ریاضیات و منطق SAT - حساب و آمار

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حساب و آمار را یاد خواهید گرفت، مانند "قابل تقسیم"، "دامنه"، "میانه"، و غیره که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز خواهید داشت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ریاضیات و منطق SAT
اجرا کردن

عدد مخلوط

Ex: When dividing mixed numbers , we convert them to improper fractions , perform the division , and then simplify the result if possible .

هنگام تقسیم اعداد مخلوط، آنها را به کسرهای نادرست تبدیل می‌کنیم، تقسیم را انجام می‌دهیم و سپس در صورت امکان نتیجه را ساده می‌کنیم.

اجرا کردن

عدد اول

Ex: Mathematicians study the distribution of prime numbers among integers .

ریاضیدانان توزیع اعداد اول را در میان اعداد صحیح مطالعه می‌کنند.

اجرا کردن

عدد گویا

Ex: The decimal 0.5 is a rational number because it can be converted to the fraction 1/2 , with 1 and 2 being integers .

عدد اعشاری 0.5 یک عدد گویا است زیرا می‌توان آن را به کسر 1/2 تبدیل کرد، که در آن 1 و 2 اعداد صحیح هستند.

اجرا کردن

عدد غیرمنطقی

Ex: The decimal form of an irrational number goes on forever without repeating .

فرم اعشاری یک عدد گنگ بدون تکرار تا ابد ادامه می‌یابد.

اجرا کردن

عدد مختلط

Ex: Operations with complex numbers follow specific rules different from those of real numbers .

عملیات با اعداد مختلط از قوانین خاصی پیروی می‌کنند که با قوانین اعداد حقیقی متفاوت است.

real number [اسم]
اجرا کردن

عدد حقیقی

Ex: Real numbers can be used to measure continuous quantities , such as distance and time .

اعداد حقیقی می‌توانند برای اندازه‌گیری کمیت‌های پیوسته، مانند فاصله و زمان استفاده شوند.

اجرا کردن

عدد صحیح

Ex: The numbers 0 , 1 , 2 , 3 , and so on are all whole numbers .

اعداد 0، 1، 2، 3، و به همین ترتیب همه اعداد صحیح هستند.

integer [اسم]
اجرا کردن

عدد صحیح

Ex: When rounding a decimal , you often get an integer as the result .

هنگام گرد کردن یک عدد اعشاری، اغلب یک عدد صحیح به عنوان نتیجه به دست می‌آید.

fraction [اسم]
اجرا کردن

کسر

Ex: She simplified the fraction 8/12 to 2/3 .

او کسر 8/12 را به 2/3 ساده کرد.

decimal [اسم]
اجرا کردن

دهگان (ریاضی)

Ex:

دانشمندان از نماد اعشاری برای بیان مقادیر بسیار کوچک، مانند اندازه‌گیری در نانومتر استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

کسر نامناسب

Ex: The teacher explained how to simplify an improper fraction to a whole number if the division is exact .

معلم توضیح داد که چگونه یک کسر نامناسب را به یک عدد صحیح ساده کنیم اگر تقسیم دقیق باشد.

mean [اسم]
اجرا کردن

میانگین (ریاضی)

Ex:

برای یافتن میانگین، همه مقادیر را جمع کنید و بر تعداد مقادیر تقسیم کنید.

root [اسم]
اجرا کردن

ریشه

Ex: The root of a number is fundamental in algebra and appears in many real-world applications .

ریشه یک عدد در جبر اساسی است و در بسیاری از کاربردهای دنیای واقعی ظاهر می‌شود.

range [اسم]
اجرا کردن

محدوده

Ex: The teacher explained how to calculate the range by subtracting the minimum value from the maximum value .

معلم توضیح داد که چگونه دامنه را با کم کردن کمترین مقدار از بیشترین مقدار محاسبه کنیم.

square [اسم]
اجرا کردن

توان دوم (ریاضی)

average [صفت]
اجرا کردن

میانگین

Ex: His average score in math class is 85 % .

نمره میانگین او در کلاس ریاضی 85٪ است.

solution [اسم]
اجرا کردن

راه‌حل (ریاضی)

Ex: The crossword puzzle solver was confident in his ability to find the solution to the Sunday puzzle .

حل‌کننده جدول کلمات متقاطع مطمئن بود که می‌تواند راه‌حل جدول یکشنبه را پیدا کند.

product [اسم]
اجرا کردن

حاصلضرب

Ex: When you multiply 7 by 5 , the product is 35 .

وقتی 7 را در 5 ضرب می‌کنید، حاصلضرب 35 است.

quotient [اسم]
اجرا کردن

خارج قسمت

Ex: The quotient of the numerator 8 and denominator 2 in the fraction 8/2 is 4 .

خارج قسمت صورت 8 و مخرج 2 در کسر 8/2 برابر با 4 است.

factor [اسم]
اجرا کردن

فاکتور (ریاضی)

Ex: Engineers consider various factors such as stress , load , and environmental conditions when designing structures .

مهندسان هنگام طراحی سازه‌ها عوامل مختلفی مانند استرس، بار و شرایط محیطی را در نظر می‌گیرند.

value [اسم]
اجرا کردن

مقدار

Ex: A constant is a specific value that remains unchanged throughout a mathematical expression or equation .

یک ثابت یک مقدار مشخص است که در طول یک عبارت یا معادله ریاضی بدون تغییر باقی می‌ماند.

inequality [اسم]
اجرا کردن

نابرابری

Ex: The solution to a system of linear inequalities represents the region in the coordinate plane where the shaded areas of the individual inequalities overlap .

راه‌حل یک سیستم از نابرابری‌های خطی نشان‌دهنده ناحیه‌ای در صفحه مختصات است که مناطق سایه‌دار نابرابری‌های فردی همپوشانی دارند.

equation [اسم]
اجرا کردن

معادله

Ex: Engineers use equations to model and predict the behavior of structures under different conditions .

مهندسان از معادلات برای مدلسازی و پیش‌بینی رفتار سازه‌ها در شرایط مختلف استفاده می‌کنند.

minimum [اسم]
اجرا کردن

حداقل

Ex: Each student is required to attend a minimum of three lectures per week .
exponential [اسم]
اجرا کردن

نمایی

Ex: Solving the equation requires understanding how to manipulate exponentials .

حل معادله مستلزم درک چگونگی دستکاری نمایی‌ها است.

linear [صفت]
اجرا کردن

(معادله) خطی

Ex: She found it easier to understand linear relationships because the graph was always a straight line .

او فهم روابط خطی را آسان‌تر یافت زیرا نمودار همیشه یک خط مستقیم بود.

اجرا کردن

نسبت مشترک

Ex: The common ratio is a crucial parameter in describing the behavior of populations in exponential growth models .

نسبت مشترک یک پارامتر حیاتی در توصیف رفتار جمعیت‌ها در مدل‌های رشد نمایی است.

اجرا کردن

مضرب مشترک

Ex: The common multiples of 3 and 7 include 21 , 42 , and 63 .

مضرب‌های مشترک 3 و 7 شامل 21، 42 و 63 می‌شوند.

اجرا کردن

عامل مشترک

Ex: The common factor of 15 and 25 is 5 .

عامل مشترک 15 و 25 عدد 5 است.

اجرا کردن

کوچکترین مخرج مشترک

Ex: The teacher explained that the least common denominator helps simplify the process of adding fractions with different denominators .

معلم توضیح داد که کوچکترین مخرج مشترک به ساده کردن فرآیند جمع کسرها با مخرج‌های مختلف کمک می‌کند.

probability [اسم]
اجرا کردن

احتمال

Ex: The probability of it raining tomorrow is 70 percent .

احتمال بارندگی فردا 70 درصد است.

to estimate [فعل]
اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: She tried to estimate the time it would take to finish the project .

او سعی کرد زمان لازم برای تکمیل پروژه را تخمین بزند.

اجرا کردن

دنباله حسابی

Ex:

برای تعیین اینکه آیا یک دنباله حسابی وجود دارد، بررسی می‌کنیم که آیا تفاوت بین جمله‌های متوالی ثابت می‌ماند.

frequency [اسم]
اجرا کردن

نرخ وقوع

Ex: The frequency of traffic accidents at the intersection increased during the winter months .

فرکانس تصادف‌های ترافیکی در تقاطع در ماه‌های زمستان افزایش یافت.

اجرا کردن

(statistics) an arrangement of values of a variable showing how often each occurs, either observed or theoretical

Ex: The distribution of ages in the population was analyzed .
median [اسم]
اجرا کردن

میانه

Ex: If a dataset is { 4 , 7 , 9 , 10 } , the median is the average of 7 and 9 , which is 8 .

اگر یک مجموعه داده {4، 7، 9، 10} باشد، میانه میانگین 7 و 9 است که 8 می‌شود.

bimodal [صفت]
اجرا کردن

دووجهی

Ex:

مطالعه نشان داد که توزیع سنی شرکت‌کنندگان دووجهی بود، با خوشه‌هایی در دهه‌های 20 و 50 سالگی.

اجرا کردن

انحراف معیار

Ex: Calculating the standard deviation helps understand the spread of the data set .

محاسبه انحراف معیار به درک پراکندگی مجموعه داده‌ها کمک می‌کند.

اجرا کردن

حاشیه خطا

Ex: Engineers included a margin of error in their measurements to account for slight imperfections .

مهندسان یک حاشیه خطا در اندازه‌گیری‌های خود گنجاندند تا نواقص جزئی را در نظر بگیرند.

random [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: The concept of random variation explains why repeated measurements of the same quantity can yield different results due to inherent unpredictability .

مفهوم تغییر تصادفی توضیح می‌دهد که چرا اندازه‌گیری‌های مکرر از یک کمیت می‌تواند به دلیل غیرقابل پیش‌بینی بودن ذاتی، نتایج متفاوتی به دست آورد.

trend line [اسم]
اجرا کردن

خط روند

Ex: When analyzing the data , the trend line revealed a gradual decline in customer satisfaction .

هنگام تجزیه و تحلیل داده‌ها، خط روند کاهش تدریجی رضایت مشتری را نشان داد.

dot plot [اسم]
اجرا کردن

نمودار نقطه‌ای

Ex: The dot plot showed a clear outlier , with one data point significantly higher than the rest of the values .

نمودار نقطه‌ای یک داده پرت واضح را نشان داد، با یک نقطه داده که به طور قابل توجهی بالاتر از بقیه مقادیر بود.

اجرا کردن

مدل خطی

Ex: Using a linear model , the researcher was able to predict the growth rate of the bacteria based on temperature .

با استفاده از یک مدل خطی، محقق توانست نرخ رشد باکتری را بر اساس دما پیش‌بینی کند.