ریاضیات و منطق SAT - ارزیابی و انتقاد

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارزیابی و انتقاد، مانند "کسل کننده"، "نادرست"، "ارزیابی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ریاضیات و منطق SAT
to weigh [فعل]
اجرا کردن

سبک‌سنگین کردن

Ex: Considering multiple job offers , she weighed factors like salary , company culture , and career growth potential .

با در نظر گرفتن چندین پیشنهاد شغلی، او عواملی مانند حقوق، فرهنگ شرکت و پتانسیل رشد شغلی را سنجید.

to evaluate [فعل]
اجرا کردن

سنجیدن

Ex: The doctor is evaluating the patient 's symptoms to make a diagnosis .

پزشک علائم بیمار را ارزیابی می‌کند تا تشخیص دهد.

to assess [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: The financial analyst is assessing the company 's financial statements to provide investment advice .

تحلیلگر مالی در حال ارزیابی صورت‌های مالی شرکت است تا مشاوره سرمایه‌گذاری ارائه دهد.

اجرا کردن

رد صلاحیت کردن

Ex: Failing the medical exam disqualifies applicants from overseas postings .

عدم قبولی در معاینه پزشکی متقاضیان را از پست‌های خارجی محروم می‌کند.

inferior [صفت]
اجرا کردن

پایین تر (از نظر کیفیت)

Ex: The inferior craftsmanship of the furniture caused it to fall apart shortly after purchase .

صنعت پست مبلمان باعث شد که مدت کوتاهی پس از خرید از هم بپاشد.

tedious [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: Listening to the lecturer drone on about the same topic for hours became tedious after a while .

گوش دادن به سخنرانی که ساعت‌ها درباره یک موضوع یکنواخت صحبت می‌کرد پس از مدتی خسته‌کننده شد.

dismal [صفت]
اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The dismal atmosphere in the hospital made it hard for patients to stay positive .

جو غمگین بیمارستان باعث شد بیماران نتوانند مثبت بمانند.

cataclysmic [صفت]
اجرا کردن

فاجعه بار

Ex: The cataclysmic earthquake left entire cities in ruins .

زلزله فاجعه شهرها را به ویرانه تبدیل کرد.

dire [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: His dire predictions about the economy caused widespread panic .

پیش‌بینی‌های وحشتناک او درباره اقتصاد باعث وحشت گسترده شد.

revolting [صفت]
اجرا کردن

نفرت‌انگیز

Ex:

طعم منزجرکننده شیر فاسد برای خراب کردن صبحانه‌اش کافی بود.

erroneous [صفت]
اجرا کردن

مغالطه‌آمیز

Ex: His erroneous calculations in the budget resulted in significant financial errors .

محاسبات نادرست او در بودجه منجر به اشتباهات مالی قابل توجهی شد.

inefficient [صفت]
اجرا کردن

ناکارآمد

Ex: The inefficient assistant struggled to organize the files and often misfiled important documents .

دستیار ناکارآمد در سازماندهی پرونده‌ها مشکل داشت و اغلب اسناد مهم را اشتباه بایگانی می‌کرد.

improper [صفت]
اجرا کردن

نامناسب

Ex: It is improper to speak loudly in a library where others are trying to read .

نادرست است که در کتابخانه‌ای که دیگران در حال مطالعه هستند بلند صحبت کنید.

unfit [صفت]
اجرا کردن

نامناسب

Ex: His outdated computer was unfit for running the latest software programs .

کامپیوتر قدیمی او برای اجرای آخرین برنامه‌های نرم‌افزاری مناسب نبود.

pathetic [صفت]
اجرا کردن

تاسف بار

Ex: She could n’t help but feel sorry for his pathetic attempts at humor .

او نمی‌توانست از احساس تاسف برای تلاش‌های حقیرانه او در شوخی کردن خودداری کند.

adverse [صفت]
اجرا کردن

نامطلوب

Ex: The adverse impact of pollution on the environment threatens ecosystems and wildlife .

تأثیر منفی آلودگی بر محیط زیست، اکوسیستم‌ها و حیات وحش را تهدید می‌کند.

nondescript [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: Despite his nondescript appearance , he had an unforgettable personality .

علیرغم ظاهر بی‌خاصیت او، شخصیتی فراموش‌نشدنی داشت.

disastrous [صفت]
اجرا کردن

فاجعه بار

Ex: Ignoring climate change could have disastrous consequences for future generations .

نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی می‌تواند عواقب فاجعه‌آمیزی برای نسل‌های آینده داشته باشد.

egregious [صفت]
اجرا کردن

رسواگر

Ex: The egregious error in the calculation resulted in a significant financial loss .

اشتباه بارز در محاسبه منجر به زیان مالی قابل توجهی شد.

unsavory [صفت]
اجرا کردن

ناخوشایند

Ex: Her unsavory comments during the debate alienated potential supporters .

اظهارات ناخوشایند او در طول مناظره، حامیان بالقوه را دور کرد.

foul [صفت]
اجرا کردن

نفرت‌انگیز

Ex: The foul sight of the decaying animal carcass repulsed passersby .

منظر مشمئزکننده لاشه در حال پوسیدن حیوان، رهگذران را منزجر کرد.

grotesque [صفت]
اجرا کردن

زشت و مضحک

Ex: The abandoned doll had a grotesque appearance , with missing limbs and cracked porcelain .

عروسک رها شده ظاهری عجیب و غریب داشت، با اندام‌های از دست رفته و چینی‌های ترک خورده.

shoddy [صفت]
اجرا کردن

با کیفیت پایین

Ex: The homeowners regretted hiring the contractor when they discovered the shoddy workmanship , leading to leaks and structural problems .

صاحبان خانه از استخدام پیمانکار پشیمان شدند وقتی که کارmanship ضعیف را کشف کردند، که منجر به نشت و مشکلات ساختاری شد.

mundane [صفت]
اجرا کردن

کسالت‌بار

Ex: The mundane conversation at the party failed to captivate anyone 's attention .

گفتگوی عادی در مهمانی نتوانست توجه کسی را جلب کند.

dreary [صفت]
اجرا کردن

ملالت‌بار

Ex: The novel ’s dreary setting and slow pace made it hard to stay engaged .

فضای خسته‌کننده رمان و سرعت کند آن، ادامه‌ی همراهی را دشوار کرد.

filthy [صفت]
اجرا کردن

تهوع آور

Ex: Her filthy betrayal left a deep scar on their friendship .

خیانت کثیف او زخم عمیقی بر دوستی‌شان گذاشت.

janky [صفت]
اجرا کردن

بی کیفیت

Ex: The janky table wobbled every time someone put a plate on it .

میز لرزان هر بار که کسی یک بشقاب روی آن می‌گذاشت تکان می‌خورد.

ghastly [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The horror movie depicted ghastly scenes of violence and gore that left the audience in shock .

فیلم ترسناک صحنه‌های وحشتناک خشونت و خونریزی را به تصویر کشید که تماشاگران را شوکه کرد.

vile [صفت]
اجرا کردن

منزجرکننده

Ex: The vile conditions of the prison shocked human rights activists .

شرایط زشت زندان فعالان حقوق بشر را شوکه کرد.

dull [صفت]
اجرا کردن

کسل‌کننده

Ex: The dull response from the audience indicated that they were not interested in the topic .

پاسخ کسل‌کننده از سوی مخاطبان نشان می‌داد که آنها به موضوع علاقه‌ای نداشتند.

drab [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie 's drab storyline failed to captivate the audience .

داستان کسل‌کننده فیلم نتوانست مخاطبان را مجذوب خود کند.