor in nursing school to improve her patient care skills .

او از استاد راهنمای خود در مدرسه پرستاری برای بهبود مهارت‌های مراقبت از بیمار مشورت خواست.

coach [اسم]
اجرا کردن

راهنما (شخص)

Ex: The language learner met regularly with a coach to practice speaking fluently .

یادگیرنده زبان به طور منظم با یک مربی ملاقات می‌کرد تا صحبت کردن به روانی را تمرین کند.

اجرا کردن

مربی معلمان

Ex: The teacher trainer observed classroom lessons and provided constructive feedback to help teachers refine their teaching approaches .

مربی معلمان دروس کلاسی را مشاهده کرد و بازخورد سازنده‌ای ارائه داد تا به معلمان در اصلاح روش‌های تدریس خود کمک کند.

reader [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex: The university appointed a new reader in economics to lead the research department .

دانشگاه یک خواننده جدید در اقتصاد برای رهبری بخش تحقیقات منصوب کرد.

professor [اسم]
اجرا کردن

استادیار (دانشگاه)

Ex: I have a meeting with my English professor tomorrow .

فردا جلسه‌ای با استاد انگلیسی خود دارم.

اجرا کردن

استادتمام

Ex: Full professors have the responsibility to shape the curriculum and guide departmental policies .

استادان تمام‌وقت مسئولیت شکل‌دهی به برنامه درسی و راهنمایی سیاست‌های بخش را دارند.

lector [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex: He was promoted from assistant lector to senior lector after publishing his research in top journals .

او پس از انتشار تحقیقات خود در مجلات برتر از استاد یار به استاد ارشد ارتقا یافت.

academic [اسم]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: He sought guidance from senior academics when choosing a topic for his doctoral thesis .

او هنگام انتخاب موضوع برای پایان‌نامه دکترای خود از اساتید ارشد راهنمایی خواست.

proctor [اسم]
اجرا کردن

ناظر

Ex: He sought clarification from the proctor regarding the exam instructions .

او از ناظر در مورد دستورالعمل‌های امتحان توضیح خواست.

invigilator [اسم]
اجرا کردن

ناظر

Ex: He reported any suspicious activity to the chief invigilator during the exam .

او هرگونه فعالیت مشکوک را به ناظر ارشد در طول امتحان گزارش داد.

grader [اسم]
اجرا کردن

نمره دهنده

Ex: The professor appointed a new grader to assist in managing the workload during exam season .

استاد یک نمره‌دهنده جدید منصوب کرد تا در مدیریت حجم کار در فصل امتحانات کمک کند.

اجرا کردن

دستیار آموزش دیده

Ex: He received training to work as a paraprofessional in the counseling department .

او آموزش دید تا به عنوان یک پاراپروفشنال در بخش مشاوره کار کند.

اجرا کردن

مامور عبور

Ex: He donned a bright vest and carried a handheld stop sign as he performed his duties as a crossing guard .

او یک جلیقه روشن پوشید و یک علامت توقف دستی حمل می‌کرد در حالی که وظایف خود را به عنوان نگهبان گذرگاه انجام می‌داد.

اجرا کردن

مشاور تحصیلی

Ex: A meeting with the guidance counselor was arranged to discuss options after graduation .

جلسه‌ای با مشاور راهنمایی ترتیب داده شد تا گزینه‌های پس از فارغ‌التحصیلی مورد بحث قرار گیرد.

deputy [اسم]
اجرا کردن

معاون

Ex: The deputy managed state affairs while the governor was away .

معاون در غیاب فرماندار امور دولتی را مدیریت کرد.

chair [اسم]
اجرا کردن

جایگاه استادی (دانشگاه)

Ex: The university is currently seeking a new chair for the business school to lead its strategic initiatives and academic programs .

دانشگاه در حال حاضر به دنبال یک رئیس کرسی جدید برای دانشکده کسب و کار است تا ابتکارات استراتژیک و برنامه‌های آکادمیک آن را رهبری کند.

don [اسم]
اجرا کردن

استاد دانشگاه (به ویژه در دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج)

Ex: He was honored to be appointed as a visiting don at Oxford , where he taught advanced mathematics courses .

او مفتخر بود که به عنوان دان در آکسفورد منصوب شد، جایی که دروس ریاضیات پیشرفته را تدریس می‌کرد.

chancellor [اسم]
اجرا کردن

رئیس دانشگاه

Ex: He represented the university at national conferences as chancellor , advocating for higher education policies .

او به عنوان رئیس دانشگاه در کنفرانس‌های ملی از دانشگاه نمایندگی کرد و از سیاست‌های آموزش عالی دفاع کرد.

president [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: He represented the university at national conferences as president , advocating for higher education policies .

او به عنوان رئیس دانشگاه در کنفرانس‌های ملی شرکت کرد و از سیاست‌های آموزش عالی دفاع کرد.

dean [اسم]
اجرا کردن

مدیرگروه (دانشگاهی)

Ex:

به عنوان رئیس دانشکده، پروفسور جانسون متعهد به ترویج تنوع و شمول در دانشکده است.

registrar [اسم]
اجرا کردن

ثبت نام

Ex: He provided transcripts to alumni upon request as part of the registrar 's services .

او رونوشت‌ها را به درخواست فارغ‌التحصیلان به عنوان بخشی از خدمات ثبت‌نام ارائه داد.

provost [اسم]
اجرا کردن

رئیس دانشگاه یا دانشکده

Ex: He represented the university 's academic interests in meetings with external stakeholders as provost .

او به عنوان معاون آموزشی منافع علمی دانشگاه را در جلسات با ذینفعان خارجی نمایندگی کرد.

principal [اسم]
اجرا کردن

مدیر مدرسه

Ex: The principal greeted students at the front entrance of the school every morning.

مدیر هر صبح دانش آموزان را در ورودی اصلی مدرسه سلام می‌کرد.

head [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: She became the head of school after years of teaching .

او پس از سال‌ها تدریس به مدیر مدرسه تبدیل شد.

اجرا کردن

معاون رئیس دانشگاه

Ex: The vice chancellor often represents the institution at conferences and public events .

معاون رئیس دانشگاه اغلب در کنفرانس‌ها و رویدادهای عمومی نماینده مؤسسه است.

اجرا کردن

معاون مدیر

Ex: In the absence of the principal , the vice-principal assumed leadership responsibilities and ensured the smooth operation of the school .

در غیاب مدیر، معاون مدیر مسئولیت های رهبری را بر عهده گرفت و عملکرد روان مدرسه را تضمین کرد.

visiting [صفت]
اجرا کردن

میهمان

Ex:

موسسه تحقیقاتی یک محقق مهمان از ژاپن را برای همکاری در مطالعه ای که توسعه پایدار شهری را بررسی می کند، میزبانی کرد.