علوم انسانی SAT - ارتباط
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارتباطات، مانند "لاف زدن"، "توضیح دادن"، "محاوره ای" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to openly accept something as true or real

تصدیق کردن
بسیاری از دانشمندان تأثیر تغییرات آب و هوایی بر الگوهای آب و هوایی جهانی را میپذیرند.
to say the sound of a letter or word correctly or in a specific way

تلفظ کردن, ادا کردن
او پس از ساعتها تمرین، نام خارجی را به طور کامل تلفظ کرد.
to show that something is false or incorrect

رد کردن, تکذیب کردن
دلیل او توسط فیلم دوربین های امنیتی رد شد.
to talk with excessive pride about one's achievements, abilities, etc. in order to draw the attention of others

لاف زدن
او همیشه راهی پیدا میکند تا در مورد دستاوردهای تحصیلیاش در تقریباً هر گفتوگویی به طور ظریف لاف بزند.
to speak in a low, soft voice, often in a way that is difficult to hear or understand

زیر لب حرف زدن, زمزمه کردن
در حالی که امواج به ساحل میخوردند، زوج به یکدیگر زمزمههای شیرین میکردند.
to clearly and confidently say that something is the case

به قطع اظهار کردن, ادعا کردن
در مقاله تحقیقاتی پیشگامانه خود، دانشمند اهمیت یافتههای خود را در پیشرفت دانش پزشکی تأکید کرده بود.
to publicly and officially state something

اعلام کردن
رئیسجمهور در مقابل جمعیت ایستاد تا در روز تاریخی استقلال ملت را اعلام کند.
to officially agree to a plan, proposal, etc.

موافقت کردن
پس از بررسی پیشنهاد، کمیته به اتفاق آرا تصمیم به تصویب پروژه برای اجرا گرفت.
to clearly and correctly articulate words

بیان کردن, تلفظ کردن
در کلاس زبان، معلم از دانشآموزان خواست که تمرین کنند و حروف صدادار را به دقت تلفظ کنند.
to represent something in a short and brief manner

خلاصه کردن, به اختصار بیان کردن
روزنامهنگار به مهارت رویدادهای روز را در یک مقاله خبری مختصر خلاصه کرد.
to talk rapidly and incoherently, making it hard for others to understand what is being said

تند و نامنسجم صحبت کردن
هیجان سرریز شد در حالی که او به طور نامنسجم درباره ماجراجویی هیجانانگیزی که تجربه کرده بود هذیان میگفت.
to explain something by providing examples, doing experiments, etc.

شرح دادن, توضیح دادن، مثال آوردن
ارائهدهنده مفهوم واکنشهای شیمیایی را با مخلوط کردن سرکه و جوش شیرین در مقابل مخاطبان نشان داد.
to give an explanation of something by talking about it in great detail

توضیح دادن, شرح دادن
او وقت گذاشت تا توضیح دهد زمینه تاریخی پشت رمان را.
to reluctantly admit that something is true after denying it first

اعتراف کردن, اقرار کردن
او مجبور شد اعتراف کند که حریفش استدلال قانعکنندهای ارائه داده است.
to quote or reproduce the exact words from a written or spoken source

نقل قول کردن
در سخنرانی خود، سیاستمدار یک سخنرانی معروف از تاریخ را نقل کرد تا مخاطبان خود را الهام بخشد.
to give someone a message, instruction, etc. by making a sound or movement

علامت دادن, اشاره کردن
داور با بلند کردن کارت زرد علامت پنالتی داد.
to draw back from what was said publicly before; often by force

پس گرفتن, عقب نشینی کردن
او عذرخواهی عمومی کرد و نظرات قبلی خود را پس گرفت.
to publicly express one's disapproval of something or someone

محکوم کردن, متهم کردن
جامعه بینالمللی استفاده از سلاحهای شیمیایی در درگیری را محکوم کرد.
to give a brief description of something excluding the details

خلاصه گفتن, مختصر گفتن
مدیر خلاصهای از اهداف کلیدی پروژه آینده را در جلسه تیم ارائه داد.
to insert a comment, remark, or question abruptly into a conversation

لابهلای (چیزی) گذاشتن
او یک شوخی در میان آورد که همه را خنداند.
to mention or express something in few words

اشاره کردن
پیشبینی آب و هوا نشان میداد که احتمال بارش باران در طول روز وجود دارد.
to suggest or assume the existence or truth of something as a basis for reasoning, discussion, or belief

پایه قرار دادن, مبنا قرار دادن، فرض کردن
قبل از انجام تحقیق، محقق باید فرضیههای کلیدی را که تحقیق را هدایت میکنند، مطرح میکرد.
to make something so simple that it loses its original meaning, intention, or key facts

سادهسازی بیش از حد, بیش از حد ساده کردن
معلم به دانشآموزان هشدار داد که توضیحات خود را درباره پدیدههای علمی بیش از حد ساده نکنند.
to take back a statement or belief, especially publicly

اعتراف کردن
پروفسور در پرتو یافتههای اخیر پژوهشی، دیدگاههای خود را در مورد موضوع پس میگیرد.
to explain or show the meaning of something using examples, pictures, etc.

توضیح دادن, با تصویر یا مثال روشن کردن
او از یک مثال واقعی برای نشان دادن نقطه نظرش در طول ارائه استفاده کرد.
to reject or disown something previously accepted or claimed, often in a formal or public manner

انکار کردن
پس از تأمل زیاد، او تصمیم گرفت از اشتباهات گذشته خود دست بکشد و از نو شروع کند.
to strongly and publicly disapprove of something or someone

شدیدا مخالفت کردن, مورد نکوهش قرار دادن
معلم تقلب را محکوم کرد و بر اهمیت صداقت تحصیلی تأکید کرد.
to propose or assume something as true or factual, serving as the foundation for further reasoning or argumentation

مسلم فرض گرفتن
دانشمند کامپیوتر یک الگوریتم جدید را مطرح کرد تا کارایی محاسباتی را در وظایف پیچیده حل مسئله بهبود بخشد.
to convey or tell something again, like a story, event, or experience

بازگویی, دوباره گفتن
معلم از دانشآموزان خواست که وقایع اصلی رمان را بازگو کنند.
to clarify and make something clear

روشن کردن, توضیح دادن
متخصص در حال روشنسازی پیامدهای یافتههای جدید تحقیقاتی بوده است.
to clearly define or state specific details, characteristics, or requirements

مشخص کردن
راهنمای نرمافزار مشخص خواهد کرد که نیازمندیهای سیستم برای نصب صحیح چیست.
to pronounce or utter something in a clear and precise way

شیوا صحبت کردن, شمرده سخن گفتن
در جلسه گفتاردرمانی، او روی چگونگی تلفظ صداهای دشوار کار کرد.
to give more information to make the understanding more complete

جزئیات اضافه کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا با گنجاندن جزئیات و مثالهای خاص، پاسخهای خود را بسط دهند.
to say words or phrases repeatedly and in a rhythmic manner

خواندن, تکرار کردن با ریتم
به عنوان بخشی از تمرین مدیتیشنشان، گروه برای خواندن مانتراهای آرامشبخش جمع میشدند.
to say something from memory, such as a poem or speech

از حفظ گفتن
او متن آهنگ را بدون از دست دادن حتی یک کلمه خواند.
(linguistics) to express a concept, thought, or idea in a foreign language

درست بیان کردن (یک مفهوم در یک زبان خارجی)
او ظرافتهای زبان خارجی را مطالعه کرد تا افکار و ایدههای خود را هنگام نوشتن به طور موثر کدگذاری کند.
a formal statement made either orally or in writing

اعلامیه
اعلام عشق او او را غافلگیر کرد.
an assertive and direct statement of objection or disapproval

اعتراض, پروتست
اعتراض سیاستمدار در مورد قانون جدید، یک بحث عمومی پرشور را برانگیخت.
a loud, forceful, or bombastic speech or outburst delivered with strong emotion, often critical or angry

سخنرانی خشمگین, اعتراض پرخاشگرانه
سخنرانی تند سیاستمدار علیه مخالفان با تشویق حامیان مواجه شد.
the act of using the voice to produce sounds or speech

آواسازی, تولید صدا
آواسازی او در طول آزمون قدرتمند و پر از احساس بود.
the act of strongly and persistently expressing or demanding something, often refusing to accept contrary opinions or suggestions

پافشاری, اصرار
a low, sorrowful sound typically made in response to pain, distress, or despair

ناله, آه
وقتی فهمید کلیدهایش را فراموش کرده است، نالهای از ناراحتی سر داد.
a heartfelt often vocal expression of deep sorrow or grief

گریه غمانگیز
ناله او برای سربازان کشته شده صمیمی و تکان دهنده بود.
able to speak or write clearly and effortlessly

روان, سلیس
داستانگویی روان او همه را درگیر نگه داشت.
relating to the everyday language spoken by ordinary people in a particular region or country

محلی, عامیانه
او دستورالعملها را به انگلیسی محاورهای نوشت تا مطمئن شود همه میتوانند به راحتی آن را بفهمند.
(of people) unable to express oneself clearly or easily

ناگویا, فاقدقدرتبیان
او از توضیح نامفهوم خود احساس ناامیدی کرد، قادر نبود ایدههایش را به وضوح بیان کند.
intended to explain and present information in a detailed manner

تفسیری, توضیحی
سخنرانی او توضیحی بود و تئوری را گام به گام ارائه میداد.
providing detailed information about how something looks, feels, sounds, or behaves

توصیفی, وصفی
راهنمای تور یک گزارش بسیار توصیفی از تاریخ و معماری قلعه ارائه داد.
able to utilize language to convey something well, especially in a persuasive manner

خوشبیان
معروف به مهارتهای ارتباطی فصیح، او در مناظره و سخنرانی عمومی عالی عمل میکند.
not having the quality to be explained, justified, or perceived

غیرقابلتوضیح, روشننکردنی
in a manner that is direct and clear

به صراحت, صریحاً
او به صراحت انتظاراتش را برای پروژه بیان کرد.
| علوم انسانی SAT | |||
|---|---|---|---|
| احساسات منفی | نظرات | نگرش مثبت | نگرش منفی و خنثی |
| اقامتگاه و تفریح | منابع و غذا | فضیلت | شر |
| ارتباط | تعامل | ||
